آسیبهای اجتماعی از ایدئولوژی تا واقعیت  

آسیبهای اجتماعی از ایدئولوژی تا واقعیت  

8 تیر 1397 22:49

 آسیبهای اجتماعی چه هستند؟ در بحثهای کارشناسی که با نظرگاه های رشته­ای مختلف صورت می گیرد، تضادهای اساسی در تعریف آسیبهای اجتماعی وجود دارد. در بیان موضوعی که قرار است تصویری از واقعیت اجتماع  بدهد، لازم است که طرح این موضوعات با چشم انداز اجتماعی هم سازگاری و موضوعیت داشته باشد. آسیب اجتماعی، وارد شدن لطمه بر چرخه  زندگی فرد و خروج وی از مسیر نقش مندی اجتماعی سالمی است که دیگران  آن را تجربه می کنند؛ به نوعی که ناتوانی و صدمه دیدن فرد مشهود باشد.
 اما ملاحظه می شود که به جای آسیب اجتماعی واقعی، یک سری ذهنیات به عنوان آسیب اجتماعی مطرح می شوند که با موضوع و شاخص های تعریف آن منطبق نیست؛ چرا که هر رشته ای باورهای چالشی خود را به عنوان آسیب اجتماعی طرح می کند.  لذا این جا باید به شکل گرفتن ایدئولوژی های رشته­ای و گاه طبقاتی و خاص گرا درباره­  تبیین آسیب­های اجتماعی توجه کنیم.


نمونه هایی از آسیب های اجتماعی ایدئولوژیک
ایدئولوژی انضباطی، «پرخاشگری» جوانان را آسیب و چالش مهمی می­شمارد؛ حال آنکه این نوع رفتارهای خشن و واکنشی، ناشی از محور نبودن تربیتِ مبتنی بر نیازها و ویژگی­های نسل­های جدید است؛ چنان که نگرش­های نسلی و سنتی به تربیت باز هم به این گروه فشار بیاورد، طبیعتاً به جای حل مشکل، افزایش مشکلات را شاهد خواهیم بود.
یا  از سوی طرفداران اخلاق اسلامی بحث «بی­حجابی» به عنوان آسیب مطرح می­شود؛ در حالی که شکل­گرفتن این حادثه، ناشی از در چالش بودن یک ایده­  اخلاقی از دید آنهاست  واز نگاه آنها  به­جا است که آن را آسیب اخلاقی بدانند؛ چرا که هر ایدئولوژی­ای بازماندگان یا خارج شدگان از موضوعیت خود را ناسازه یا غیر اخلاقی می­خواند و بهتر است با این موضوع، با طرح مسئله­  مناسبی مواجه شویم تا دستورات آنها نیز موثر بیفتد.


تکدی گری، آسیب اجتماعی یا ضعف دولت ها؟
ایدئولوژی زیباسازی شهر، «تکدی­گری» را جزو آسیب­های اجتماعی مطرح می کند؛ در حالی که این پدیده از تبعات و نشانه های ضعف سیستم در حل مسائل اجتماعی همچون بیکاری، بی سوادی و احتمالاً معلولیت و آسیب دیدگی روانی است؛ چه بسا دلیل اصلی آن، نبود فضای مناسب برای حضور فیزیکی و فراغت فقرا به عنوان شهروند برخوردار از فضاهای مطلوب باشد! چنان که بخواهیم «سرگردانان شهری» کمتر دیده شوند، باید برای دهک­های پایین فضاهای سالم و مناسب برای اشتغال، فراغت و حضور اجتماعی تدارک ببینیم تا خدای نکرده با طرح عنوان آسیب اجتماعی، به هدف جمع­آوری و در واقع با طرد از فضاهای زیبای شهری زمینه­ ظلم و تعدی به آنها شکل نگیرد. چنین اتفاقی در مواجهه با پدیده­  «دستفروشی» که خود ناشی از مکانیسم­های بازار است، نیز با این نوع  نگاه مواجه  است.


فرزندان طلاق، آسیب اجتماعی یا قربانی ایدئولوژی؟
ایدئولوگ­های مروج خانواده، «طلاق» را آسیب اجتماعی می­شمارند؛   گرچه طلاق مسئله­ای اساسی برای جامعه­ خانواده­بنیان است، اما آسیب اصلی را بازماندگانی می­بینند که این ایدئولوژی خانواده محور هیچ برنامه توانایی برای ساماندهی آنان ندارد. حال آن­که بهتر است به جای محدود کردن طلاق، راهکارهای اساسی برای ساماندهی خانواده­های بدیل فراهم کند تا بازماندگان آسیب نبینند.
 گاه حتی به شوخی از «فرزندان طلاق» سخن گفته می­شود، در حالی که در اقصا نقاط جهان، کودکان می توانند تحت هرگونه شرایطی و با نظارت علوم تربیتی و نهادهای رفاهی، به صورت بهنجار تربیت شوند و ما هنوز انگ آسیب و مسئله­مدارانه را به فرزندانی می زنیم که با ایدئولوژی رایج ما بزرگ نمی­شوند!


معتادان هم قربانی ایدئولوژی شده اند
ایدئولوژی، دلیل اصلی «اعتیاد» را عناصر اهریمنی مانند عوامل خارجی و نظام سرمایه­داری می­داند؛ حال آنکه در دوران پیش از پهلوی، کشت «خشخاش» و مصرف دارویی آن، اقتصاد رایج ایران بود و چالش برانگیز شدنش، ناشی از ضعف نظام فکری ما در خام­خواری و عدم استفاده­  بهینه و استراتژیک از این ماده­  دارویی بود. ایدئولوژی داروسازی مدرن، بهترین راه را برای رفع این مسئله را در اعمال سختگیری به آسیب دیدگان و گاه طردآنان دانسته، علیرغم این که تاکنون بازگشت­های پایدار و توانمندسازی مناسب در این گروه دیده نشده است.


  ایدئولوژی به دنبال سرکوب آسیب هاست
اساساً بسیاری از موضوعات ذکر شده چون تکدی گری، طلاق، اعتیاد و پرخاشگری، آسیب صرف نبوده، بلکه پدیدارهایی هستند که خاستگاه­های تاریخی و فرهنگی هم دارند. در حالی که عصبانیت ناشی از ایدئولوژی در مورد برخورد و کاهش این پدیده­ها نه تنها سبب ساز حل آنها نشده، بلکه دامنه­ آسیب را نیز روی مطرودان و بازماندگان افزایش می­دهد. ایدئولوژی یاد گرفته است با سرکوب بیشتر و تأکید بیشتر، مسئله را رفع و خود را تقویت کند. اما به خاطر رفتار زورمندانه خشم ها و طردها و عصبانیت ها، ضمن این که آسیب­ ریشه کن نمی­شود بلکه بر شدت آن افزوده می­شود.


طرح غلط آسیب های اجتماعی از سوی ایدئولوژیست ها
ایدئولوژی­ها توجه نمی­کنند که علت شکل گیری آسیب­ها، اختلال در نظم اجتماعی و  قدرت  جامعه در بازتولید آن است؛ نه صرفاً سرمایه­داری، لذت طلبی در مصرف مواد و نه بیکاری یا عدم تفاهم زن و شوهر در طلاق؛ بلکه این­ پدیده­ها نتیجه­  تغییرات تکنولوژیک و اختلال ناشی از آن در بازتولید نظم اجتماعی­ است. در واقع نظام اجتماعی باید در خلال ساماندهی آسیب دیده­ها و توانمندسازی آنها برای بازگشتن به نظام ارزشی و پایگاه نقش خود، مکانیسم تولید آسیب اجتماعی را بشناسد و فکری برای رفع آن کند.
طرح غلط آسیب­های اجتماعی در جامعه از سوی کاربران غیر متخصص و عاملان بخش­های دیگر، مانند سیستم پزشکی، داروسازی، نهادهای اخلاقی و حقوقی، علی­رغم به حق بودن نگرانی­های موضوعی آن­ها، برای حل مشکل آسیب­های اجتماعی، مفید نبوده، بلکه خلل هم ایجاد کرده است. راهکار بهتر این است که آسیب­های اجتماعی از منظر واقعیت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته، روی آن با چشم­انداز تخصصی و موشکافی دقیق کار شود.
 
 
 
 
* محمد زینالی اُناری: پژوهشگر فرهنگ عامه

shareاشتراک گذاری

نظرات شما