دولت فکری به حال

  دولت فکری به حال "اجاره نشین ها " کند/ نابودی اخلاق در جامعه با گرانی مسکن!

20 تیر 1397 1:9

مهدی بهلولی، آموزگار

 این روزها کاش یکی از مسئولان مملکتی پیدا بشود و سری به بنگاه های معاملاتی مسکن در شهرهای بزرگ  و از آن میان تهران  بزند؛ بیاید و از نزدیک وضع زندگی اجاره نشین هایی را ببیند که وقتی با افزایش باور نکردنی رهن و اجاره ها روبرو می شوند، چه حالی می شوند.
 به جرات می توان گفت که در 5- 4 ماه گذشته، اجاره بهای مسکن در تهران، چیزی حدود 50 درصد افزایش یافته است. یعنی اگر تا چند ماه پیش،یک واحد آپارتمان دو واحده 15 -10سال  ساخت در غرب تهران را می شد با حدود 70 تا 80 میلیون تومان رهن کامل، اجاره کرد؛ هم اکنون با کمتر از 120 میلیون تومان دست یافتنی نخواهد بود!
پرسش اصلی این است که مگر حقوق و درآمد شهروندان طبقه متوسط و ضعیف، امسال چقدر افزایش پیدا کرده که اجاره خانه آنها باید تا این اندازه افزایش پیدا کند؟!   چطور یک خانواده طبقه متوسط باید در یک سال، حدود 40 میلیون تومان پس انداز کند تا سر سال به رهن خانه اش بیفزاید؟!
خود کسانی که در بنگاه های مسکن کار می کنند نیز ظاهرا در شگفت از این همه رشد بی رویه در چند ماه گذشته اند و وضعیت را تقریبا یک بی قانونی و "هر کی هر چی دلش بخواهد" می دانند؛ یعنی هر کسی که می خواهد خانه اش را اجاره دهد هر چی دلش بخواهد اجاره و رهن تعیین می کند.
شاید باورتان نشود که رهن یک زیر زمین نمور در یک ساختمان 20 ساله در شهرک ایران خودرو، جایی نزدیک تهران،65 میلیون تومان باشد!   یا صاحب خانه ای در تهران، حدود یک میلیون تومان به اجاره سال گذشته آپارتمان 60 متری خود اضافه کند!
  من نمی دانم در تعیین نرخ رسمی تورم، افزایش قیمت مسکن و رهن و اجاره هم جایی دارد یا نه؛  اما راست این است که برای اجاره نشین ها، تورم واقعی کنونی، دست کم حدود 50 درصد است. این افزایش زیاد و بی حساب و کتاب قیمت مسکن و اجاره، پیامدهای آشکار و نهان بسیار دارد که همگان می دانیم. پیامدهایی که بنیان اخلاق و اخلاق کاری را فرو می ریزد.
آدم وقتی می بیند که هیچ کس در فکر دیگری نیست و هیچ کس به دیگری رحم نمی کند و قانون و قاعده ای هم در کار نیست؛ به این نتیجه می رسد که برای زنده ماندن، باید سراسر رحم و مروت را   کنار بگذارد و تنها به فکر خود و خانواده اش باشد و تا جایی که می تواند از مردم،به اصطلاح، بکند.
 ریشه های این نابسامانی اقتصادی در قیمت مسکن، هر چه باشد پیامد آن روشن است: نابودی بیش از پیش اخلاق در جامعه. در چنین شرایطی چگونه می توان ادعای سیاستی اخلاقی کرد؟
 کاش فرادستان سیاسی کشور ما فراموش نکنند که اگر جامعه ای اخلاقی می خواهیم باید برای آن سیاست و برنامه داشته باشیم. جامعه، نه با شعار و سخنرانی، بلکه با برنامه ریزی و سیاست درست، اخلاقی می شود. شاید وقت آن رسیده باشد که برخی از فرادستان کشور، از برج عاج خویش پایین بیایند و با چشمان خود  ببینند که مردم با چه شرایط اقتصادی دست به گریبانند و در چه شرایط اقتصادی، دارند زندگی می کنند.
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما