سلبریتی‌های سیاست‌زده

سلبریتی‌های سیاست‌زده

13 خرداد 1397 2:28

شهلا کاظمی پور - جامعه شناس

 شاهد هستیم که رفتارهای انتقادی از سوی اشخاص شناخته شده در سایر کشورها اصولی‌تر و بهتر انجام می‌شود و حتی مسئولین خود را به‌صورت کلی زیر سوال می‌برند. ما شاهد بودیم که حتی یک خبرنگار می‌تواند یک رئیس جمهور یا وزیر را از کار برکنار کند. در کشور ما این اتفاقات به‌صورت ناگهانی بر سر زبان‌ها می‌افتد و اوج می‌گیرد و ناگهان فروکش می‌کند. این مسئله باعث می‌شود تا به این حرکت‌ها مشکوک بشویم که آیا خودجوش هستند یا در ورای آنها بحث‌های دیگری در جریان است. نفس قضیه که به چالش کشیدن عملکرد مسئولین توسط سلبریتی‌ها و تبدیل شدن آنها به چشم و گوش جامعه است، البته قابل تحسین است.

هنگامی که به‌صورت ناگهانی مراسم افطاری رئیس جمهور تحریم می‌شود قطعا نگاه سیاسی به آن بیشتر به چشم می‌آید. نباید دچار موج زدگی بشویم. برخی ما را سوار این امواج می‌کنند تا به اهداف و امیال خود برسند.

وضعیت معیشتی مردم نسبت به سال گذشته فکر نمی‌کنم بدتر شده باشد. به طور کلی شرایط در ایران مساعد نیست. وضعیت رشد اقتصادی خوب نیست. من عنوان کرده ام که هنگامی دولت اول آقای روحانی مشغول به کار شد توانست رشد منفی اقتصادی را بهبود بخشد. با وجود اینکه رشد اقتصادی وضعیت بهتری پیدا کرده بود اما تاثیر آن در سفره مردم کمتر احساس می‌شد. این یک فرآیند است و نمی‌توان یک دولت یا یک حکومت را در این قبال محکوم کرد. این یک پروسه است که اگر همین گونه ادامه پیدا کند وضعیت معیشتی مردم روز به روز بدتر خواهد شد. به نظر من این موضوع بیشتر به نحوه مدیریت برمی‌گردد. مدیریت جامعه ما نفسا سیاست زده است و مسئولین به جای خدمت به مردم از همدیگر انتقاد می‌کنند. هر دولتی که بر سر کار می‌آید دو سال اول به نقد دولت قبلی می‌پردازد و اقدامات خود را خوب پیش نمی‌برد.

در جامعه اروپایی شاهد این حواشی بیهوده نیستیم. سلبریتی یا هنرمندی که در جامعه غربی کمپینی ایجاد می‌کند، از فرآیند و پروسه آن آگاه است اما در ایران سلبریتی‌ها در بطن جامعه حضور ندارند و ناگهان می‌خواهند یک فعالیت اجتماعی داشته باشند، به همین دلیل با موانع اجتماعی و فرهنگی این نوع حرکت‌ها آشنا نیستند و دچار دلسردی می‌شوند و کمپین و حرکتی که آغاز کرده اند نیمه کاره رها می‌شود. در زلزله اخیر کرمانشاه با این مقوله رو به رو شدیم که در ابتدا تعداد بسیار زیادی از چهره‌های شناخته شده وارد عرصه کمک رسانی شدند اما این کمک‌رسانی ناگهان کم رنگ شد. مشکل اصلی در ایران این است که این حرکت‌ها تداوم ندارد و بر روی یک موج احساسی حرکت می‌کند. این اقدامات باید به تدریج و در دل جامعه شروع شود اما به علت اینکه شروعی سریع و احساسی و هیجان زده دارند غالبا ضعیف‌تر و کمرنگ‌تر در جامعه ما دیده می‌شوند.

متاسفانه از راننده تاکسی تا بقال سر کوچه همه جامعه شناس هستند. هنگامی که وارد مغازه می‌شویم شاهد هستیم که مسائل سیاسی و اجتماعی در حال تحلیل و بررسی است. این مقوله به خودی خود بد نیست اما این اظهارات غیراصولی و غیر کارشناسی است. مسئولین ما نیاز به مشاورانی علمی از بطن جامعه دارند تا در اظهاراتشان منطقی‌تر و دقیق‌تر باشند. من معتقد هستم سطح سواد جامعه رو به نزول است. قطعا نسبت به سال‌های اخیر پیشرفت داشته ایم اما از سرعت جهانی علم در حال عقب افتادن هستیم. مسئولین ما همیشه به این صحبت‌ها و نظرات نیاز دارند. خود اظهاری موجود به گونه‌ای از همین نشات می‌گیرد که مسئولین ما مشاور خوب ندارند. مردم ما به مسئولین نگاه می‌کنند و از نوع اظهار نظر آنها یاد می‌گیرند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما