گزارش «روزان» از تحولات یک ساله دولت دوم روحانی /  بازخوانی سه موج اعتراضی

گزارش «روزان» از تحولات یک ساله دولت دوم روحانی / بازخوانی سه موج اعتراضی

31 اردیبهشت 1397 16:35

گروه سیاسی- سال گذشته در همین روز بود که هواداران حسن روحانی بالاخره نفس راحت کشیدند و پیروزی کاندیدای منتخبشان را جشن گرفتند. روز قبل آن، یعنی روز اخذ رأی در 29 اردیبهشت 1396، خبری پخش شد که برگزاری الکترونیک انتخابات باعث شده صف‌های طولانی مقابل شعبه‌های اخذ رأی به ویژه در شهرهای بزرگ مثل تهران ایجاد شود و عده‌ای به خاطر این صف‌های طولانی از رأی دادن منصرف می‌شوند. خبر بین هواداران حسن روحانی التهابی ایجاد کرد. آنها می‌گفتند کسانی که از رأی دادن منصرف می‌شوند همان‌هایی هستند که در روزهای پر فشار تبلیغات به سختی قانع شده‌اند که پای صندوق رأی بیایند و به حسن روحانی رأی دهند. فضا پر از اضطراب شده بود. هواداران حسن روحانی احساس می‌کردند آنچه رِشته‌اند دارد پنبه می‌شود. هر کسی راهی برای حل مسئله در پیش گرفت: از توزیع آب و خوراکی در صف‌های اخذ رأی تا اطلاع‌رسانی درباره شعب خلوت و بدون صف. فضای غریبی بود. هواداران حسن روحانی امید داشتند او بر ابراهیم رئیسی پیروز شود. اکنون، تنها یک سال از آن روز پر التهاب می‌گذرد اما گویی سال‌ها گذشته است. دیگر از آن امید و شور خبری نیست.

*ترکیب کابینه، اولین ضربه

اگر با دقت نگاه کنیم، می‌شود ریشه‌های ناامیدی را در همان 29 اردیبهشت دید. هواداران روحانی یا همان اصلاح‌طلبان مقصر آن صف‌های طولانی را وزارت کشور دولت روحانی می‌دانستند. آنها شاکی بودند که چرا برگزاری الکترونیک انتخابات پیش‌تر به خوبی بررسی و مشکلات آن پیدا و حل نشده است. آنها ناراحت بودند که چرا وزارت مهم کشور در اختیار کسی است که تعهد سیاسی و حمّیت کافی به دولت ندارد.

همین مسئله یکی از دلایل نارضایتی از حسن روحانی بود. اما اصلاح‌طلبان یا حداقل بخشی از آنها تصور می‌کردند یا آرزو داشتند که حسن روحانی در دور بعدی ریاست جمهوری‌اش ترکیب کابینه را تغییر دهد و وزرایی را به کار گیرد که به او تعهد سیاسی داشته باشند، حتی اگر اصلاح‌طلب نیستند.

اما این اتفاق نیفتاد یا حداقل بخشی از اصلاح‌طلبان فکر می‌کردند که چنین نشده است. با معرفی کابینه جدید، اعتراض به حسن روحانی شروعی توفانی یافت. نقاطی که بسیار بر روی آن دست گذاشته می‌شد، وزارت کشور و ارتباطات بود.

عبدالرحمان رحمانی فضلی مجدداً برای تصدی پست وزیر کشور و محمدجواد آذری جهرمی برای تصدی پست وزیر ارتباطات معرفی شد. تکلیف رحمانی فضلی از پیش روشن بود. او در همان دولت یازدهم وزیر نامحبوبی بود. گفته می‌شد که حسن روحانی در معامله‌ای با علی لاریجانی رئیس مجلس که به تنهایی برای خود گروهی سیاسی نیز به حساب می‌آید، وزارت کشور را به رحمانی فضلی سپرده است. به همین دلیل از نظر اصلاح‌طلبان هوادار روحانی او تعهد سیاسی‌ای که وزیر کشور هر کابینه‌ای باید رئیس جمهور داشته باشد، ندارد.

به علاوه، محمدجواد آذری جهرمی از سوی اصلاح‌طلبان متهم به داشتن سوابق کار امنیتی شد. هواداران حسن روحانی سپردن مسئولیت وزارت ارتباطات را به کسی که سابقه حضور در نهادهای امنیتی دارد، تصمیمی بسیار نادرست می‌دانستند. به ویژه که حسن روحانی در طول تبلیغات خود، بر این تأکید کرده بود که او مدافع آزادی شبکه‌های اجتماعی است و بسیاری تأکید او بر جلوگیری از فیلترینگ این شبکه‌ها را عامل رأی آوردن وی برمی‌شمردند. حالا سپردن وزارت ارتباطات به فردی امنیتی تصمیمی خلاف وعده به حساب می‌آمد.

در بین عموم هواداران حسن روحانی تغییر جایگاه زنان حاضر در کابینه نیز باعث نارضایتی بود. شهیندخت مولاوردی معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور جای خود را به معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست داد. هر دوی آنها برای پست‌های قبلی‌شان شایسته به حساب می‌آمدند و جابه‌جایی‌شان بی‌معنا به نظر می‌آمد.

اصلاح‌طلبان اعتراض دیگری نیز داشتند. گفته می‌شد اسحاق جهانگیری نزدیک‌ترین  چهره به جریان اصلاح‌طلبی که در کابینه اول حسن روحانی نقش مهم معاون اولی را داشته است، از فرایند تصمیم‌گیری برای چیدن کابینه دوم کنار گذاشته شده و محمود واعظی که یکی از راست‌ترین  افراد حزب اعتدال و توسعه که خود نیز حزبی اصلاح‌طلب به حساب نمی‌آید، نقش اصلی در انتخاب وزرای جدید را پیدا کرده است.

بدین ترتیب، هواداران حسن روحانی در اولین گامش در دور دوم ریاست‌جمهوری از او ناراضی شدند.

*تداوم تاکتیک اصلاح‌طلبان در حمایت از حسن روحانی

اما، اصلاح‌طلبان این تاکتیک را پیش گرفته بودند که حامی حسن روحانی بمانند و از سیاست‌های او علی‌رغم انتقاداتشان و علی‌رغم این تصور که به اندازه‌ای که سهمشان است، بازی گرفته نشده‌اند، حمایت کنند. شاید نقطه‌ای که ورق را به ضرر اصلاح‌طلبان در طول این یک سال برگرداند، همین بود. اصلاح‌طلبان در سطح بدنه سیاسی وظیفه خود می‌دانستند که حمایتشان از دولت حسن روحانی را حفظ کنند. گرچه در روزهای ابتدایی همصدا با بدنه اجتماعی‌شان از ترکیب کابینه نقد داشتند اما، هم صدا با آنها به انتقادات ادامه ندادند و مرتب نیمه پر لیوان را یادآور می‌شدند.

انتقادات به حسن روحانی تنها با نقد به ترکیب کابینه‌اش آغاز شد و بعد از آن، مسائل مهم دیگری نیز وجود داشت که باعث شد بخش بزرگی از بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان از یک سو و طیف رأی خاکستری‌هایی که اصلاح‌طلبان به سمت روحانی کشانده بودند، از حسن روحانی روی‌گردان شوند. نابسامانی‌های اقتصادی، بحران صندوق‌های پولی و اعتباری تعطیل شده، بالا رفتن ناگهانی قیمت برخی مواد غذایی، بالا رفتن قیمت ارز، ناآرامی‌های دی ماه و فیلترینگ تلگرام شاید مهم‌ترین  آنها باشد.

به تدریج، نوک پیکان انتقادات از سمت دولت روحانی به سمت اصلاح‌طلبان چرخید. آنها متهم بودند که از حسن روحانی حمایت کردند. آنها بودند که باعث شدند حسن روحانی رأی بیاورد. آنها بودند که مردم را قانع کردند بار دیگر به حسن روحانی رأی بدهند. پس متهم اصلی آنها هستند.

*ترجمان ناامیدی به خشم

البته، اصلاح‌طلبان تنها به خاطر حسن روحانی نبود که مورد انتقاد قرار گرفتند، رویدادهای دیگری نیز در جریان بود. از اوایل سال 96، آنها ابتدا به خاطر ترکیب لیست امید شورای شهر پنجم و سپس، به خاطر تحولات داخلی شورا و شهرداری زمان تصدی نجفی و استعفای او مورد هجوم انتقادات بودند.

انتقادات نسبت به عملکرد روحانی و دولتش و نیز اصلاح‌طلبان، به تدریج رنگ ناامیدی از اصلاح وضع کشور گرفته است. ناامیدی‌ای که دارد به خشم پهلو می‌زند. خشمی که جرقه‌هایش در یک ساله اول دور دوم ریاست‌جمهوری روحانی به شکل سه موج اعتراضی خشونت آمیز (اعتراضات دی ماه، اعتراضات دراویش، اعتراضات مردم کازرون) نمود یافت.

عوامل بسیار اثرگذار دیگری نیز در کار بود. انحصارگرایان نیز در این یک سال، سخت مشغول بودند. آنها از هیچ تلاش علنی و غیرعلنی‌ای برای ناکارآمد نشان دادن دولت حسن روحانی فروگذار نکردند. همین یک نمونه کافی است که گفته می‌شود جرقه اولیه اعتراضات دی ماه از سازمان‌دهی دولت پنهان برای تجمعاتی اعتراضی علیه دولت زده شد. از سوی دیگر، مخالفان خارج‌نشین جمهوری اسلامی تلاش بی‌سابقه‌ای برای فشار آوردن به دولت روحانی و ناکارآمد نشان دادن آن از یک سو و ناامید کردن بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان از آنها از سوی دیگر، در پیش گرفته‌اند. تلاشی که از موج‌های رسانه‌ای آنها قابل تشخیص است.

به علاوه، هیأت حاکمه جدید در آمریکا نیز به نظر می‌آید سیاست تغییر رژیم را نسبت به ایران در پیش گرفته است و می‌کوشد که بیشترین فشار ممکنه را برای تحقق این سیاست در پیش گرفته است که مهم‌ترین  نمود عینی آن خروج آمریکا از برجام است.

با این حال، اصلاح‌طلبان فکر می‌کنند که هنوز باید به روحانی فرصت داد و کمک کرد تا مغلوب جریان تمامیت‌خواه نشوند. آنها مرتباً از کارشکنی دولت پنهان می‌گویند، دولت پنهانی که می‌کوشد دستاوردهای دولت روحانی را از بین ببرد. آنها بیشتر نگرانند که حسن روحانی در مقابل دولت پنهان تنها بماند و شکست بخورد. آنها یادآوری می‌کنند سال 96 از فرصت انتخابات رقابتی استفاده کردند و روحانی بهترین گزینه از بین ممکن‌های شرایط سیاسی-اجتماعی فعلی ایران است.

اما واقعیت موجود این است که اصلاح‌طلبان نتوانسته‌اند بنا به دلایلی که نیاز به واکاوی بسیار دارد، پیامشان را به بدنه اجتماعی خود برسانند و آنها را در همراهی با دولت حسن روحانی قانع کنند. آنها باید بتوانند به بدنه اجتماعی‌شان رجوع کنند، با آنها سخن بگویند و برای فردایشان به استراتژی مورد اجماعی دست یابند.

حسن روحانی که سه سال دیگر در پیش دارد و در همین یک سال هم با سه موج اعتراضی روبه‌رو بوده، باید بداند که از دست رفتن اعتماد مردم به هر دلیلی که باشد و هر مقصری که داشته باشد، گریبان دولت او را هم می‌گیرد. او باید بتواند با نشان دادن مقاومت ملموس در مقابل تمامیت‌خواهان اندکی امید به دل هوادارانش ترزیق کند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما