پورمحمدی: اگر همین مسیر را ادامه دهیم روز به روز به بروز فاجعه داخلی نزدیک‌تر می‌شویم/ دلیل کاهش اعتماد مردم به رسانه‌های رسمی و مطبوعات از دیدگاه مدیرمسئول روزنامه روزان

پورمحمدی: اگر همین مسیر را ادامه دهیم روز به روز به بروز فاجعه داخلی نزدیک‌تر می‌شویم/ دلیل کاهش اعتماد مردم به رسانه‌های رسمی و مطبوعات از دیدگاه مدیرمسئول روزنامه روزان

22 تیر 1397 19:51

*شمسی پورمحمدی - مدیرمسوول روزنامه روزان

کاهش اعتماد عمومی به منابع رسمی و مطبوعات چند علیتی است و نمی‌توان برای آن یک دلیل عمده را برجسته کرد، اما ظهور رسانه‌های نوین و تسهیل دسترسی مخاطبان به منابع متعدد خبری را می‌توان به عنوان اولین دلیل نام برد. البته این مساله جهانی است و مختص ایران یا مناطقی مثل خوزستان نیست، در عین حال میزان و وسعت آن به تناسب مختصات جغرافیایی و فرهنگی هر منطقه و کشور متفاوت است. اما به طور ویژه در مورد ایران این افت نسبت به سایر کشورهای منطقه و جهان شدیدتر بوده است که دلایل داخلی دارد. در مورد خوزستان هم باید گفت خوزستان به عنوان منطقه‌ای حادثه خیز دارای میزان بالای مهاجرت نخبگان و رتبه پایین آموزشی و تحصیلی و فاقد کمترین امکانات رفاهی در کشور است. قطعا این مساله در افت کمیت و کیفیت مطبوعات و کاهش اعتماد مخاطبان به رسانه‌های مکتوب در این استان تاثیر مستقیم دارد.

بخش دیگر از دلایل را باید در خود مطبوعات و همچنین سیاستگذاری‌های کلان در این حوزه جست‌وجو کرد. مطبوعات ایران به تناسب رشد فضای رسانه‌ای و تغییرات عمده‌ای که در عرصه تکنولوژی‌های فنی و رسانه‌ای و تغییر سمت و سوهای سیاستگذاری‌های رسانه‌ای در جهان اتفاق داده است، تغییرات عمده‌ای را تجربه نکرده‌اند. سمت و سوی سیاستگذاری‌ها در رسانه‌های رسمی و مطبوعات ایران همچنان یکسویه است و توجه چندانی به ذائقه مخاطبان و به تبع آن در فضای عمومی توجه چندانی به مطالبات واقعی مردم ندارند. این شامل کل ساختار ذهنی و فرهنگی حاکم بر رسانه‌های مکتوب ما می‌شود، مطبوعات محلی و مطبوعات خوزستان هم از این قاعده مستثنی نیستند. از سوی دیگر مطبوعات با مشکلات و مسائل فراوانی از جمله مسائل مالی دست و پنجه نرم می‌کنند. این باعث می‌شود ناچارا انتظارات‌مان را از خودمان و مطبوعات بر اساس توان و ظرفیت موجود تنظیم کنیم. به طور عمده در مورد مطبوعات ایران و اساسا حوزه فرهنگ و رسانه باید گفت «ثبات» و «امنیت» اقتصادی و روحی- روانی شرط اولیه توسعه فرهنگی و رسانه‌ای است، اما متاسفانه هر تغییری در فضای سیاسی یا اقتصادی اولین تاثیرش را در همین حوزه می‌گذارد. مطبوعات در گذشته محل امنی برای سرمایه‌گذاری بوده‌اند، اما در حال حاضر این عرصه جزو پر مخاطره‌ترین عرصه‌ها در حوزه فعالیت و اشتغال است. در شرایطی که مطبوعات درگیرو‌دار مسائل متعددی از جمله مساله تامین مواد اولیه تولید مانند کاغذ، مسائل چاپ و توزیع، مسائل قضایی و حقوقی و انواع و اقسام فشارها و تهدیدهای روانی هستند، نمی‌توان انتظاری بیش ازاین از مطبوعات داشت. البته این مسائل و مشکلات هرگز توجیهی برای شانه خالی کردن از بار اصلی مسوولیت روزنامه‌نگاری و روزنامه داری نباید باشد.

درباره بایدها و نبایدها در این عرصه به نظرم بهتر است کار مطالعاتی و تحقیقاتی صورت پذیرد شخصا علاقه‌ای به ارایه راهکارهای فوری و مطالعه نشده ندارم. کمااینکه تاکنون راهکارهای ضرب‌الاجلی در این حوزه که بعضا با تغییرات دولت‌ها صورت پذیرفته است نتایج مطلوبی به همراه نداشته است. اساسا من مشکل را در همین تغییرات و بی‌ثباتی در حوزه سیاستگذاری و برنامه‌ریزی می‌بینم. همان طور که قبلا گفتم خود سیاستگذاری‌ها هم باید اصلاح شود و ما باید به سمت و سویی پیش برویم که اولا سیاستگذاری‌ها در همه بخش‌ها از جمله سیاست‌های حمایتی و ارشادی تابع تغییرات مدیریتی و تغییر دولت‌ها نباشد. دوم اینکه این سیاست‌ها به سمت تقویت «فضای رسانه‌ای متکثر» سوق یابد. به این معنا که بنگاه‌های مطبوعاتی بزرگ و دولتی به تدریج از لیست حمایت‌های دولتی باید حذف شوند یا در رده‌های پایین‌تر حمایتی قرار گیرند. اساسا قاعده حمایت در کل دنیای توسعه یافته چنین است. ما در همه حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ابتدا باید عرصه «رقابت» را فراهم کنیم در حالی که در کشور ما عرصه رقابت بسیار محدود است، نوع و تعداد بازیگران هم در همه عرصه‌ها مشخص و محدود فرض شده است. هیچ کدام از دولت‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا نیز در این زمینه موفق عمل نکرده‌اند و همین موضوع باعث شده است حلقه اعتماد در میان گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی کوچک‌تر و کوچک‌تر شود. فضای موجود در عرصه سیاسی و اقتصادی بیشتر به عرصه «ستیز» می‌ماند نه رقابت، گویا ما به تدریج وارد یک جنگ تمام‌عیار با خودمان برسر به دست آوردن غنایم بیشتر می‌شویم و اگر همین مسیر را ادامه دهیم روز به روز به بروز فاجعه داخلی نزدیک‌تر می‌شویم. بنابراین به نظرم مساله کاهش اعتماد را باید در عرصه‌های فراگیرتر اجتماعی و سیاسی از جمله کاهش اعتماد به احزاب و گروه‌های سیاسی و مسوولان نیز جست‌وجو کرد. مطبوعات به دلیل وابستگی نسبی به نظام سیاسی تنها حلقه‌ای از این زنجیره هستند.

 منبع: روزنامه اعتماد

shareاشتراک گذاری

نظرات شما