نقدی بر همایشی که برگزار نشد! پیشکسوتان مطبوعات خوزستان و فضای حاکم بر رسانه های امروز استان

یکم:
اتفاق عجیبی است؛ ولی شما کافی است در اینترنت جست و جو کنید تا سوابق دیدار استاندار سابق خوزستان غلامرضا شریعتی را با پیشکسوتان مطبوعات خوزستان پیدا کنید، و پیدا نمی کنید!
از این عجیب تر این است که هر بار تلاش و تقلایی برای ارج گذاری و پاسداشت حرمت و مقام و جایگاه پیشکسوتان صورت گرفته، به چندین دلیل پنهان و پیدا، این تلاش و تقلا در نطفه خفه شده است!
برای اول بار، چند سال پیش، فکر می کنم سال ۹۷ بود که در تالار روزنامه اقتصاد بومی فراخوانی دادیم و دعوت تک به تک کردیم و حدود ۳۰ یا ۴۰ نفر و بلکه بیشتر از میان پیشکسوتان و اهل قلم قدیمی خوزستان را گرد هم آوردیم. کسانی هم در جمع ما بودند که در حال حاضر دیگر نیستند و جسم خاکی را برداشته اند و از این سرای دون زده اند بیرون و رفته اند در باغ های سرسبز خدا و بی شک نظاره گر اعمال ما هستند.
رضا گنجاپور و بهروز صالحی و حاج حسن اهوازی مثلن.
اگر اشتباه می کنم اشتباه مرا یادآوری کنید دوستان!
گفتند و گفتیم و تصمیم ها گرفته شد که کانونی مستقل در این رابطه تشکیل شود و خود پیشکسوتان سکاندار این کانون باشند. نشد! نتیجه نداد! مثل خیلی چیزهای دیگر در این برهوت سخت و صعب خوزستان؛ که هر حرکتی مستلزم همراهی جن و پری و انس و آدمی است! تازه اگر باز هم عده ای از همین آدمهای اطراف خود ما بگذارند. نمی گذارند. واقعیت همین است.
قرار شد دیداری با استاندار وقت داشته باشیم و با ایشان طرح موضوع کنیم برای ثبت این کانون و اگر بشود برای تشکیلات و استمرار نشست ها و سلسله برنامه های پیشکسوتان خوزستان، تمهیداتی اندیشیده شود.
شریعتی نیست ولی خدایش هست. والحق و الانصاف استاندار وقت سنگ تمام گذاشت. بدون سانسور همه حرف زدند. حتا آنها که یک روزگاری ممنوع القلم شده بودند و در خلوت و انزوا در فقر مطلق مطلق مطلق و در سکوت محض روزگار می گذراندند! مگر ما از این تیپ آدم ها هم داریم؟ بله داریم.
شریعتی رفت و خدایش ماند. خدای شریعتی از خود شریعتی و از همه ی ما و از استاندار جدید و آینده هم بزرگتر است. خداوند قضاوت خواهد کرد که این حرکت چرا شکل گرفت و چرا در نطفه خفه شد! سوزان بختیاری مُرد؛ بهروز مُرد؛ حاج حسن مُرد؛ باز هم هستند. باز هم کسانی هستند که در ظاهر ،جهان ما بازمانده ها را ترک کردند و رفتند. ولی هنوز پیشکسوتانی هستند که قدرشان را نمی دانیم. حواس مان به آنها نیست. و در زمانه ای که ششدانگ حواس مان به خودمان است که مبادا لولوی کرونا بیخ گلویمان را بگیرد، کسی حواسش به این آدم های نازنین نیست که!

دوم:
به هر روی، پیشنهاد برگزاری آیین و مراسمی برای بزرگداشت درگذشتگان و پاسداشت پیشکسوتان مطبوعات خوزستان، اگر چه در ابتدا با استقبال خود عزیزان پیشکسوت و دیگر اهالی رسانه همراه بود، و می رفت که با تشکیل دبیرخانه ی دائمی همایش پیشکسوتان مطبوعات خوزستان ، تبدیل به یک رخداد فرهنگی ماندگار شود، بنا به دلایلی که از ذکر آن حداقل در این بازه ی زمانی خودداری می کنم، و با توجه به اعلام دانشگاه علوم پزشکی مبنی بر عدم موافقت با برگزاری مراسم، کان لم یکن اعلام می شود.
ضمن عذرخواهی فراوان از محضر پیشکسوتان، اهالی رسانه، سازمان ها و ادارات و نهادهایی که تا همین جای کار هم نهایت همکاری را با ما بعنوان دبیرخانه همایش مبذول داشتند ، بدینوسیله اعلام می کنم هیچ مسوولیتی در قبال برگزاری آتی مراسم در هر زمان دیگر متوجه اینجانب نیست. و بدیهی است ادامه ی همکاری سازمان هایی که تاکنون درگیر این ماجرا بودند و پیگیری این همایش نیز به اینجانب کمترین ارتباطی ندارد.

با نهایت احترام

شهرام گراوندی
۲۳ بهمن ۱۴۰۰