گزارش «روزان» از واکنش‌های محمدرضا عارف نسبت به انتقادات:  دو راهی باز اندیشی یا تصلب

گزارش «روزان» از واکنش‌های محمدرضا عارف نسبت به انتقادات: دو راهی باز اندیشی یا تصلب

24 تیر 1397 16:27

 گروه سیاسی- در طول یکی دو سال گذشته عارف به دلایل گوناگونی چون عملکردش به‌عنوان رئیس فراکسیون امید، سخنان فرزندش در توجیه پدیده ژن خوب، نحوه عملکرد شورای عالی سیاست‌گذاری به‌ویژه در چینش لیست انتخاباتی شورای شهر پنجم و ... مورد نقد بوده است اما نامه‌ای که از سوی صد نفر از جوانان اصلاح‌طلب خطاب به رئیس دولت اصلاحات به‌عنوان رهبر جریان سیاسی اصلاح‌طلب منتشر شد، پیکان انتقاد را از منظری جدید به سمت عارف متوجه کرد. در آن نامه، ریشه بخشی مشکلات و ناکامی‌های اصلاحات به الیگارشی‌ای منتسب شد که در افکار عمومی اصلاح‌طلبان، عارف به‌عنوان یکی از سرنمون‌های آن شناخته می‌شود. این انتقادات محمدرضا عارف را به تک و تا انداخته است تا از عملکرد خود دفاع کند.

*ارائه روایت تاریخی متفاوت

جمعه 22 تیر محمدرضا عارف در یک سخنرانی‌ سیری از تاریخ اصلاحات ارائه کرد که قابل تأمل است. عارف در دیدار دبیران احزاب اصلاح‌طلب استان گیلان با یادآوری تحولات دهه 80 گفت: «دو سال بعد از پایان دولت اصلاحات و در جریان انتخابات مجلس هشتم در سال 86، بعد از رد صلاحیت‌های گسترده از حضور در آن انتخابات انصراف دادم. البته در نهایت لیستی منتشر شد و از بین افراد حاضر در این لیست 4 نفر به دور دوم رفتند که در نهایت دو نفر از آنها، آن هم با پشتوانه رای کارگران به مجلس راه پیدا کردند.» وی ادامه داد: «در جریان تحولات سال 88 هم باید سهم همه افراد و گروه‌ها در قبل و بعد از انتخابات 88 بررسی شود. حوادث 88 هزینه‌های زیادی را به جریان اصلاحات تحمیل کرد.» عارف همچنین با بیان اینکه متاسفانه گفتمان اصلاحات در دهه 80 با سیر نزولی رو به رو شد، تاکید کرد: «نباید سرنوشت گفتمان اصلاحات که با رای بالا در انتخابات 76 و 80 به رئیس دولت اصلاحات دوران خوبی را آغاز کرده بود در دهه 80 با شکست‌های پیاپی برای جریان اصلاحات همراه می‌شد. اتفاقی که در سال 82 برای رئیس دولت اصلاحات در دانشگاه تهران رخ داد آیا تصادفی بود؟ چه کسانی مسئولیت شکست جریان اصلاحات در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 و روی کار آمدن احمدی نژاد را متقبل می‌شوند؟»

اما مهم‌ترین  فراز سخن او برای این متن، این است که عارف ضمن بیان اینکه در انتخابات مجلس نهم با تحریم انتخابات موافق نبودم، گفت: «در جریان انتخابات سال 92 ناامیدی در جریان اصلاحات حاکم بود و حتی بخشی از نخبگان این جریان هم امیدی به تغیر اوضاع نداشتند و به من هم می‌گفتند نمی‌گذارند در انتخابات ظهور و بروزی داشته باشم در نهایت اما شرایط به گونه دیگری رقم خورد و روندی را از همان زمان آغاز کردیم که تاکنون با پیروزی گفتمان اصلاحات همراه بوده است و یکی از دلایل پیروزی در انتخابات‌های اخیر تشکیل شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بود.»

عارف تاکید کرد: «شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان در سال 94 به پیشنهاد شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تشکیل شد و بعد از اصرار دوستان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تصمیم به تشکیل شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان گرفتیم و هیات رئیسه آن نیز در یک فرایند دموکراتیک و با رای‌گیری انتخاب می‌شود.»

وی ادامه داد: «به کسانی که بعد از انتخابات مجلس دهم به دنبال انحلال شورای عالی سیاست‌گذاری بودند می‌گفتیم اگر این شورا منحل شود افرادی که با لیست امید پیروز شدند به چه نهادی باید پاسخگو باشند؟»

عارف با رد اظهارنظرهای برخی افراد که تشکیل شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان را باعث تضعیف احزاب می‌دانند، گفت: «به دلیل تشکیل شورای عالی اصلاح طلبان اعضای برخی احزاب از جمله اتحاد ملت، اعتماد ملی، کارگزاران و حزب ندا چندین برابر شد و این نشان از تقویت جایگاه احزاب است.»

می‌توان از سخنان عارف این استنتاج را کرد که از نظر او جریان اصلاحات در دهه 80 بنا به دلایلی دچار افت و افول می‌شود که این دلایل به وقایعی چون پشت کردن دانشجویان به رئیس دولت اصلاحات در دانشگاه تهران مرتبط است و  البته، در مقابل، عارف در بخشی از سخنانش نیز به تقدیر از عملکرد دولت اصلاحات در مدیریت بازار ارز، ذخیره گندم و ... می‌پردازد که این امر را به ذهن متبادر می‌کند که در نظر او بوروکرات‌های عصر اصلاحات که خود او از بلندپایه‌ترین  ‌هایش بود، عملکرد قابل تقدیری داشتند.

اما، از اینها مهم‌تر، تاریخ اصلاحات بعد از سال 92 است. عارف تاریخ این دوره را این‌گونه عرضه می‌کند که ناامیدی حاکم بود و او علی‌رغم ناامیدی‌ها ایستاد و ورق را به نفع اصلاح‌طلبان برگرداند و البته، بعد از آن نیز شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان که او در رأس آن قرار دارد، عامل موفقیت اصلاحات شد و شکست‌های انتخاباتی دهه 80 دیگر برای اصلاح‌طلبان تکرار نشد. البته، شورای عالی سیاست‌گذاری بر خلاف آنچه نامه صد نفره به رئیس دولت اصلاحات مدعی شده، در فرایندی دموکراتیک انتخاب شده است. همچنین، بر خلاف آنچه منتقدان می‌گویند این شورا نه تنها باعث تضعیف احزاب نشده که بر عکس موجب تقویت آن شده است و مثال آن نیز رشد احزاب اصلاح‌طلب در سال‌های اخیر است. به علاوه، عارف باز هم بر خلاف نظر منتقدان، شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان را نهاد ناظر بر عملکرد لیست امید معرفی می‌کند.

*بازاندیشی یا پاک کردن تصویر شخصی

این‌گونه که پیداست محمدرضا عارف انتقادهایی را که متوجه عملکرد اوست، شنیده است اما به جای آنکه از موضعی پذیرا بکوشد حداقلی از حقیقت را در کلام مخالفانش بیابد به ردّ و انکار آنها مشغول است.

محمدرضا عارف که به سکوت و انفعال در مجلس شورای اسلامی و در جایگاه رئیس فراکسیون امید متهم است، این روزها بیشتر حرف می‌زند و بیشتر واکنش نشان می‌دهد اما بیشتر از آنکه در مسیر پیش بردن مسئولیت اصلاح‌طلبانه‌اش باشد، در مسیر ردّ انتقادهاست. در محافل رسانه‌ای نیز می‌توان ادعا کرد که شاهد فعال‌تر شدن اهالی رسانه نزدیک به عارف هستیم. در مجموع، این روزها، هم از خود عارف و هم از نزدیکان رسانه‌ای‌اش تکاپوی بیشتری می‌بینیم.

با این حال باید پرسید که چقدر روایت تاریخی‌ای که عارف از بیست سال جریان اصلاحات و به‌ویژه دوره بعد از سال 1392 ارائه می‌دهد، مورد پذیرش افکار عمومی اصلاح‌طلبان است؟ از قضا بخشی از انتقادات به او متوجه نوع نگاه و تفسیری است که او از گذشته اصلاحات دارد. نگاهی که در آن، در دوره دولت اصلاحات، بوروکرات‌ها بی‌حاشیه و آرام کار کرده‌اند اما حاشیه‌سازانِ سیاسی‌کار بازی را به هم زده‌اند و موجب شکست شده‌اند. در حالی که منتقدان این نگاه را عامل بی‌معنا شدن اصلاحات به‌عنوان پروژه‌ای سیاسی می‌دانند. در همان نامه صد نفر به رئیس دولت اصلاحات اولین نقد این است که «امروز شاهد رشد گونه‌ای از اصلاح‌طلبی هستیم که به نوعی سیاست‌ورزی صرفا بوروکراتیک، بی برنامه و تهی از آرمان به منظور جابه‌جایی در میان حلقه‌ای محدود از مدیران سیاسی تقلیل پیدا کرده».

از سوی دیگر، باید اذعان کرد که از ناآرامی‌های دی ماه سال گذشته، حداقل یک اثر کامل باقی مانده است و آن هم شعار «اصلاح‌طلب/ اصول‌گرا/ دیگه تمومه ماجرا» است. این شعار بیش از هر کدام از اجزایش، نقد تندی به اصلاح‌طلبان است. نقدی که متضمن این معنا نیز هست که جریان سیاسی اصلاحات در شرایط کنونی در بهترین حالت چیزی جز بهبودخواهی نیست. این روایت تاریخی که عارف عرضه می‌کند که بعد از سال 92 با اتحاد بوروکرات‌های پاک و مورد قبول بلوک قدرت بود که پیروزی‌های انتخاباتی به دست آمد و در نتیجه، جریان اصلاحات زنده شد، همان نگاهی است که اصلاح‌طلبی را با بهبودخواهی یکی می‌گیرد و البته، عامل نقد اصلاحات شده است.

آنچه پیداست این است که عارف و دیگر بوروکرات‌های اصلاحات در حالی که افکار عمومی اصلاح‌طلب هر روز انتقادات جدیدی را به آنها وارد می‌کنند، به دنبال پاک ساختن تصویر خود به جای بازاندیشی و اصلاح خود هستند و معنای این رویکرد آن است که آنها در خطر فرو رفتن به سکون و تصلب هستند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما