گزارش «روزان» از وضعیت شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان / الیگارشی خسته

گزارش «روزان» از وضعیت شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان / الیگارشی خسته

9 خرداد 1397 10:19

 

گروه سیاسی- افزایش انتقادات به اصلاح‌طلبان و زیر سؤال بردن راهبردهای آن از سوی بخشی از بدنه اجتماعی آنها از یک سو و احساس نگرانی در مورد از دست دادن قدرت اثرگذاری در صحنه سیاست ایران از سوی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب از سوی دیگر باعث شده است بحث درباره ضرورت اصلاح اصلاحات در محافل سیاسی اصلاح‌طلبان رواج بگیرد. از طرف دیگر، شکل‌گیری شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و به دست گرفتن زمام عملکرد جناحی اصلاحات از سوی این سامانه در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستا برای اصلاح‌طلبان موفقیتی بزرگ بود. آنها که در انتخابات ریاست‌جمهوری سرنوشت‌ساز سال 84 به دلیل عدم اجماع داخلی شکست خورده بودند، شکل گرفتن چنین سامانه‌ای را نه تنها موفقیتی بزرگ که راهی برای عبور از بحران تشتت ویرانگر می‌دیدند.

اصلاح‌طلبان در دو انتخابات مجلس و شورای شهر پیروز شدند اما این پیروزی‌ها آغازی شد بر بالا گرفتن انتقادات نسبت به آنها و شنیدن صدای عبوری مجدد از این جریان سیاسی. شورای عالی اصلاح‌طلبان نیز که در ابتدا سامانه‌ای حیاتی برای گذر از اختلافات درونی بود، تیغ انتقادات را تیز و تیزتر کرد.

*شورای عالی از سامانه پیروزی تا الیگارشی خسته

شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان از همان آغاز فعالیتش از سوی گروهی مورد انتقاد گرفت و آنها که در نهادها یا محافل با کارکرد مشابه، جایگاهی داشتند و نگران بودند که این نهاد تازه از راه رسیده، جایشان را بگیرد. اما علی‌رغم گلایه‌ها در نهایت شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان توانست سامانه محوری اجماع اصلاح‌طلبان در دو انتخابات مجلس شورا و شورای شهر شود.

البته، انتقادات از ترکیب و نحوه سامان‌یابی شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان درون بدنه اجتماعی آنها نیز مطرح شد. انتقاداتی که پس از بستن لیست انتخاباتی شورای شهر تهران جدیت بیشتری گرفت.

اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان از دو گروه تشکیل می‌شوند؛ نمایندگان احزاب اصلاح‌طلب یا اشخاص حقوقی و افراد منتخب از سوی رئیس دولت اصلاحات یا اشخاص حقیقی. این دوگانه محمل اصلی انتقادات بود.

حضور اعضایی به صفت شخصی و با انتخاب یا انتصاب رئیس دولت اصلاحات، با وجود آنکه با واقعیت صحنه سیاست در ایران انطباق دارد، مورد نقد قرار گرفت. در واقع گرچه اشخاص اثرگذار غیرحزبی بخشی از واقعیت سیاست در ایران هستند اما این خواست مطرح بود که این بخش از شورای عالی بر بخش حقوقی آن غلبه نیابد.

انتقادات جدی‌تر به احزاب حاضر در شورای عالی وارد می‌شد. برخی از احزاب عضو شورای عالی در واقع محفل شخصی کسانی هستند که توانسته‌اند پروانه حزبی هم دریافت کنند؛ احزابی چند نفره و کاملاً شخص محور. برخی دیگر از این احزاب، سراسری نیستند و تنها گروه‌های صنفی با بدنه محدودند. تنها تعداد معدودی از این احزاب سراسری هستند که حداقل‌های ویژگی یک حزب را دارند. با این حال، تمامی احزاب عضو دارای حق رأی برابر هستند. امری که با واقعیت صحنه سیاست ایران همخوانی ندارد.

با این حال، وقتی انتقادات از سوی جامعه شدت بسیار گرفت که شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان متهم شد در فرایند تهیه لیست انتخاباتی تحت تأثیر محافل سیاسی و سلایق و علایق شخصی برخی تصمیم‌ها را گرفته است.

به تدریج این انتقادات در کنار نقدهایی چون عدم چرخش نخبگان و شکاف نسلی بی‌پاسخ به‌صورت دیگری صورت‌بندی شد. شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان همچون دیگر نهادها و محافل اصلاح‌طلبان به‌عنوان الیگارشی حاکم در جریان اصلاحات مورد نقد قرار گرفت. الیگارشی‌ای که شائبه بسته بودن و دشوار بودن ورود به آن از سوی نیروهای میانی اصلاح‌طلبان نیز شنیده می‌شود.

منتخبینی که از لیست‌های امید بیرون آمدند نیز در معرض تندترین انتقادات قرار گرفتند. کاندیداتوری عارف برای ریاست مجلس در دور اول و شکست خوردنش از علی لاریجانی، از دست دادن کمیسیون‌های حساس مجلس، ناتوانی فراکسیون در پیش بردن برخی لوایح مهم مثل تحقیق و تفحص از شهرداری تهران و مواردی از این دست باعث شد که این نقد نیز وارد گردد که لیست‌های بیرون آمده از زیر دست الیگارشی اصلاحات، کارآمدی لازم را ندارند.

در این میان محمدرضا عارف یکی از آن چهره‌ها بود که نمادی از این الیگارشی به حساب آمد. او که رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و رئیس فراکسیون امید مجلس است، انتظار می‌رفت در مجلس صحنه‌گردانی کنند اما به گوشه‌ای خزید و سکوت و انفعال در پیش گرفت و البته، ژن خوب نیز داشت که اتهام رانت‌جویی را متوجهش می‌کرد.

*امید به تحول یا تغییراتی نابسنده

شدت انتقادات و البته این نکته تاکتیکی که برخی از انتقادات نمایندگانی درون خود شورای عالی نیز داشتَ، باعث شد که پس از انتخابات سال 96 بحث بازبینی در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان جدی شود. در نهایت، شنیده شد که این شورا کمیته‌ای تشکیل داد تا با جمع‌آوری دیدگاه احزاب و چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب تمامی نقدها و نظرات را و راهکارها و پیشنهادات برای رفع مسائل را جمع‌آوری کند. اما هنوز به‌صورت رسمی اطلاعات دقیقی از نتایج این کمیته به دست نیامده است.

البته، دیروز دوشنبه هفتم خرداد، عبدالواحد موسوی لاری نایب رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در مصاحبه‌ای در خصوص این شورا توضیحاتی داد.

موسوی لاری با اشاره به پایان یافتن کار کمیته ارزیابی عملکرد شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان گفت: «قرار شد یک تبادل نظر بین اعضای شورا و دبیران احزاب به‌وجود بیاید تا شورا با آهنگ جدید شکل بگیرد و به احتمال زیاد اوایل خرداد کار خود را اجرا کند.»

او در پاسخ به نحوه عضویت اشخاص حقیقی و حقوقی در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان گفت: «بعداز انتخابات، شورای عالی کارگروهی تعیین کرد که از احزاب و چهره‌ها نظرخواهی کنند که در این نظرسنجی مقرر شد شورا بماند و اشخاص حقیقی نیز نصف اشخاص حقوقی در شورا حضور داشته باشند.»

موسوی لاری در واکنش به طرح پارلمان اصلاحات و نسبت آن با شورای عالی گفت: «شاید در سطح کشور هزار نیروی خوب وجود داشته باشد و چقدر خوب است که ما از همه این نگاه‌ها در شورای عالی استفاده کنیم بنابراین سالی یک یا دوبار در کنار هم جمع می‌شویم و سازوکارهای شورای عالی را تعیین می‌کنیم. در واقع پارلمان اصلاحات نهاد بالادستی شورای عالی سیاست‌گذاری خواهد بود.»

در واقع، موسوی لاری در این بخش از حرف‌هایش از احتمال استفاده از دیدگاه‌هایی ورای الیگارشی حاکم در اصلاح‌طلبان سخن گفته است. اما چون مکانیسم عملیاتی کردن آن و نحوه اثرگذاری‌اش برای شورای عالی سیاست‌گذاری مشخص نیست، گرچه به‌عنوان نهادی بالادستی معرفی شده، نه مشخص است که نیروهای خوب چه کسانی هستند و نه مشخص است که این نیروها به‌صورت تضمین شده‌ای می‌توانند بازآفرینی‌ای در جریان اصلاحات ایجاد کنند.

البته، بخش‌های دیگری در کلام موسوی لاری هست که نشان از قدرت تفکر الیگارشیک دارد. او در قسمتی از حرف‌هایش با پذیرش برآورده نشدن انتظارات از نمایندگان فراکسیون امید، ریشه مشکل را در ضعف دولت حسن روحانی دانست و گفت: آنها «نمی‌خواهند با دولتی که خودشان حامی آن هستند مخالفت داشته باشند. از طرفی هم فضای عمومی، تصمیم‌گیری حاکمیتی و نظارتی با آنها همراه نیست. دولت در چینش نیروهاش ضعیف عمل کرد.» بر این اساس، موسوی لاری عملکرد مورد نقد فراکسیون امید را به ضعف عملکرد روحانی و نیروهای منصوب او نسبت داد و به ریشه‌های درونی مشکل اشاره نکرد. وی در ادامه سخنانش، عبور جامعه از جریان اصلاحات را رد کرد و تنها به این اکتفا نمود که کار برای اصلاح‌طلبان سخت شده است. او گفت: «مردم همچنان با همه نقدهایی که به دولت حسن روحانی دارند و با همه دلخوری‌هایشان که از کارکرد شورای شهر یا فراکسیون امید دارند، به اصلاح‌طلبان امید دارند، زیرا مدت‌هاست از طرف مقابل عبور کرده‌اند و معتقدند این نگاه برای کشور درست نیست. اما باتوجه به شرایطی که به وجود آمده کار برای اصلاح‌طلبان سخت است و شاید مانند شورای دوم مردم پای صندوق‌های رأی نیایند.» می‌توان از این سخن موسوی لاری نتیجه گرفت که از نظر بزرگان شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان بدنه اجتماعی آنها به دلیل عبور از جریان اصول‌گرا همیشه به اصلاح‌طلبان امیدوار خواهد ماند. موسوی لاری در ادامه سخنانش شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا/ دیگه تمومه ماجرا» را نه ایده‌ای اصیل که از درون جامعه ایران بیرون آمده که ناشی از سیاست‌های رسانه‌ای شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور قلمداد کرد.

در نهایت، باید منتظر ماند و عملکرد دور جدید شورای عالی اصلاح‌طلبان را منصفانه قضاوت کرد و به این امید داشت که احزاب درجه یک اصلاحات با شوری بیشتر و نظرگاه‌هایی روزآمدتر الیگارشی اصلاحات را با واقعیت جامعه نزدیک‌تر کند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما