کنکور و دانش آموزان سیگاری

  کنکور و دانش آموزان سیگاری

3 مرداد 1397 20:7

مهدی بهلولی، آموزگار

  حدود یک ماه پیش که کنکور سراسری برگزار شد، پسر من هم یکی از کنکوری ها بود. صبح زود با هم رفتیم حوزه آزمون در خیابان کارگر شمالی. قرار بود ساعت هفت و ربع، در ِ حوزه بسته شود؛ اما تا حدود هشت و پنج دقیقه، بچه ها در خیابان ماندند و در ِ حوزه باز نشد. شگفت انگیز و اندوه بار، شمار دانش آموزانی بود که می خواستند کنکور بدهند و در دقیقه های واپسین مانده به آغاز آزمون، به جای این که درباره درس حرف بزنند و میزان آمادگی شان و واپسین نکته های مهم را از هم جست و جو کنند از همدیگر سیگار می خواستند!
برای من که دبیر دبیرستان پسرانه ام و با این پدیده ناگوار در محیط مدرسه آشنا، نباید چندان شگفتی آور می بود؛ اما شمار دانش آموزان در حال سیگار کشیدن، بالاتر از حد انتظار بود و نمی شد متعجب و متاثر نشد.
بسیاری از پدر و مادرانی که بچه های شان را همراهی می کردند از دیدن آنچه می دیدند به نوعی در بهت فرو رفته بودند. پدر یکی از بچه ها که در کنار من ایستاده بود سرش را به گوشم نزدیک کرد و گفت که درس ِ پسر من چندان تعریفی ندارد، اما خوشبختانه اهل این برنامه ها نیست؛ درس سرش به گور! آخر بچه در این سن و سال باید سیگار بکشد؟!
گفتم من خودم آموزگار همین بچه ها هستم. سال گذشته در دبیرستانی در تهران درس می دادم. یک روز مدیر مدرسه در همان روزهای نخست سال، در دفتر دبیران گفت که یکی از دردسرهای ما در این مدرسه ، جمع کردن ته سیگارهایی است که بچه ها هر روز در گوشه و کنار حیاط مدرسه می اندازند و پس از پایان مدرسه، مستخدم ها باید جمع کنند و چون حیاط هم بزرگ است کار بسیار خسته کننده و وقت گیری است. پس از پایان مدرسه هم، بچه هایی که چند نفره می روند به قهوه خانه سنتی نزدیک مدرسه، کم نیست. خانواده ها هم می دانند اما کاری از دست شان برنمی آید.
بعد رفتم سراغ بچه های راهنمایی و گفتم که سیگار کشیدن، به آنجا هم کشیده شده است. گفتم همین چند هفته پیش که آزمون های خردادماه برگزار می شد، می توانستی بچه های دوره راهنمایی را ببینی که پیش یا پس از آزمون، در کوچه و خیابان سیگار می کشند. سیگار کشیدن و حتی کشیدن چیزهای دیگری مانند گل، در میان دانش آموزان، گسترش و فراگیری چشمگیری یافته و خود کارگزاران ارشد آموزش و پرورش هم می دانند و بارها اعلام کرده اند؛ اما گویا کاری از دست کسی برنمی آید و همگی تنها و تنها هشدار می دهند!
 خلاصه کلی حرف زدیم و درد دل کردیم. طرف گویا چندان در این فضاها نبود و نخستین بار بود که دانش آموز سیگاری می دید و به راستی اندر شگفت فرو رفته بود!
 
 
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما