فقدان طالقانی هنوز احساس می‌شود/ به مناسبت چهل‌وسومین سالگرد درگذشت آیت‌الله طالقانی

گروه سیاسی- آیت‌الله محمود طالقانی از جمله رهبران انقلاب اسلامی بود که پیش از آنکه نظام سیاسی برآمده از انقلاب تثبیت شود، دار فانی را وداع کرد. او از جمله رهبران انقلاب بود که با نگاهی باز، نظام سیاسی مطلوب را نظامی می‌دانست که در آن گروه‌های سیاسی مختلف امکان ابراز عقیده داشته باشند. به مناسبت چهل‌وسومین سالگرد درگذشت او، نگاهی به زندگی و آرای سیاسی طالقانی می‌اندازیم.

*نگاهی به زندگی طالقانی

محمود طالقانی در سال ۱۲۸۹ یعنی چهار سال پس از پیروزی انقلاب مشروطه، در روستای گلییرد طالقان به دنیا آمد. پدر ایشان از روحانیان سرشناس زمانه‌اش بود اما برخلاف جریان غالب روحانیت، از طریق ساعت‌سازی مخارج زندگی خود و خانواده‌اش را تأمین می‌کرد و همچنین، به لحاظ فکری به جریان‌های مذهبی نزدیک به مشروطه تعلق داشت.

محمود طالقانی از سن پایین به حوزه علمیه رفت و آموزش علوم دینی را شروع کرد. اما در سوی دیگر، به فعالیت سیاسی نیز گرایش داشت و از دوره رضا شاه کار سیاسی خود را شروع کرد. او که بارها و بارها به زندان افتاد، اولین بار در سال ۱۳۱۸ به دلیل مخالفت با سیاست کشف حجاب اجباری رضا شاه به زندان افتاد. بعدتر در دوره مصدق، او به حامیان نهضت ملی کردن صنعت نفت تبدیل شد و تا آخر عمر حامی مصدق باقی ماند.

در سال ۱۳۳۴ به دلیل پناه دادن به نواب صفوی  بار دیگر بازداشت شد. طالقانی علی‌رغم این‌ه به لحاظ فکری با نواب فاصله بسیار داشت اما او را که در معرض بازداشت و اعدام بود، در خانه خود مخفی کرد و به همین دلیل بازداشت شد.

طالقانی همزمان با فعالیت سیاسی ملی و تلاش برای مبارزه با دیکتاتوری محمدرضا شاه، به آرمان‌های جهان اسلام نیز گرایش فکری و عملی داشت و بارها در کنفرانس‌های جهانی مربوط وحدت اسلامی شرکت کرد که در سال ۱۳۳۵ به دلیل حمایت از مصر در جنگ با اسرائیل مجدداً دستگیر شد.

همان‌گونه که گفته شد، طالقانی به جریان‌های ملی گرایش سیاسی-فکری داشت. در همین راستا در سال ۱۳۳۹، به عضویت جبهه ملی دوم درآمد و در سال ۱۳۴۱ به عنوان عضو شورای مرکزی آن انتخاب شد.

اما نام  طالقانی بیش از هر تشکیلات دیگری با «نهضت آزادی ایران» گره خورده است. او در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ در تأسیس این تشکیلات سیاسی همراهی کرد و بیانیه‌ای برای ترغیب جامعه به عضویت در این گروه سیاسی منتشر کرد. البته، طالقانی در تیر ماه همان سال، به دلیل برگزاری مراسم یادبود برای شهدای قیام ۳۱ تیر ماه ۱۳۳۱ (در حمایت از نخست‌وزیری مصدق) برای بار دیگر دستگیر شد.

در بهمن ماه ۱۳۴۱ زمانی که محمدرضا شاه به دنبال رفراندوم درباره انقلاب سفید بود، آیت‌الله طالقانی به دلیل مخالفت با آن برای بار چندم بازداشت شد. دهه چهل، سال‌های اوج مبارزه طالقانی علیه حکومت استبدادی محمدرضا شاه بود. او در این دهه بارها بازداشت شد. در سال‌های ۴۲ تا ۴۶ در پرونده برخورد با نهضت آزادی محکومیت ۵ ساله به حبس را در زندان قصر گذراند.

ایشان در سال ۱۳۵۰ نیز به زابل تبعید شد و از آنجا هم به بافت انتقال یافت. در سال ۱۳۵۴ بار دیگر، بازداشت شد و این بار به ده سال حبس محکوم شد. ایشان از آذر ۱۳۵۴ تا آبان ۱۳۵۷ را در زندان گذراند و با اوج گرفتن مبارزات انقلابی و اقدام حکومت به آزاد کردن زندانیان سیاسی در هشتم آبان ماه ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد. آیت الله طالقانی با ساماندهی راهپیمایی تاسوعا و عاشورای سال ۵۷ در پیروزی انقلاب نقش کلیدی ایفا کرد.

ایشان در شورای انقلاب عضویت داشت اما با تندروهایی که بعضاً بعد از انقلاب اتفاق افتاد، موافق نبود. در ماجرای ناآرامی‌های کردستان و ترکمن صحرا تلاش کرد که با میانجی‌گری اختلافات را کند و از برخورد قهری جلوگیری به عمل آورد.

آیت‌الله طالقانی در مرداد ۱۳۵۸ برای اولین بار بعد از انقلاب نماز جمعه را اقامه کرد و تا شهریور ماه همان سال این مهم را انجام داد. خطبه‌های نماز جمعه ایشان از مهمترین سخنرانی‌های آن دوره محسوب می‌شود.

در نهایت، ایشان در نوزدهم شهریور ماه بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. بعدها برخی مرگ ایشان را مشکوک ارزیابی کردند اما هیچ گاه این موضوع بررسی نشده است.

*ویژگی‌های بارز طالقانی

آیت‌الله محمود طالقانی بیش از هر چیز به تفسیر قرآن شهرت دارد. ایشان کتابی با عنوان «پرتوی از قرآن» را که مجموعه تفسیر قرآن است  از خود به یادگار گذاشته است. آیت‌الله طالقانی از جمله علمای اسلام بود که معتقد به بازگشت و رجوع به قرآن بود و در طی سال‌هایی که در مسجد هدایت امام جماعت بود، با مراجعه به قرآن و تفسیر آیات آن می‌کوشید راهی برای زندگی انسان در شرایط معاصرش بیابد. در واقع، ایشان معتقد بود که باید قرآن را به کتاب هدایتی برای امروز بشر تبدیل کرد و در این چارچوب همیشه بر مبنای استدلال‌های قرآنی می‌اندیشید و آن را تبلیغ می‌کرد. اما کتاب پرتوی از قرآن به صورت خاص محصول تأملات ایشان در زندان بود.

ویژگی دیگری که آیت‌الله طالقانی به آن شناخته شده است، گرایش ملی ایشان بود. طالقانی برخلاف سنت رایج در بین روحانیت، فردی ملی‌گرا بود. مصدق و عملکردش در دوران نخست‌وزیری‌اش را تحسین می‌کرد و با جبهه ملی دوم همکاری داشت. همان‌گونه که اشاره شد، ایشان از مؤسسین نهضت آزادی محسوب می‌شود. تشکل سیاسی‌ای که در واقع می‌توان گفت طیف مذهبی جریان ملی‌گرای ایران بود.

آیت‌الله طالقانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در چهاردهم اسفند ماه ۱۳۵۷ در مراسم سالگرد درگذشت محمد مصدق سخنرانی کرد. او در این سخنرانی به حمایت قاطع از مصدق می‌پردازد و بار دیگر نشان می‌دهد که شخصیتی ملی‌گرا و دموکرات است. بعدتر نیز در سی‌ام تیر ماه ۱۳۵۸، در مراسم سالگرد قیام سی تیر سخنرانی کرد. این مراسم به ابتکار جبهه ملی برگزار شد. اما برخی گروه‌های تندرو ضد جبهه ملی بنا داشتند که مانع برگزاری این مراسم شوند، حضور آیت‌الله طالقانی در قامت سخنران مراسم مانع بر هم خوردن این مراسم شد. ایشان حتی در بیانیه‌ای از همه گروه‌های سیاسی دعوت کردند که در این مراسم حضور یابند. همین دعوت حتی باعث شد که مراسم باشکوهی برگزار شود.

آیت‌الله طالقانی در سخنرانی‌اش در این مراسم بر وحدت بین تمامی گروه‌ها تأکید  کردند. این تأکید بر «وحدت» یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که طالقانی با آن شناخته می‌شود. ایشان چه در این سخنرانی و چه در سخنرانی‌های دیگرشان (از جمله همان سخنرانی چهاردهم اسفند ماه) بر پرهیز از تفرقه تأکید می‌کردند و همه گروه‌های سیاسی را به وحدت ذیل یک نظام غیراستبدادی دعوت می‌کردند.

اما شاید بتوان گفت که وجه تمایز طالقانی از دیگر شخصیت‌های انقلابی، آن بود که ایشان چتری گسترده بودند که با آغوش باز به همه گروه‌های سیاسی پناه می‌دادند و فقط با مستبدان ضد آزادی همراهی نمی‌کردند. آیت‌الله طالقانی ملجأیی برای کسانی بودند که با ایشان اختلاف عقیده داشتند. در ناآرامی‌های کردستان و گنبدکاووس، اهالی این مناطق فقط به آیت‌الله طالقانی اعتماد داشتند و با اطمینان به وعده ایشان برای تشکیل نظام شورایی که همه اقوام و مذاهب مختلف بتوانند حق تعیین سرنوشت داشته باشند، آرام شدند. البته، آیت‌الله طالقانی آنقدر زنده نماند که این وعده‌اش را عملی سازد.

آیت‌الله طالقانی بعد از آن در یکم فروردین ماه ۱۳۵۸ و بعد از آغاز ناآرامی‌ها در کردستان به سنندج رفت و وعده نظام شورایی داد و بعد از آن در روزهای پایانی فروردین ماه به قم رفت تا در دیدار با امام خمینی درباره این موضوع رایزنی انجام دهد. ایشان در ۳۱ فروردین سخنرانی تاریخی‌ای در مدرسه فیضیه قم انجام می‌دهد و در آنجا از حق اقوام برای مدیریت امور محلی‌شان دفاع کرد.

آیت‌الله طالقانی در ۱۹ شهریور انقلاب و آنهایی را  که او را پناه خود می‌دانستند تنها گذاشت و رفت. فوت ایشان برای بسیاری از گروه‌های انقلابی همچون از دست دادن پدر بود. فوت طالقانی نه فقط آن زمان ضایعه‌ای بزرگ بود که هنوز هم ضایعه فقدانش احساس می‌شود.