روحانی برای آموزش و پرورش چه کرد؟ / بررسی وعده های انتخاباتی  دولت تدبیر  به بهانه هفته معلم

روحانی برای آموزش و پرورش چه کرد؟ / بررسی وعده های انتخاباتی  دولت تدبیر  به بهانه هفته معلم

14 اردیبهشت 1397 13:14

* مهدی بهلولی، آموزگار و کنشگر صنفی

در سال 88 و در زمان انتخابات ریاست جمهوری،کانون صنفی معلمان ایران، وارد گفت و گو با سه تن از نامزدهای انتخابات شد و با آنها پیمان نامه ای بست که چنانچه دولت را در دست گرفتند مفاد پیمان نامه، که بیشتر مبتنی بر اولویت بخشیدن به آموزش و پرورش در سیاست گذاری ها بود، را عملی سازند. پس از پذیرش پیمان نامه، کانون از دو تن از نامزدهای انتخابات اعلام حمایت کرد و از فرهنگیان خواست که به آنها رای دهند. در سال 92 چنین کاری انجام نگرفت؛ اما برخی از نامزدهای مطرح انتخابات همچون حسن روحانی، درباره آموزش و پرورش سخنان مهم و ارزشمندی بیان کردند. هم اکنون که در هفته معلم سال 97 هستیم بد نیست نگاهی داشته باشیم به آنچه روحانی گفت و این که تا چه اندازه به آنچه گفت در عمل پایبندی نشان داد.
چیرگی سیاست بر آموزش و پرورش ایران
 آگاهان به آموزش و پرورش ایران می دانند که یکی از آسیب هایی که سال هاست این نهاد را رنج می دهد چیرگی سیاست بر آموزش است. به سخن دیگر اگر درباره یک برنامه یا تصمیم آموزشی، ساعت ها کار کارشناسی انجام پذیرد؛ اراده سیاسی به آسانی می تواند آن را نادیده گیرد و برنامه و تصمیمی را به اجرا درآورد که خود می خواهد. نمونه برجسته این کار، در دولت دهم انجام گرفت؛ وقتی که حاجی بابایی وزیر وقت آموزش و پرورش به آسانی حدود 70  درصد از بار تحولی سند ملی آموزش و پرورش را کنار گذاشت. حاجی بابایی البته در اجرای آنچه به نام سند تحول بنیادین تصویب شد کاملا دلبخواهانه و شتاب زده به سراغ تغییر صوری سال های تحصیلی رفت و نظام 4-3-5 را به 3-3-6 تغییر داد و چالش هایی جدی برای آموزش و پرورش درست کرد که هنوز هم از آن رهایی نیافته است.
 حسن روحانی در پیش از انتخابات 92 درباره چیرگی سیاست بر کار کارشناسی در آموزش و پرورش گفت: "من قبول دارم هر نظام اجتماعی و سیاسی، تأکیدات ایدئولوژیک و سیاسی روی آموزش و پرورش دارد؛ ولی در کشور ما نگاه سیاسی و ایدئولوژیک به آموزش و پرورش خیلی شدید است. خیلی‌ها دوست دارند کاستی‌ها و ناکارآمدی‌ها در بقیه عرصه‌ها را با تغییر ذهنیت فرزندان مردم در مدارس جبران کنند. برخی فکر می‌کنند نظام آموزشی کارکرد اولش در خدمت دستگاه سیاسی بودن است، ولی این‌طور نیست. دولت و دستگاه سیاسی اگر در عرصه‌های دیگر ناکارآمد باشند، قادر نیستند از طریق آموزش، تصور مردم را تغییر دهند و در سال‌های گذشته هم نتوانسته‌ایم این کار را انجام دهیم."
  فشار سیاسی بر آموزش و پرورش کم نشد
 هم اکنون این پرسش مطرح می شود که در 5 سال گذشته، تا چه میزان از فشار سیاسی و ایدئولوژیک بر آموزش و پرورش کاسته شده است؟ پاسخ منصفانه و همه جانبه دادن به این پرسش دشوار است؛ اما به نظر نمی رسد که کار جدی و برجسته ای در این زمینه انجام گرفته باشد. اجازه بدهید مثالی بزنم. یکی از واپسین تصمیم هایی که به تازگی در آموزش و پرورش گرفته شد حذف آزمون های سمپاد و نمونه دولتی از دوره دبستان و حذف مدرسه های سمپاد و نمونه دولتی در دوره متوسطه نخست است.
محمد بطحایی اعلام کرد که آموزش و پرورش تصمیم به انجام این کار گرفته است و چندین بار هم بر آن تاکید کرد که ما حتما این کار را انجام می دهیم. اما هم اکنون خبرهایی می رسد از شورای عالی انقلاب فرهنگی که گویا این شورا با این تصمیم مخالفت کرده است! درخور درنگ این است که شورا هیچ نیازی نمی بیند که برای مخالفت خود، دلیل های کارشناسانه بیان کند.
انتقاد انتخاباتی روحانی از وضعیت مدارس
موضوع وقتی جالب تر می شود که بدانیم حسن روحانی در پیش از انتخابات 92 در همین رابطه می گوید: "ببینید ما چه کرده‌ایم؟ مدارس دولتی، نیمه‌دولتی، غیر انتفاعی، نمونه مردمی، مشارکتی، شاهد، و اخیرا  هیئت امنایی پدید آورده‌ایم و خانواده‌ها را دچار تشتت و نگرانی کرده‌ایم. تفاوت همه این مدارس در دو چیز است؛ مقدار پولی که از خانواده ها می‌گیرند و ضوابطی که برای نام‌نویسی دارند؛ گاهی حتی آزمون‌های ورودی چند ده هزار نفری برگزار می‌شود انگار که کنکور دانشگاه‌هاست. گاهی برای ثبت نام در مدارس با عناوین مختلف  آزمون ورودی  متمرکز برگزار می‌شود. این اتفاق‌های حیرت انگیز است و به صورت آرام و خزنده در این سال‌ها ادامه یافته است."  گذشته از این مثال،از آنچه در مدرسه های کشور می گذرد نیز روشن می شود که همچنان چیرگی سیاست بر آموزش و دیدگاه های کارشناسانه ادامه دارد و دگرگونی چشمگیری رخ نداده است.   
  وعده روحانی برای کاهش خصوصی سازی مدارس
 نکته دیگر به اقتصاد آموزش و پرورش برمی گردد. می دانیم که بحث پولی سازی آموزش و گسترش مدرسه های خصوصی، در ایران پس از انقلاب، از سال های پایانی دهه شصت آغاز گردید و تاکنون ادامه یافته است. بر بنیاد برخی تجربه های کامیاب بهسازی آموزش و پرورش و همچنین دیدگاه های برخی اندیشه وران آموزشی، راه بهسازی آموزش و پرورش "پولی کردن و خصوصی سازی" نیست. در این زمینه می توان بسیار سخن گفت اما روی هم رفته می توان نشان داد که خصوصی سازی به کمّی کردن هر چه بیشتر آموزش، فروکاست آموزش و پرورش از معنای راستین آن، تضعیف همبستگی ملی و دموکراس  و افزایش شکاف طبقاتی در اجتماع می انجامد.
 در این زمینه حسن روحانی در سال 92 می گوید:"در حوزه آموزش چند مسأله اساسی وجود دارد؛ به این دلیل که این مسائل دامنگیر همه خانواده‌هاست، یعنی اغلب خانوادها حداقل یک فرزند در مدارس دارند، مسأله خیلی جدی و به لحاظ استراتژیک برای کشور خیلی مهم است. ببینید! ساده‌ترین مسأله این است که اصل سی‌ام قانون اساسی که می‌گوید «دولت موظف است وسائل آموزش وپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد» را محقق نکرده‌ایم. امروز در مدارس دولتی هم از مردم شهریه می‌گیرند؛ حالا اسمش را چیزهای مختلف می‌گذارند. دوم، عدالت در آموزش هم رعایت نشده است. نمی‌شود یک عده‌ای مدارس دولتی بروند که در سال گذشته دیدیم به خاطر آتش گرفتن بخاری‌های غیراستانداردش چه بلایی سر عزیزان مردم آمد  و یک عده‌ای مدارسی بروند که شهریه هر سال تحصیلی‌اش بیش از بیست میلیون تومان است و امکانات خاص به دانش‌آموز ارائه می‌شود.
روحانی در ادامه گفته بود: "آموزش و پرورش طبقاتی شده است و من واقعاً می‌ترسم از روزی که بهترین دانشگاه‌ها فقط مال فرزندان طبقات بالایی باشد که پول دارند تا آموزش خصوصی را بخرند. مدارس به دو دسته خوب و بد تقسیم شده‌اند و عدالت آموزشی واقعاً رعایت نمی‌شود. ببینید، یکی از کارکردهای آموزش و پرورش باید مبارزه با شکاف طبقاتی باشد. دولت باید از طریق آموزش و پرورش رایگان شرایطی برای طبقات ضعیف‌تر فراهم کند که بتوانند ضعف‌های خود در سرمایه اقتصادی یا اجتماعی را از طریق رشد در نظام آموزشی و کسب منزلت‌های بهتر جبران کنند. حالا همین آموزش و پرورش خودش طبقاتی و عامل شکاف طبقاتی شده است. این نظام منافع گسترده‌ای هم برای افراد و گروه‌های خاص دارد. اگر آموزش و پرورش این همه طبقاتی و ناکارآمد نبود، صنعت بزرگ کلاس کنکور شکل نمی‌گرفت تا خودش ادامه و عامل شکاف طبقاتی از طریق آموزش باشد."
روحانی برای کاهش مدارس پولی کاری نکرد
  اما نکته مهم این است که در دولت های یازدهم و دوازدهم، پولی سازی آموزش و خصوصی کردن آن، اگر نگوییم نیرومندتر از گذشته، دست کم همچون گذشته پی گرفته شده است. هم اکنون نزدیک به 12 درصد از دانش آموزان ما، به مدرسه های پولی می روند؛ پیش از دولت یازدهم این نسبت  زیر 10 درصد بود؛ در بسیاری از مدرسه های دیگر هم، کم یا زیاد، و به روش های گوناگون از خانواده ها پول گرفته می شود.
کاهش بودجه آموزش و پرورش در  دوره تدبیر
در بحث بودجه آموزش و پرورش هم، دگرگونی چشمگیر و برجسته ای دیده نمی شود که نشان دهد دولت، قصد دارد بر بودجه دولتی آموزش و پرورش،چیزی بیش از تورم سالانه،بیفزاید.    علی الهیار ترکمن، معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در باره بودجه سال 97 آموزش و پرورش گفته است: " بودجه پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش برای سال 97 ، حدود 48000میلیارد تومان بود که متاسفانه سازمان برنامه و بودجه با حذف برخی موارد، نهایتا رقم 35000 را به مجلس پیشنهاد داد؛ این بودجه نهایتا با ارائه طرح هایی به 42000 میلیارد تومان افزایش یافت اما متاسفانه حتی 50% همین افزایش بودجه ای هم که مجلس اختصاص داده محقق نمی شود".
وضعیت حقوق فرهنگیان در دوره روحانی
موضوع دیگر به حقوق و دستمزد فرهنگیان برمی گردد. در 5 سال گذشته، آنچه به حقوق فرهنگیان افزوده شده همان تورم رسمی سالانه بوده است؛ بجز اجرای مرحله نخست رتبه بندی در دولت یازدهم که روی هم رفته حدود 200 هزار تومان به حقوق بیشتر فرهنگیان افزود. نکته مهم این است که چون در دولت های نهم و دهم، بر خلاف قانون مدیریت خدمات کشوری، حقوق آموزگاران برابر تورم رسمی افزایش نیافت و متاسفانه در دولت دهم چیزی حدود 50 درصد از افزایش حقوق سالانه فرهنگیان پایمال شد، افزایش حقوق ِ برابر تورم در دولت های یازدهم و دوازدهم، یک کار مثبت ارزیابی شد؛کاری که در اصل،اجرای قانون بود.
 حسن روحانی در سال 92 در این زمینه می گوید : " به نظر من، الان معلمان در شرایط خوبی نیستند. بحران اقتصادی بر آن‌ها فشار وارد می‌کند و توان کار کردن را از ایشان گرفته است. تا زندگی بهتری برای معلمان خود فراهم نکنیم امکان بهبود کیفیت در آموزش عالی وجود ندارد. من تصور می‌کنم جامعه ما تصوری آرمانی از معلم ساخته و دائم انتظاراتی از او دارد، ولی متناسب انتظاراتش به معلم اهمیت و امکانات نمی‌دهد. معلم‌ها به این‌که دائم آن‌ها را با عبارات عاشقانه و ادبی تقدیس کنیم نیاز ندارند، باید مشکلات اقتصادی‌شان را حل کرد."
باری، بررسی دیگر سخنان حسن روحانی درباره آموزش و پرورش در سال 92، فرصت مبسوط تری می خواهد که از حوصله این یادداشت کوتاه، بیرون است. روی هم رفته می توان گفت که دولت های یازدهم و دوازدهم، در راستای تحقق سخنان و وعده های روحانی در سال 92 در پیش از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری،کار چندان برجسته ای انجام نداده اند و در برخی موارد همچون پولی سازی آموزش و پرورش، برعکس عمل کرده اند. فرهنگیان بسیاری از حسن روحانی در سال 92 و 96 دفاع و پشتیبانی کرده اند و امیدوار بوده و هستند که در زمان ایشان،شاهد دگرگونی های چشمگیری در زمینه سیاست گذاری های آموزشی و به ویژه وضعیت معیشتی خودشان باشند. هم اکنون متاسفانه خبر می رسد که برخی از کارکنان دولت،از افزایش های حقوقی پنهانی برخوردار می شوند!
 امیدواریم در سه سال آینده، حسن روحانی به آنچه در سال 92 در زمینه آموزش و پرورش گفت پایبندی جدی نشان دهد و در راه بهسازی آموزش و پرورش،تصمیم هایی بزرگ و مهم بگیرد.    
 
 
   
 
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما