نقدی بر برخوردهای خشونت آمیز معلمان در مدارس  /  آموزش و پرورش مسئولیتش را قبول کند

نقدی بر برخوردهای خشونت آمیز معلمان در مدارس  /  آموزش و پرورش مسئولیتش را قبول کند

29 اردیبهشت 1397 8:52

دو سانت- یا بیشتر- موی بریده شده "نرگس" در دبستان گلستان آبادان و به ویژه واکنش هایی که در جامعه برانگیخت؛ نمود و نشانه ای است از یک نظام آموزشی که نیازمند دگرگونی است. آموزش و پرورش باید سیستم گزینش آموزگار و مدیر و معاون خود را دستخوش دگرگونی سازد و  معیارهایش توجه به اندیشه و احترام به حقوق بشر  باشد.

 باید از افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به آنچه که در آموزش و پرورش ایران می گذرد، استقبال کرد.     یک مربی پرورشی در دبستان دخترانه ای در آبادان، دو سانت یا بیشتر از موهای یک دانش آموز را، با این بهانه که از مقنعه بیرون می زند و تحریک کننده است، قیچی می کند؛ این خبر در سطحی گسترده رسانه ای می شود و واکنش منفی جامعه را به دنبال می آورد. این سطح از واکنش مردم، نشانه خوبی از این است که جامعه ما، سهم خود و فرهنگ خود را از آموزش و پرورش می طلبد و دیگر نمی پذیرد که آموزش و پرورش و سیاست های آن و یا آموزگار و مدیر و معاون، همه کاره باشد.
چندی پیش هم خبری منتشر شد که مدیر دبستانی در یزد، سر ِ شماری از دانش آموزان خود را به منزله تنبیه، ماشین کرده است؛ این خبر هم واکنش منفی جامعه را در پی داشت و حتی به برکناری مدیر مدرسه انجامید.
 آشنایان با آموزش و پرورش ایران می دانند که برخوردها و تنبیه های بدنی و روحی از این دست، چیزهای جدیدی نیستند و سال هاست که در آموزش و پرورش کشور انجام می شوند؛ بخشی بزرگی از مساله به گسترش فضای مجازی برمی گردد و این که دیگر کمتر می توان رویدادهایی که در گستره اجتماع  و در  مدرسه، رخ می دهد را پنهان نگه داشت و یا توطئه دشمنان دانست!
  مثلا حمید رضا حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش دولت دهم، در سال 90 و پس از انتشار فیلمی از تنبیه بدنی دو دانش آموزان پسر که به دستور آموزگار خود به یکدیگر سیلی می زدند، گفته بود: "فیلمی که اخیرا از تنبیه بدنی دانش آموزان ایرانی پخش شده، دروغ و مشکوک است؛ به نظر من این حرکت، یک برنامه ساختگی نه فقط علیه آموزش و پرورش بلکه علیه نظام جمهوری اسلامی بوده است! فضا و جو مناسب در آموزش و پرورش، آمریکا و اسرائیل را وادار کرده است که بروند و فیلم دروغین بسازند."
کسانی همچون حاجی بابایی و یا مربی پرورشی دبستان گلستان آبادان، نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که آموزش و پرورش، نهادی جدا از جامعه نیست و با دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی جامعه در پیوند و در تعاملی دو طرفه است. آموزش و پرورش، نمی تواند ساز خودش را بزند و جامعه هم ساز خودش را و بعد انتظار کارآمدی هم داشته باشد. سپهر فرهنگی جامعه ما، در حال دگرگونی است و آموزش و پرورش هم جدا از آن نیست.
 اما نکته مهمی که کمتر به آن توجه می شود این است که آموزش و پرورش ما، با برخورد صرف اداری با نیروی انسانی خطاکار، در واقع به پاک کردن صورت مساله می پردازد و از پذیرش مسئولیت خود شانه خالی می کند. فضای مجازی، دریچه ای باز برای شهروندان گشوده تا اعتراض و مخالفت های خود را با برخی از سیاست ها و تصمیم های آموزش  و پرورشی و آنچه در مدرسه ها می گذرد را بازتاب دهند. برخورد صرف اداری با برخی از این اعتراض ها، راهکار درستی به نظر نمی رسد.
آموزش و پرورش باید به ریشه یابی این رخدادهای تاسف برانگیز بپردازد و راهبردی فراخور برگزیند که در عمل به کاهش برنامه ریزی شده آنها بینجامد. آموزش و پرورش باید سیستم گزینش آموزگار و مدیر و معاون خود را دستخوش دگرگونی سازد و تاکید بیش از اندازه بر یک سری شاخص های سیاسی و اعتقادی را به تاکید و توجه به اندیشه و روحیه نو و احترام به حقوق بشر و دیگران برگرداند. از سوی دیگر باید در اندیشه گسترش امکانات رفاهی و آموزشی مدرسه ها باشد و از جو سنگین و خسته کننده مدرسه بکاهد.
شمار بالای دانش آموزان کلاس  و درس های خسته کننده که به ویژه در زمینه علوم انسانی پر از درون مایه های چالش برانگیزی است که پذیرش آن به آسانی از سوی دانش آموز رخ نمی دهد و اعتبار علمی آموزش و آموزگار را به زیر پرسش می برد، مستعد بروز خشونت و دیکتاتوری در کلاس درس است.
 دو سانت- یا بیشتر- موی بریده شده "نرگس" در دبستان گلستان آبادان و به ویژه واکنش هایی که در جامعه برانگیخت، نمود و نشانه ای است از یک نظام آموزشی که نیازمند دگرگونی است و نباید در برخورد صرف اداری با نیروی انسانی خلاصه شود.
 
 - مهدی بهلولی، آموزگار و کنشگر صنفی
  

shareاشتراک گذاری

نظرات شما