گزارش «روزان» از تعدد احزاب اصلاح‌طلب زنانه:  مطالبات جنسیتی یا محفل‌گرایی زنانه

گزارش «روزان» از تعدد احزاب اصلاح‌طلب زنانه: مطالبات جنسیتی یا محفل‌گرایی زنانه

13 خرداد 1397 1:55

 

دیروز جمعه یازدهم خرداد ماه، نخستین کنگره جمعیت دفاع از حقوق بشر زنان برگزار شد. این جمعیت، یکی دیگر از احزاب زنانه اصلاح‌طلب است که در این سال‌ها سربرآورده‌اند. احزاب اصلاح‌طلب زنانه مدتی است در حال رشد هستند. در سال‌های دولت روحانی، هم احزاب جدیدی شکل گرفته‌اند و هم آنها که از قبل بودند تجدید حیات کردند.

شهیندخت مولاوردی دبیرکل جمعیت دفاع از حقوق بشر زنان در کنگره دیروز این حزب، با طرح این موضوع که از من می‌پرسند چرا تعدد جمیعت زنان زیاد است و چرا ادغام نمی‌شوند، گفت: «ما از سال 80 برای این کار اقدام کردیم.»

مولاوردی پاسخ دقیقی به این سؤال نمی‌دهد در حالی که لازم است به این مسئله پرداخته شود، چرا درون یک جناح سیاسی در حال حاضر چهار حزب زنانه شکل گرفته است؟

اگر احزاب را نماینده گروهی از افراد با منافع مشترک بدانیم، اساساً احزاب زنانه منافع چه گروه اجتماعی را نمایندگی می‌کنند؟ و آیا بین احزاب زنانه اصلاح‌طلب تفاوتی از این نظر وجود دارد؟ مرام و اهداف این احزاب با هم تفاوت معناداری دارند؟

*مهم‌ترین احزاب زنانه اصلاح‌طلب

گرچه زنان در انقلاب اسلامی و گروه‌های سیاسی آن دوره حضور داشتند اما با غلبه گفتمان اسلامی در انقلاب، زنان مسلمان که امکان تأسیس حزب را داشتند، بیشتر به فعالیت‌های فرهنگی و به‌ویژه ارائه قرائت خاص خود از اسلام تمایل داشتند و کمتر در فعالیت سیاسی نقش ایفا می‌کردند.

از زمان روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال 76، شرایط کمی تفاوت کرد. از یک سو، رقابتی شدن انتخابات و باز شدن نسبی فضای سیاسی باعث افزایش تمایل به مشارکت سیاسی شد که زنان از آن مستثنا نبودند و از سوی دیگر، تأسیس احزاب رواج بیشتری گرفت.

پیش از سال 76، دو تشکل زنانه جمعیت زنان جمهوری اسلامی به دبیرکلی زهرا مصطفوی دختر امام خمینی (ره) و جامعه زنان انقلاب اسلامی به دبیرکلی اعظم طالقانی دختر آیت‌الله طالقانی وجود داشت. گرچه هر دو تشکل پروانه حزبی داشتند اما تمرکز آنها بر فعالیت‌های فرهنگی-مذهبی بود تا سیاسی. بعد از تشکیل دولت اصلاحات، زنان نیز به سمت تأسیس حزب حرکت کردند.

در بین احزاب هجده‌گانه اصلاح‌طلب که جبهه دوم خرداد را می‌ساختند، دو حزب زنانه وجود داشت: مجمع اسلامی بانوان و جمعیت زنان جمهوری اسلامی. مجمع اسلامی بانوان در سال 1377 توسط فاطمه کروبی تأسیس شد. جمعیت زنان جمهوری اسلامی هم که از پیش وجود داشت. البته، در همان سال‌ها انجمن روزنامه‌نگاران زن ایران (رزا) نیز تأسیس شد که گرچه اصلاح‌طلب بود اما به دلیل ماهیت فعالیت صنفی‌اش عضو جبهه دوم خرداد نبود.

انجمن روزنامه‌نگاران زن ایران (رزا) در سال 1377 با همت کسانی چون جمیله کدیور و ژاله فرامرزیان تأسیس شد. این تشکل که در ابتدای کار بیشتر وجهه‌ای صنفی داشت، پس از روی کار آمدن دولت روحانی فعالیت سیاسی در پیش گرفت.

با پایان دولت اصلاحات و روی کار آمدن احمدی‌نژاد و فشار سیاسی بر اصلاح‌طلبان، به تدریج جبهه دوم خرداد کم‌اثر شد و دو تشکل مجمع اسلامی بانوان و جمعیت زنان جمهوری اسلامی نیز افول کردند. اما پس از روی کار آمدن دولت روحانی احزاب زنانه دیگری سر برآوردند.

مجمع زنان اصلاح‌طلب به دبیرکل زهرا شجاعی که خود از اعضای جمعیت زنان جمهوری اسلامی بود، یکی از احزاب زنانه جدید است. مجمع زنان اصلاح‌طلب پس از حدود ده سال فعالیت، در مرداد 1396 اولین کنگره رسمی خود را برگزار و دبیر کل و اعضای شورای مرکزی‌اش را انتخاب کرد. جمعیت زنان نواندیش مسلمان نیز به دبیرکلی فاطمه راکعی در سال 1395 اولین کنگره خود را برگزار کرد.

این سه تشکل یعنی انجمن روزنامه‌نگاران زن ایران، مجمع زنان اصلاح‌طلب و جمعیت زنان نواندیش مسلمان، احزاب زنانه عضو در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان هستند که هر کدام در این شورا یک نماینده به‌عنوان عضو حقوقی دارند.

*سیاست مردانه در مقابل احزاب زنانه

متأسفانه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان چهره‌ای کاملاً مردانه دارد. در بهترین حالت، از 44 عضو شورای عالی سیاست‌گذاری تنها 6 نفر زن هستند. از میان 25 حزب عضو این شورا، سه حزب زنانه است که بالطبع، نمایندگان آنها زن هستند. همچنین، از بین شخصیت‌های حقیقی شورای عالی سیاست‌گذاری تنها یک نفر (الهه کولایی) زن است و البته، الهام فخاری نیز از طرف سازمان عدالت و آزادی در این شورا حضور دارد. در برهه‌ای از طرف فراکسیون امید، حمیده زرآبادی به‌عنوان نماینده انتخاب شده بود. یعنی 4 عضو حقوقی، 1 عضو حقیقی و 1 نماینده فراکسیون امید سهم زنان از شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان است.

بدین ترتیب، به سادگی می‌توان ریشه گرایش به تشکیل احزاب جدید زنانه را در همین ترکیب مردانه دید. احتمال تغییر ترکیب شورای عالی سیاست‌گذاری با تغییر در شخصیت‌های ملی-حقیقی شورا بسیار اندک و حتی غیر ممکن است. بنابراین، زنان برای کسب کرسی‌های بیشتر در شورای عالی سیاست‌گذاری به سمت ثبت احزاب جدید گرایش پیدا می‌کنند. چون به همان اندازه که رسیدن به کرسی شورای عالی از طریق رسمیت یافتن به‌عنوان چهره‌ای ملی و عضو حقیقی ناممکن است، رسیدن به سمت دبیرکلی در احزاب سراسری و کسب جایگاه حقوقی در آن شورا هم برای زنان غیر ممکن به نظر می‌آید.

البته، نباید مسئله را به عضویت در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تقلیل داد. واقع امر آن است که زنان فعال سیاسی جا و امکان رشد را برای خود تنگ می‌بینند. مسئله آنها این است که درون احزاب سراسری به سختی می‌توانند رشد کنند. هیچ زنی در هیچ یک از احزاب غیر زنانه ایران، سمت دبیر کلی را بر عهده ندارد و نسبت حضور زنان در شورای مرکزی احزاب نیز بسیار پایین است.

فعالان سیاسی زن به این دلیل به سمت تأسیس احزاب زنانه می‌روند که بتوانند محیطی برای خود بسازند که بتوانند در آن و البته از طریق آن رشد کنند. زنان در این احزاب می‌توانند تا بالاترین جایگاه‌های حزبی رشد کنند و البته، از طریق آن درون کل جریان اصلاح‌طلبی صدا و ‌شأن پیدا کنند.

می‌توان مسئله را از زاویه دیگری نیز دید. گروهی از فعالان سیاسی زن مدتی است که مسئله شکاف جنسیتی در جامعه ایران را مسئله کاری خود قرار داده‌اند و می‌کوشند که این مسئله را تبدیل به دغدغه عمومی حداقل برای اصلاح‌طلبان بکنند و برای کاهش آن تلاش نمایند. یکی از وجوه شکاف جنسیتی میزان بهره‌مندی زنان از جایگاه‌های قدرت در دنیای سیاست است. تلاش زنان برای کسب کرسی‌های بیشتر درون لیست‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان در همین راستا بود. طرح پیشنهاد واگذاری سی درصد لیست‌های انتخاباتی در دو انتخابات مجلس و شورای شهر به همین منظور بود. پیشنهادی که زنان اصلاح‌طلب تلاش بسیار کردند تا توانستند آن را به کرسی بنشانند.

آنها فکر می‌کنند که تنها از طریق رویه‌ای ثابت چون سهمیه می‌توانند سهمی از قدرت به دست آوردند.

*چالش‌ها بر سر راه احزاب زنانه

زنان اصلاح‌طلب به‌ویژه در این سال‌ها به خوبی توانسته‌اند چهره توانمندی از خود نشان دهند. زنان فراکسیون امید بسیار بیش از انتظار ظاهر شدند و می‌توان تمامی آنها را در لیست بهترین نمایندگان مجلس در دوره دهم قرار داد. آنها در احزاب سراسری هم توانستند جای پایی برای خود باز کنند. با این حال، هنوز هم راه طولانی و دشواری در پیش دارند.

علی‌رغم این موفقیت‌ها، درخواست زنان برای کسب سهمیه و نیز افزایش تعداد احزاب زنانه انتقادات جدی را متوجه آنها کرده است. در محافل سیاسی، سهمیه‌بندی جنسیتی ضد شایسته‌سالاری ارزیابی می‌شود و تعدد احزاب زنانه به محفل‌گرایی آنها نسبت داده می‌شود.

مخالفان سهمیه سی درصدی معتقدند که زنان خود باید تلاش کنند تا با افزایش توانمندی در رقابت با مردان جایگاه‌های قدرت را کسب کنند. در مقابل، موافقان پاسخ می‌دهند که سقف شیشه‌ای مانع رشد آنهاست. آنها به خاطر جنسیتشان در فضای مردانه سیاست، آن‌قدر که شایسته هستند، رشد نمی‌کنند و سهمیه‌بندی راهی است برای کسب آن چیزی که شایسته‌اش هستند. همچنین، منتقدان تعدد احزاب زنانه، آن را در پیش گرفتن همان مسیری می‌دانند که برخی از مردان اصلاح‌طلب هم در پیش گرفتند: ساختن احزاب چند نفره. احزابی که فقط محفلی شخصی هستند و نمی‌توان آنها را حزب خواند. به‌ویژه منتقدان بر این تأکید می‌کنند که اعضای احزاب زنانه اغلب عضو احزاب سراسری دیگری هستند که نشان از محفلی بودن آنهاست. در مقابل زنان پاسخ می‌دهند که می‌کوشند درون احزاب زنانه رقابت را یاد بگیرند و قدرت اثرگذاری بیشتری درون جناح اصلاح‌طلب کسب کنند.

در عمل، چه حق با منتقدان باشد و چه با موافقان، بخشی از اصل استدلال هر دو طرف صحیح است. زنان در دنیای سیاست به سختی می‌توانند رشد کنند و شدت این دشواری نسبتی با شایستگی‌ و توانمندی‌شان ندارد. از سوی دیگر، آنها باید از محفل‌گرایی و کسب قدرت بدون رقابت بر حذر باشند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما