نقدی بر رشد فساد اخلاقی و مالی در جامعه طبیبان/  پزشکان تبهکار و آبروداری نظام پزشکی

  نقدی بر رشد فساد اخلاقی و مالی در جامعه طبیبان/ پزشکان تبهکار و آبروداری نظام پزشکی

31 اردیبهشت 1397 10:43

برای پایان دادن به تخلفات پزشکی، حفظ اعتبار و حیثیت حرفه پزشکی و بازگرداندن اعتماد عمومی به پزشکان، لازم است از این پیشفرض متوهمانه و ریاکارانه که پزشکان به طور اتوماتیک و ازلی و ابدی معصوم و شایسته اعتماد هستند، فاصله گرفت. این تصور که دیگران حق اظهار نظر درباره عملکرد پزشکان را ندارند، نیز باید کنار گذاشته شود.

روزان - سیمین کاظمی، پزشک و جامعه شناس - اخیراً گزارشی در روزنامه شرق منتشر شده که پرده از یکی از اشکال فساد مالی پزشکان برمی دارد. دراین گزارش شرحی از تبانی برخی پزشکان با شرکت های تجهیزات پزشکی آمده است که مصداق سوء استفاده از موقعیت حرفه ای است. پزشکان موصوف در گزارش، با اتکاء به موقعیتی ممتاز که  حرفه پزشکی به آنها اعطا کرده، به اعتماد بیماران خیانت می کنند و در این راه پولهای کلانِ کثیف به جیب می زنند.
  گزارش مذکور بیانگر اضمحلال اخلاقی گروهی از پزشکان است؛ علاوه بر اینکه خبر از تهدید جان و مال بیماران توسط پزشکان معالج می دهد؛ به اعتبار و حیثیت پزشکی و شاغلان این حرفه نیز ضربه سنگینی زده است؛ اما این فقط اضمحلال اخلاق فردی نیست که برخی پزشکان را به چنین ورطه ای از تباهی درافکنده است؛ بلکه بی گمان بستر مناسبی برای وقوع چنین اعمالی فراهم است که تا آن بستر جمع نشود، باید منتظر خبرهای شرم آور تر و تکان دهنده تر از این گزارش هم بود.
قدرت پزشکان از کجا می آید؟
از ویژگی های پزشکی مدرن به مثابه یک حرفه، قدرت آن در روابطش با بیماران و جامعه است که بعضأ منشأ آن را ماهیت دانش پزشکی می دانند؛ اما واقعیت آن است که این قدرت تباه کننده حرفه پزشکی تنها به پشتوانه دانش به دست نیامده و شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در شکل گیری آن نقش داشته و بنیان قدرت آن را تحکیم کرده و تداوم بخشیده اند.
 لابی گری پزشکان و تأثیرگذاری شان بر نظام بهداشتی و درمانی و تعیین مقررات و خطوط نظارت و رسیدگی به امور حرفه پزشکی، بخشی از همان قدرتی است که این حرفه و اعضای آن در جامعه اعمال می کنند. این قدرت تأثیرگذاری و جهت دهی موجب شده است که گروه هایی از پزشکان که در رده های بالای ثروت و منزلت قرار دارند، بتوانند با اطمینان از وجود اهرم های مختلف فشار، به پیشبرد اهداف شخصی شان که حول سود و منفعت چرخ می زند، مشغول باشند.
نقش  نظام پزشکی در مقدس سازی حرفه پزشکی
سازمان نظام پزشکی اکنون به یکی از این اهرم های فشار بر جامعه تبدیل شده است که نقش محافظ بی قید و شرط منافع طبقه برگزیده و فرادست پزشکی را به عهده دارد. این سازمان در ایفای چنین نقشی تا آن جا پیش رفته که چشم بر شرایط ناگوار اکثریت اعضای جامعه پزشکی که از بیکاری، درآمد ناکافی، مشکلات معیشتی و شرایط شغلی غیرمنصفانه رنج می برند، بسته و بر تبعیض میان پزشکان همچون امری عادی صحه گذاشته است؛ ولی خواسته یا ناخواسته با تمام توان از منافع اقلیت پزشکان سرمایه دار و صاحب نفوذ حمایت می کند.
این سازمان هرگاه که در مقاطع و برهه های گوناگون، زمینه گفتگوی اجتماعی درباره خروج پزشکی از انتظارات نقشی معهود فراهم می شود؛ با به میان کشاندن ضرورت مصونیت پزشکی از انتقاد و حفظ حرمت این حرفه، راه گفتگو و مباحثه را بسته و طرفین گفتگو را به سکوت دعوت می کند. در میانه چنین دعواهایی عموماً از اعتبار و آبروی پزشکان زحمتکش و کارکردهای مثبت پزشکی به نفع اقلیت سرمایه دار و متخلف هزینه می کند؛ منتقدان را در شرایطی قرار می دهد که گویا هر نوع افشاگری و پرده برداشتن از حقیقت و انتقاد از جفاهای پزشکان متخلف به معنای ناسپاسی جامعه نسبت به پزشکی و خدمات آن است. 
نظام پزشکی: رسانه ها  تخلفات را رسانه ای نکنند
پس از انتشار گزارش اخیر، روابط عمومی این سازمان فوراً به آن واکنش نشان داده و رسانه را به سکوت در فضای عمومی و پرهیز از افشاگری دعوت می کند و از روزنامه نگاران می خواهد که «به جای درج گزارش هایی از این دست، مستندات و مدارک خود را به مرجع صالح از جمله سازمان نظام پزشکی منعکس نمایند». روابط عمومی نظام پزشکی در ادامه به «رسانه های محترم» نوید می دهد که با این روش، متخلفان، مجازات؛ اسباب نزدیکی رسانه و نهادهای اجرایی فراهم و اعتماد عمومی به گروه مرجع تقویت می شود!
از این واکنش چنین به نظر می رسد که سازمان نظام پزشکی ضرورت اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی را نادیده گرفته و با طرح پیشنهادی عجیب، می خواهد که رسانه نقش اصلی اش یعنی اطلاع رسانی را فروگذاشته و با کنار گذاشتن رسالت تعریف شده اش، به کارگزار سازمان تبدیل شود و خبر تخلفات را پنهان از چشم جامعه، تنها به این سازمان تحویل دهد! چرا؟ چون از نظر این سازمان که کارکرد اصلی اش حفظ قدرت و موقعیت حرفه پزشکی است، هیچ شخص یا گروه اجتماعی  صلاحیت اظهار نظر درباره پزشکان را ندارند و بحث درباره امور حرفه ای را تنها باید به پزشکان واگذاشت. بنابراین رسانه هم اگر اطلاعی به دست آورد، تنها اقدام قابل قبول و قابل تحملش، تحویل یافته ها به نظام پزشکی است!
فروپاشی اعتماد عمومی به پزشکان
سازمان نظام پزشکی به درستی نگران فروپاشی اعتماد عمومی به پزشکان است؛ اما به جای آنکه  علت فروپاشی اعتماد عمومی را فقدان نظارت بر کار پزشکی و نظارت گریزی پزشکان بداند، مسؤولیت آن را متوجه رسانه و پرتوافکندن آن بر تاریکخانه های تباهی و فساد می داند. از چنین واکنشی به نظر می آید این سازمان انتظار دارد موضوعی که با سلامت جامعه و جان و مال بیماران گره خورده است، بی سروصدا و در چهاردیواری آن سازمان رتق و فتق شود؛ مبادا حرمت و جایگاه رفیع پزشکی آسیب ببیند.
با چنین آبروداری که سازمان نظام پزشکی در پیش گرفته، مسأله ای که نادیده گرفته می شود این است که آنچه پزشکی را به چنین ورطه ای از فروپاشی اخلاقی و تخلفات شرم آور کشانده، فقدان نظارت و دور نگه داشتن اعمال بعضی از اعضای آن از چشم جامعه بوده است. فقدان شفافیت و نظارت گریزی و طفره رفتن از پاسخگویی به جامعه نتیجه اش تا کنون، سوءاستفاده رو به تزاید بعضی از پزشکان از اعتماد عمومی، فساد مالی، دریافت زیرمیزی، بی اعتنایی به حقوق بیمار، قصور پزشکی، تبانی با شرکت های تجهیزات پزشکی، آزمایشگاهها، شرکت های داروسازی، مراکز رادیولوژی، سوء استفاده پزشکان صاحب نفوذ و دارای اعتبار از پزشکان جوان و گمنام و مواردی از این دست بوده است.
سوء استفاده پزشکان متخلف از مخفی کار نظام پزشکی
تردیدی نیست که تمایل و اصرار سازمان نظام پزشکی بر مخفی ماندن فساد و تخلفات پزشکان از دید رسانه ها و جامعه خود یک عامل مساعد کننده برای شکل گیری تخلف است؛ سکوت رسانه ها و مخفی کاری نظام پزشکی و بی اطلاعی و ناآگاهی جامعه موجب دلیر شدن متخلفان و تداوم سوءاستفاده خواهد شد.
برای پایان دادن به تخلفات پزشکی و حفظ اعتبار و حیثیت حرفه پزشکی و بازگرداندن اعتماد عمومی به پزشکی، اولاً لازم است از این پیشفرض متوهمانه و ریاکارانه که اعضای حرفه پزشکی به طور اتوماتیک و ازلی و ابدی معصوم و شایسته اعتماد هستند، فاصله گرفت. ثانیاً این تصور که دیگران حق اظهار نظر درباره عملکرد پزشکان را ندارند، نیز لازم است کنار گذاشته شود. باید به جامعه ای که مسئولیت سلامتش را به پزشکان سپرده حق بدهیم که آن ها را قضاوت کند و حق انتقاد و سؤال داشته باشد. ثالثاً نظارت دقیق بر عملکرد پزشکان فارغ از وضعیت طبقاتی، موقعیت اجتماعی، رتبه دانشگاهی و درجه علمی و وابستگی های سیاسی امکان پذیر شود. تنها در این صورت است که می توان امید داشت پزشکی به عنوان دانشی که عهده دار سلامت جامعه است، نقشی را که جامعه به او اعطا کرده به درستی ایفا نماید. 
 
  

shareاشتراک گذاری

نظرات شما