روزان تبعات عادی‌انگاری شیوع کووید را بررسی می‌کند/ پاندمی کرونا؛ مسئولیت اجتماعی و تلنگری به وجدان‌های بیدار 

درست یک سال و پنج ماه پیش با شروع همه‌گیری ویروس کرونا و مرگ فزاینده جمعی از هموطنان، زمزمه‌های تعطیلی دو هفته‌ای مشاغل شروع شد و حالا پس از گذشت ۱۷ماه به آمار تلفات ۱۰۰هزار نفر قربانی نزدیک می‌شویم و در پی تعلل و اختلاف‌نظر در خرید واکسن و نیز تحریم‌های امریکا این روزها با نگرانی روی موج پنجم سواریم.

به گزارش انجمن مسئولیت اجتماعی، بیش از ۵۰۰روز از شیوع کووید در ایران می‌گذرد. در این مدت خانواده‌های بسیاری داغدار شدند و دوستان و عزیزانی بسختی مبتلا و بعد از بهبودی با ضعف‌ها و مسایل روحی مضاعفی درگیر شدند. مشاغلی از دست رفت و افراد زیادی بیکار شدند. آموزش حضوری تعطیل و برخی کودکان خانواده‌های بی‌بضاعتی که دسترسی به امکانات و فناوری هوشمند نداشتند ترک تحصیل کردند. سالمندان زیادی به علت نگرانی در کنج خانه ماندند و ماه‌ها رنگ شادی، سبزی طبیعت و یا ساحلی را ندیدند و حس نکردند و چه بسا از نظر روحی بیمار شدند. کودکان زیادی لذت بازی با جمع هم‌بازی‌های خود در پارک‌ها را از یاد بردند و بودند مادرانی که با حسرت در آغوش گرفتن فرزندان خود، این دنیای فانی را بدون خداحافظی و در آغوش کشیدن عزیزان‌شان ترک کردند و چه بسیار کارکنانی که با ماه‌ها دورکاری در خانه افسرده و منزوی شدند و از همه مهمتر چه بسیار کادر درمانی که در پی روزهای متمادی کار و بی‌خوابی رنجور و بی‌رمق شدند.

ترددهای غیرضروری و عادی‌انگاری بیماری

نگارنده نوشته است: «این روزها در این فکر غوطه‌ورم ما که افتخارمان پیروی از علی(ع) و مردمانی عدالت‌دوست و ظلم‌ستیزیم چرا این‌گونه در گرداب بیماری و مشکلات غرق شده‌ایم و چرا عده‌ای آگاهانه و سهل‌انگارانه و یا خودخواهانه با عدم رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی حلقه‌ای از زنجیره انتقال ویروس می‌شوند و با ترددهای غیرضروری و دورهمی‌ها و سفرهای پی در پی و عادی‌انگاری بیماری، چرخه گردش و جهش روزافزون ویروس را فراهم می‌کنند و افراد معصومی پیرامون‌شان را بیمار و چه بسا به کام مرگ می‌کشند؟!»

در ادامه این نوشته آمده است: «در مقابل این جماعت سهل‌انگار، هموطنان مومن وآگاه زیادی هم هستند که با وجدان بیدار و هشدار ندای درون خویش کوچکترین تفریح و دیداری را بر خود حرام کرده‌اند و به جهت رعایت حقوق همنوعان خود ماه‌هاست از دیدار حضوری خانواده و دوستان و عزیزان‌شان امتناع کرده و حتی در مواردی امر درمان و جراحی‌های خود را به تعویق انداخته‌اند و یا همچون نگارنده این سطور سودای زیارت ائمه و زیارتگاه‌ها را در سر نپروراندند و تنها در خواب و رویا به زیارتی نائل شدند!»

در ادامه نگارنده این سطور این سوال رامطرح کرده است که «امروز از این جماعت پیرو علی(ع) می‌پرسم که این چه عدالتی است که از آن دم می‌زنیم ولیکن با سهل‌انگاری‌های خودخواهانه مان به شیوع کرونا دامن می‌زنیم؟! و چرا در کشور غیرمسلمان و کمونیستی چون چین همه مردم یکپارچه و هماهنگ، به صورتی بی‌نظیر، همدلانه و آگاهانه از ابتدای شیوه ویروس، زمان مشخصی را در قرنطینه کامل به سر بردند و در حد بضاعت‌شان به کمک آسیب دیدگان از بی‌رونق شدن کسب و کار شتافتند!»

همچنان شاهد کوچ غریبانه دوستان و آشنایان‌ 

طبق این گزارش «بعد از گذشت ماه‌ها زندگی در شرایط همه‌گیری ویروس کرونا، دیگر همگی به خوبی می‌دانیم این ویروس در درجه اول با بالا بردن ایمنی بدن و بعد با رسیدگی و درمان به موقع و تغذیه مناسب و دسترسی مناسب به دارو و درمان تا حد زیادی مغلوب می‌شود ودر این بین، تنها اقشار ضعیف که دسترسی به این امکانات و تجهیزات درمانی و بهداشتی برایشان مقدور نیست بیشترین آسیب را به ناچار تجربه کرده یا خواهند کرد. چرا باید ما شهروندان مدعی و مسلمان در پی این همه هشدار و توصیه با سهل‌انگاری و ساده‌انگاری‌مان به تداوم و ماندگاری ویروس کمک کنیم و عزیزان بیشتری را از دست بدهیم؟! آیا نمی‌نگریم که مشاغل بیشتری هر روزه در معرض کسادی قرار گرفته و خانه‌های بیشتری از هم پاشیده می‌شوند و چه بسیار افرادی که در این ماه‌ها افسرده و منزوی شده و چه جمعیت‌هایی در شهر و روستا که به جای شاد زیستن، پی در پی شاهد کوچ غریبانه دوستان و آشنایان‌شان و نظاره‌گر بنرهای سیاه عزاداری و ماتم و اندوه شده‌اند.»

براساس نوشته نگارنده «اگر وجدانی بیدار داشته باشیم و نسبت به سلامت جامعه کمی متعهد باشیم نمی‌توانیم با بی‌تفاوتی نسبت به مصائب جامعه بنشینیم تا تنها عده‌ای اخلاق‌مدار حقوق انسانی و شهروندی را پاس داشته و هر روز شاهد باشیم که عده‌ای خودخواه و بی‌تعهد با بهره‌گیری از فرصتی، با تقبل هر هزینه و جریمه و سرزنشی دل به جاده زده و در شهر و دیاری در ییلاقات و املاک خود اوقات خوشی را بی‌توجه به خطراتی که برای دیگران رقم می‌زنند تجربه کنند و نتیجه این بی‌مبالاتی که  معمولا با عدم رعایت اصول ایمنی و شیوه‌نامه‌های بهداشتی همراست، موجب تداوم همه‌گیری ویروس شده و خسارت‌های یاد شده ماحصل چنین سفرها و دورهمی‌هایی است! اگرامروز قادر نیستیم مانع تداوم تعطیلی آموزش‌های حضوری شویم و یا به دانش‌آموزان نیازمند تبلت و گوشی هوشمند اهدا کنیم، اگر این روزها قادر نیستیم در دریا و استخر به شنا و حتی آب درمانی بپردازیم؛ و یا به‌راحتی به سفر و گردش و دورهمی برویم من و خانواده‌ام خرسندیم که در مقابل چشمان منتظر پیر زنان و پیر مردان سرزمین‌مان که در پشت پنجره‌ها انتظار دیدار عزیزان‌شان را می‌کشند بی‌تفاوت نبوده‌ایم. مسروریم که به خود اجازه نمی‌دهیم در ساحل زیبایی قدم بزنیم و یا  بر روی امواج دریا موج‌سواری کنیم؛ در شرایطی که هموطنان‌مان بر روی موج کرونا بیم ناک و ترسان سوارند! آری ما نمی‌توانیم در این شرایط قرنطینه و رنج و بیکاری عده ای از شهروندان‌مان، جشن و شادی برپا کنیم!»

تداوم شیوع و طولانی‌ شدن دوران قرنطینه

به گزارش انجمن مسئولیت اجتماعی «بدیهی است با استمرار ویروس و عدم رعایت موازین بهداشتی و فاصله‌گذاری اجتماعی از سوی شهروندان باورناپذیر، قرنطینه برای افراد متعهد و شکیبا طولانی‌تر شده و رویای شنیدن صدای خنده و شادی کودکان در مدارس و حضور پرشور دانشجویان در دانشگاه‌ها و مجامع و دورهمی‌ها و مراکز زیارتی، فرهنگی و هنری و تفریحی و استادیوم‌ها و حتی رؤیای گرفتن مراسم عزاداری در شأن عزیزان از دست رفته به کابوسی منحوس بدل خواهد شد.»

نگارنده این‌گونه گزارش جمع‌بندی کرده است که «بیش از ۵۰۰روز گذشت و قریب به ۱۰۰هزار نفر از عزیزان‌مان را در این مدت، غریبانه از دست دادیم و پر واضح است در صورت تساهل و عادی‌انگاری و سهل‌انگاری‌های پی در پی این ارقام چندین برابرخواهد شد. ای کاش یک بار به جای این که بگوییم دیگران به سفر می‌روند پس چرا ما نرویم، با تلنگری به وجدان‌مان نگاهی انسانی‌تر داشته باشیم و بگوییم ۱۷ ماه است افرادی از همین سرزمین، رنگ آسمان را ندیده‌‌اند و همچون سایه‌ای در انزوا زندگی می‌کنند؛ چون نمی‌خواهند عامل انتقال ویروس و موجب بیماری و قتل بی‌نشان نفوسی شوند. باشد که با رجوع به آموزه‌های اخلاقی و دینی و بازیادآوری تبعات جبران‌ناپذیر اقدامات خودخواهانه و غیرمسئولانه‌مان در این روزهای بیم و امید، حقوق شهروندان و هموطنان متعهد و با وجدان‌مان را پاس بداریم تا هر چه زودتر سایه این ویروس منحوس از فضای سنگین و سرد این کشور و از سراسر گیتی کم شود. با امید آن روز.»