گزارش «روزان» از واکنش ایرانیان به وضعیت افغانستان/ تپیدن دل ایرانیان برای هم‌زبانان همسایه

گروه سیاسی- اواخر ماه گذشته طالبان پس از تصرف شهر به شهر تمامی افغانستان، کابل را نیز به اشغال درآورد و در شرایطی که آمریکا در حال خروج از کشور بود، بر این کشور تسلط یافت. اتفاقاتی که در این مدت در افغانستان گذشت، در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت تا جایی که می‌شود گفت همدردی‌ای که مردم ایران با افغانستان انجام دادند، کم‌سابقه‌ترین همدردی یک ملت با ملت دیگر بوده است.

*واکنش ایرانیان به اتفاقات افغانستان

طالبان برای مردم ایران (و البته جهان) یکی از اصلی‌ترین نمادهای تضییع حقوق شهروندی و حتی فراتر از آن حقوق اولیه انسانی است. با این حال، در طول بیست سال گذشته که آمریکا به افغانستان تحت سلطه طالبان حمله و دولت آنها را ساقط کرد، پیوندی که قابل توجه باشد، بین این دو ملت برادر شکل نگرفت. تا این که در هفته‌های اخیر، با نزدیک شدن به پایان زمان تعیینی برای خروج آمریکا از افغانستان، طالبان موفق شد که شهر به شهر این کشور را فتح کند.

وقتی طالبان به پشت درهای هرات رسید، این بار دیگر آن روح مشترک بین مردم ایران و افغانستان تکان خورد. از اینجا بود که واکنش‌های کاربران ایرانی به تسخیر هرات، شبکه‌های اجتماعی را پر کرد.

هرات به عنوان یکی از اصلی‌ترین شهرهای ایران تاریخی، به عنوان یکی از اصلی‌ترین مراکز فرهنگی تمدن ایرانی، به عنوان شهر شعرای بزرگ فارسی زبان نقطه‌ای بود که توجه ایرانیان را به خود جلب کند و محرکی شد برای این که تلاش کنند خود را در کنار مردم افغانستان که مایل نیستند زیر بیرق امارت اسلامی طالبانی زندگی کنند، قرار دهند.

به ویژه این واکنش‌ها با موضع‌گیری جدیدی که به نظر می‌آید دولت ایران در قبال طالبان گرفته، ارتباط دارد. این تصور عمومی وجود دارد که دولت حالا به این نتیجه رسیده که با طالبان همکاری کند. اما مردم ایران انتظار داشتند که دولت ایران در مقابل این پیشروی‌ها موضع‌گیری کند.

در هر حال، هشتگ «هرات» در آن روزها از سوی کاربران ایرانی داغ می‌شد. اما هرات هم مانند دیگر شهرهای افغانستان سقوط کرد و فرمانداران و فرماندهان آن مقاومتی نشان ندادند. در نهایت هم نوبت به کابل رسید. طالبان اواخر مرداد به پشت درهای کابل رسید و ۲۴ مرداد بدون هیچ مقاومتی وارد کابل شد و تمامی مراکز دولتی را در اختیار گرفت.

تسخیر کابل و فرار اشرف غنی به معنای افتادن کامل آینده افغانستان در دست طالبان بود که با واکنش‌های بسیار بسیار زیاد ایرانیان همراه شد.

شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان چه توییتر و چه اینستاگرام به صحنه ابزار همدردی مردم ایران با افغانستان تبدیل شد و ایرانیان پا به پای خود مردم افغانستان به ترند کردن هشتگ‌های مربوط به این موضوع کمک کردند و یا در اتاق‌های خبر در کلاب‌های ایرانیان، موضوع افغانستان به سرخط خبرها تبدیل شد.

اما اتفاقات افغانستان با شکل گرفتن جبهه مقاومت ملی در پنجشیر و به رهبری احمد مسعود اوج دیگری گرفت. اوجی که باز هم همراهی جامعه ایران را با خود داشت. تا جایی که هشتگ SavePanjshir در ایران و افغانستان به صورت همزمان ترند اول بود.

*موضع‌گیری جبهه اصلاحات

اما آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاد، تحمیل شکست و ضربات نظامی به جبهه مقاومت ملی بود که این نیز با واکنش ایرانیان مواجه شد. در این میان، اولین واکنش از سوی جامعه مدنی ایران از سوی جبهه اصلاحات ایران انجام شد. آنها طی بیانیه‌ای نسبت به خطر پاکسازی قومی در پنجشیر واکنش نشان دادند.

در این بیانیه آمده است: «لشکر کشی طالبان با ابزار و ادوات جنگی باقیمانده از آمریکا،‌ به ارتفاعات پنجشیر افغانستان، همزمان با ورود رسمی و غیر رسمی حامیان سنتی طالبان،‌ به ویژه رئیس سازمان اطلاعات نظامی پاکستان به صحنه سیاسی و نظامی افغانستان هشداری در مورد خطر قتل عام قومی و حاکمیت مجدد ساختاری افراطی و خردستیز و انسان ستیز مدعی اسلام در این کشور است.

در حالی که بخش زیادی از مردم افغانستان و شخصیت‌های صاحب صلاحیت این کشور، با فرار از تهدید طالبان به نقاط دور دست و به ویژه ارتفاعات پنجشیر پناه برده‌اند، رژیم مدعی تشکیل دولت فراگیر به‌جای مذاکره با آنان برای رسیدن به توافقی قابل باور برای همه اقوام افغانستان، درصدد انجام عملیات نظامی به قصد پاکسازی قومی در ارتفاعات پنجشیر است.

جبهه اصلاحات ایران ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به وضعیت خطرناک افغانستان و قصد نظامیان طالبان و متحدانش برای قتل عام نیروهای فعال مخالف طالبان در این کشور، توجه دولت ایران و جامعه جهانی را نسبت به موارد ذیل جلب می‌کند.»

این نهاد سیاسی همچنین از وزارت خارجه هم درخواست‌هایی داشته است: «جبهه اصلاحات ایران نگرانی خود را نسبت به انفعال دیپلماتیک و عدم توجه همه جانبه نسبت به سرنوشت افغانستان و مردم این کشور از جمله زنان،‌ کودکان، جوانان، فرهیختگان، دانشگاهیان،‌ فعالان جامعه مدنی،‌ اقوام غیرپشتون و پیروان سایر مذاهب افغانستان اعلام کرده و از دولت و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران می خواهد که بدون درنگ نسبت به تشکیل ستاد بحران برای رصد و پیگیری و مدیریت دیپلماتیک تحولات افغانستان در این وزارتخانه متشکل از تواناترین دیپلمات‌های حرفه‌ای و متخصص اقدام کند.

ضرورت دارد با مدیریت این ستاد،‌ وزارت امور خارجه نسبت به جلب توجه جامعه جهانی به خطرات تهدید کننده آحاد مردم افغانستان شامل همه اقوام و پیروان مذاهب مختلف از جمله پناه گرفتگان در دره پنجشیر اقدام کند. همچنین با همراه کردن جامعه جهانی با هرگونه عملیات نظامی طالبان علیه مخالفانش به شدت مخالفت کرده و طالبان را به مذاکره با اقوام دیگر، برای تشکیل دولت فراگیر متشکل از همه اقوام و مذاهب افغانستان، متناسب با جمعیت آنان تشویق و ترغیب کند.

همچنین ضرورت دارد که وزارت امور خارجه نسبت به جلب توجه جامعه جهانی به دخالت‌های خطرناک دولت‌های حامی سنتی طالبان، داعش،‌ القاعده، افراطیون آسیای میانه و افراطیون خاورمیانه که در گذشته نیز در منطقه و افغانستان فاجعه آفریده‌اند،‌ اقدام کرده و با کمک جامعه جهانی مانع دخالت‌های خطرناک آنان در امور افغانستان و به ویژه پاکسازی قومی در این کشور شود.»

*نگاهی به دلایل این همدردی

همدردی و همراهی ایرانیان در این چند هفته با مردم افغانستان آنقدر زیاد بوده است که حتی برخی کاربران افغانستانی را هم متعجب کرده بود. باید اذعان کرد که میزان همدردی مردم ایران با مردم افغانستان در این موضوع شاید در میان ملل جهان کم سابقه بوده است. حال باید پرسید که چه عواملی باعث شده است که اتفاقات افغانستان تا این حد احساسات مردم ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

مهمترین وجه تشابه ایرانیان با مردم بخش‌های بزرگی از افغانستان اشتراک  فرهنگی است. ایرانیان و مردم افغانستان فقط با یکدیگر همزبان نیستند بلکه پیشینه فرهنگی دارند و در گنجینه ادبیات فارسی با هم مشترک هستند. همین پیوند بی‌بدیل باعث نزدیکی مردم این دو کشور به هم شده است.

اما علی‌رغم این اشتراک فرهنگی بوده است که زمانی که مردم ایران دیدگاه منفی به مردم افغانستان داشته‌اند و برخوردهای نژادپرستانه با مهاجران افغانی از خود نشان داده‌اند. آنچه که این روزها بار دیگر مورد توجه ایرانیان قرار گرفت همین اشتراک فرهنگی بود. دیدن علاقه احمدشاه مسعود و احمد مسعود به ادبیات و دادن جایگاه ویژه به آن، بار دیگر به مردم ایران یادآوری کرد که ما با بخشی از مردمان افغانستان کاملاً هم‌ریشه هستیم.

از سوی دیگر، نگرانی از تحمیل سبک زندگی خاص به مردم افغانستان موضوعی است که مورد توجه ایرانیان قرار گرفته است. به خصوص فعالان حقوق زنان در ایران در کنار زنان افغانستانی نگران آینده زنان در حکومت بنیادگرای طالبانی هستند.

نکته حائز اهمیت این است که مردم ایران از گرایش‌های سیاسی مختلف و متفاوت بر سر موضوع افغانستان با یکدیگر همصدا شده بودند و علی‌رغم تفاوت‌ها دغدغه افغانستان را داشتند. با در نظر گرفتن این نکات اگر سیاستمداران ایرانی بخواهند درسی از این همدردی مردم ایران با افغانستان بگیرند، این است که آنچه که می‌تواند مردم ایران را یکپارچه کند و انرژی آنها را متمرکز سازد، فرهنگ غنی مشترکی است که ایرانیان با یکدیگر دارند.