گفتگویی خواندنی با ناصر ملک‌مطیعی، بازیگر محبوب سینمای ایران / در هنر، عشق و رفاقت ارزش داشت...

گفتگویی خواندنی با ناصر ملک‌مطیعی، بازیگر محبوب سینمای ایران / در هنر، عشق و رفاقت ارزش داشت...

10 خرداد 1397 3:0

 

میثم سالخورد ـ نام ناصر ملک‌مطیعی کافی‌ست تا با تکرار آن، بیش از سه دهه از تاریخ سینمای ایران را از ذهن بگذرانیم، تاریخی که بی‌شک، خود او در تولد و شکل‌گیری سنگ بنای آن نقش اساسی داشته است. فعالیت وی در سینما با بازی در صحنه کوتاهی از فیلم «واریته بهاری» (پرویز خطیبی، 1328) آغاز شد. بازی ملک‌مطیعی در دومین فیلمش «شکار خانگی» (علی دریابیگی، 1330) در حد بیان یک جمله کوتاه در صحنه یک میهمانی بود، اما بازی ملک مطیعی در «ولگرد» (مهدی رئیس فیروز، 1331) او را به اوج محبوبیت رساند و برای بازی در آن نخستین دستمزد فعالیت حرفه‌ای خود را گرفت. می‌توان گفت ملک‌مطیعی نخستین جوان اول سینمای ایران بود که دروازه شهرت در میان توده‌های گسترده مردم به رویش گشوده شد. محبوبیت این بازیگر نامدار سینمای ایران شاید با «قیصر، مسعود کیمیایی 1348) بسی بیشتر شد و توانست جایگاه خودش را به‌عنوان بازیگری دست‌نیافتنی در عصر خودش تثبیت کند.

تا قبل از «قیصر» و ایفای نقش «داش فرمون» با کلاه مخملی، ملک‌مطیعی در نقش‌های دیگری نیز ظاهر می‌شد، اما پس از موفقیت این فیلم که نظر مثبت مخاطبان و منتقدان را به‌طور همزمان با خود داشت، یکسره به ایفای نقش‌های کلاه مخملی دعوت شد و بیش از گذشته در آن شمایل فرورفت. به‌رغم شهرت و محبوبیت بسیار، سال‌های پس از انقلاب سال‌های دوری و انزوای او بود و به‌رغم حضور در فیلم «برزخی‌ها» که با استقبال پرشور مخاطبان مواجه شد، ملک‌مطیعی نتوانست در فضای سینما حضور داشته باشد. به بهانه درگذشت این ستاره بازیگریِ سال‌های دور بخش‌هایی از گفتگویی صمیمانه با او را که در گذشته داشتم می‌خوانید. امید است قسمت‌های دیگر این مصاحبه در شماره‌های آتی از نظر خوانندگان عزیز بگذرد.

* در مورد پشت صحنه کارهایتان بگویید.

یکی از مسائل خیلی جالب این بود که ما اصلا پشت صحنه نداشتیم! آن موقع نگاتیو بود و فیلم گرفتن از پشت صحنه خیلی سخت بود. کار، رفاقتی بود. کلا برای اینکه یک فیلم درست شود، واقعا 3 یا 4 نفر پول روی هم می‌گذاشتند یا قرض می‌گرفتند تا فیلم بسازند و باید آن پول به واسطه فروش فیلم برمی‌گشت و اگر گیشه جواب نمی‌داد، عده زیادی ضرر می‌کردند.

* جناب ملک مطیعی در خصوص چندین شاخصه، کارهای شما جزء اولین‌ها بوده، به‌طور مثال شما اولین جوان اول سینمای ایران بودید.

البته قبل از من حسین دانشور و علی تابش هم بودند. اما به‌عنوان هنرپیشه سینما که کارش سینما باشد و اسمش روی پرده بیاید و مردم به او توجه بیشتری بکنند، بله، من بودم. اما اولین فیلمی که در سینمای ایران مطرح شد که آرتیست و عوامل داشت، همان فیلم ولگرد بود. چون این فیلم هوای تازه‌ای داشت، با دیالوگ‌هایی روشن و گویا، صحنه‌ها خیلی سینمایی بودند، داستانش هم داستانی بود که از بطن زندگی مردم آمده بود. کلا اتفاق جدیدی بود، بعد از آن هم فیلمهای دیگری ساخته شد و در نتیجه جوان اول هم در سینما زیاد شد. تا 5 یا 6 سال نخست، من تنها جوان اول بودم، بعدش آقای فردین، آقای بهروز وثوقی، سعید راد و بهمن مفید و... هم آمدندکه هرکدام نقش اول بازی می‌کردند.

* اولین فیلم اسکوپ سینمای ایران را هم شما بازی کردید: عروس فراری.

بله، به همراه «طلسم شکسته».. در کرمانشاه و ایلات فیلمبرداری کردیم که جنبه فولکلوریک داشت. این فیلم، البته خمیرمایه درستی برای مطرح شدن نداشت.

* اولین فیلم رنگی ایرانی هم «گرداب» بود که بازی کردید، درست است؟

بله، 16 میلیمتری بود. آقای خردمند کارگردانی می‌کرد و تهیه‌کننده هم آقای محبوبیان بود که در لاهیجان فیلمبرداری کردیم. از خاطرات جالبی که سر آن کار پیش آمد این بود که من چون معلم ورزش بودم و با ورزشکاران هم آشنا بودم، دعوتم کردند به زورخانه‌ای در آنجا که ورزش کنیم. ما هم رفتیم و مفصل ورزش کردیم ولی چون بدنم آمادگی نداشت کوفتگی شدیدی گرفت و سه روز فیلمبرداری تعطیل شد! (خنده)

* دکتر هوشنگ کاووسی یکی از منتقدان فیلمهای فارسی به حساب می‌آید به‌واسطه نقدهای تندی که بر آنها می‌نوشت. با این حال فیلمی که خودش ساخت دور از فضای فیلمفارسی نبود و شما هم البته در آن بازی کردید.

فکر می‌کنم اتفاقا دور از فضای سینمای آن روزها بود، مضمون تازه‌ای داشت و یک فیلم پلیسی بود. آقای کاووسی مدرسه سینمایی ایدک فرانسه رفته بود، تئوری می‌دانست اما عملی کار نکرده بود. با «پارس فیلم» کمی کلنجار رفت و همین فیلم «هفده روز به اعدام» را در استودیو عصر طلایی ساخت. من با کاووسی رفیق بودم. او با سینماگرهای آن روزگار در می‌افتاد، در عین رفاقتی که با دکتر کوشان و استودیو میثاقیه داشت. این واژه فیلمفارسی را هم او درست کرد. حتی با فیلم «قیصر» هم خیلی مخالفت کرد، نمی‌دانم چه حساب خرده‌ای داشت در این میان! فیلم قیصر هرچقدر هم که بخواهند ازش عیب بگیرند، آنقدرها نبود که کاووسی به آن خصمانه تاخت! خیلی دیگر از منتقدان مهم دیگر هم موافق فیلم بودند. قیصر فیلم ترو تمیزی بود و عوامل همگی کارشان خوب بود. نقش من هم خیلی کوچک اما راضی‌کننده بود. اما کاووسی از دریچه غیرمنصفانه‌ای به این فیلم نگاه کرد. هفده روز به اعدام هم بیشتر در دکور فیلمبرداری شد. آن زمان در استودیوها دکور درست می‌کردند و آقایی به نام خاکدان بود که از روسیه آمده بود و دکوراتور بسیار خوبی بود.

* درواقع یکی از فیلم‌هایی که از دکور خارج می‌شود و در فضاهای طبیعی فیلمبرداری می‌شود، همان فیلم «مردها و جاده‌ها»ی خودتان بود، درست است؟

بله، آن فیلم فضای خارجی زیاد داشت. مرحوم اکبر هاشمی هم بود با من سر آن کار. هنرپیشه خیلی خوبی بود، خیلی‌ها آن موقع زود رفتند. خیلی‌ها هم دیرتر، نمی‌دانم چرا من دارم آن‌قدر دیر می‌روم.. (خنده)


 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما