کارشناس مسائل افغانستان؛

ملازهی در گفت‌وگو با روزان: افغانستان در مسیر جنگ داخلی جدید

 گروه دیپلماسی: همزمان با نزدیک شدن به ۱۱ سپتامبر، زمان نهایی شدن خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان، طی روزهای گذشته طالبان به شدت در حال تاخت و تاز است و برخی ناظران سیاسی از کنترل ۸۰ درصد مناطق سرزمینی این کشور توسط این گروه سخن به میان آورده‌اند. اکنون وخامت اوضاع به گونه‌ای است که اشرف غنی و عبدالله عبدالله در مقام دو رهبر سیاسی افغانستان عازم واشنگتن شده تا با جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا پیرامون خروج نیروهای امریکایی از این کشور بعد از گذشت ۲۰ سال مذاکره کنند.

مجموع رخدادهای کشور افغانستان نشانگر آن است که این کشور با وضعیتی پرمخاطره در آینده بعد از خروج نیروهای ائتلاف مواجه بوده و احتمالا طی یک سال آینده شاهد تحولاتی بزرگ در این کشور باشیم. با این اوصاف، «روزان» در راستای پرداختن به مسائل و بحران سیاسی – نظامی چند وقت اخیر، با پیر محمد ملازهی، کارشناس مسائل افغانستان، گفتگو داشته است.

طالبان در وضعیت مسلط میدانی قرار دارد

پیر محمد ملازهی در ارزیابی خود از درگیری‌های اخیر میان نیروهای طالبان و با دولت مرکزی بر این باور است که طالبان در وضعیت کنونی در بُعد نظامی خود را در موقعیت مسلط می‌بیند. در سوی مقابل در دولت مرکزی افغانستان بعد از مشخص شدن زمان قطعی خروج نظامیان آمریکایی، از یک سو، میان هیئت حاکمه میان تیم‌های اشرف غنی و عبدالله عبدالله اختلافات بالا گرفته است و از سوی دیگر، نیروهای دولتی افغانستان بعد از مشخص شدن خروج قطعی آمریکایی‌ها، انگیزه چندانی برای مقابله با نیروهای طالبان ندارند. این وضعیت در شرایطی است که نیروهای طالبان از انسجامی قوی برخوردار بوده و برای ایجاد دولت اسلامی انگیزه مذهبی دارند. حتی نیروهای طالبان در مسیر پیشروی خود از حمایت خارجی نیز برخوردار هستند. در چنین فضایی که طالبان یک برتری نظامی محسوس را برای خود متصور است، انجام حملات گسترده برای کنترل مناطق سرزمینی مختلف افغانستان قابل پیش‌بینی و تصور بود. اکنون با به بن رسیدن مذاکرات دوجه، استانبول و نیز عدم تجدیدنظر آمریکایی ‌ها در ارتباط با خروج از افغانستان، به نظر می‌رسد طالبان به این باور رسیده که باید از فرصت برای پیشروی سیاسی خود بهره بگیرد.

افغانستان در مسیر وقوع جنگ داخلی قرار دارد

این کارشناس ارشد مسائل افغانستان در ادامه پیرامون این مسئله که ناظران سیاسی سقوط دولت طی چند ماه آینده را پیش‌بینی می‌کنند، تاکید کرد: «تمامی شواهد و قراین حکایت از این امر دارند که وضعیت کنونی بسیار مشابه با ماههای پایانی دروان حکومت محمد  نجیب‌الله (۱۹۹۶) است. در آن دروان نیروهای ارتش تجزیه قومی شدند و هر کدام از گروهها به گروه مجاهدین قوم خاض خود پیوستند. برای نمونه تاجیک‌ها به جمع نیروهای ربانی، ازبک‌ها به نیروهای ژنرال دوستم و پشتون‌های به گروه قومی خود پیوستند. در وضعیت کنونی نیز شرایط بر همین منوال است و امکان تجزیه در میان نیروهای ارتش بسیار محتمل است.حتی این امکان وجود دارد که در آینده نزدیک قدرت به صورت ۸۰ درصدی به نفع طالبان تقسیم شود.»

وی افزود: «در چنین فضایی بر این باور هستم که طالبان در وضعیت مسلط نظامی قرار دارد اما باید این واقعیت مورد توجه قرار بگیرد امور و تحولات سیاسی افغانستان همواره منتج از قوه قهریه و نظامی نبوده و نخواهد بود. باید توجه داشت که همزمان با پیشروی طالبان هزاره‌ها، تاجیک‌ها و ازبک‌ها و… در مناطق خود مسلح شده و به آسانی اجازه نخواهند داد که طالبان کنترل اوضاع را به صورت یکجانبه در دست بگیرد. مجموع این شرایط احتمال درگیر شدن طالبان در جنگ داخلی را بیش از هر زمان دیگری محتمل می‌کند. چنین سناریویی به هیچ عنوان مطلوب طالبان نیست و به نظر می‌رسد پاکستان و عربستان نیز به عنوان بزرگ‌ترین حامیان این گروه حاضر به حمایت از چنین رخدادی نیستند.»

مسلح شدن زنان در مقابل طالبان بازتاب گسترده‌ای خواهد داشت

ملازهی در بخش دیگر از اظهارات خود در ارتباط با مسلح شدن زنان در افغانستان تصریح کرد: «در وضعیت کنونی توجه به این مسئله ضروری است که عبدالله عبدالله و اشرف غنی با هدف قانع کردن جو بایدن، به عدم خروج یکباره و آسان از افغانستان در آمریکا حضور دارند. از نگاه این رهبران سیاسی، خروج آمریکا تمام دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و مدنی افغانستان طی سال‌های بعد از ۲۰۰۰ را نابود خواهد کرد. در واقع، بازگشت طالبان به افغانستان با یک سری تاثیرات مشهود و مسلم همراه خواهد بود که مهم‌ترین نمود آن را می‌توان در ارتباط با وضعیت زنان مورد ارزیابی قرار داد. در واقع، از دیدگاه طالبان زنان نباید تحصیل کنند، از خانه بیرون بیایند و در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت داشته باشند. در نتیجه امر شاهد هستیم که مسلح شدن زنان در افغانستان مشابه همان وضعیتی است که کردها در روژ آوا یعنی در شمال سوریه ایجاد کردند. حضور زنان در صف اول مبارزه با داعش موجب واکنش جامعه جهانی شد و شکست داعش را در پی داشت. در وضعیت کنونی نیز بیشترین ضرر را در صورت به قدرت رسیدن طالبان زنان متحمل خواهند شد. لذا می‌توان تصور کرد حضور زنان در مبارزه با طالبان می‌تواند موجب جلب حمایت بین‌المللی از دولت مدنی مرکز باشد.»

بحران افغانستان برای ایران بسیار اهمیت دارد

ملازهی در بخش پایانی گفته‌های خود تاکید کرد: «بازیگران منطقه‌ای  و بین‌المللی مرتبط با بحران افغانستان را می‌بایست در سه سطح مورد توجه قرار داد. یکی بازیگرانی هستند که با افغانستان مرز مشترک دارند و تحولات این کشور بر آن‌ها در ابعاد مختلف امنیتی، سیاسی و حتی اجتماعی تاثیر خواهد گذاشت. این کشورها شامل کشورهای آسیای مرکزی، ایران، پاکستان و تا حدودی چین است که به صورت مستقیم از تحولات این کشور تاثیر خواهند پذیرفت. برای نمونه در ارتباط با ایران هر گونه بحران بزرگ موجب افزایش سیل آوارگان به سوی ایران و افزایش ترانزیت مواد مخدر در فضای هرج و مرج به وجود آمده منجر خواهد شد. بنابراین می‌توان گفت بازیگرانی همانند ایران و پاکستان ناچار به مداخله در امور سیاسی این کشور هستند. در سطح دوم نیز بازیگران منطقه‌ای همانند ترکیه، عربستان، امارات، هند و… منافع ویژه خود را در افغانستان دنبال می‌کنند. در سطح فرامنطقه‌ای نیز اروپا و آمریکا در یک سوی ماجرا خواهند بود و روسیه، چین و ایران در سوی دیگر.»