اگر سازها را پنهان کنیم به ادبیات ضربه زده‌ایم

اگر سازها را پنهان کنیم به ادبیات ضربه زده‌ایم

12 اردیبهشت 1397 15:32

یک پژوهشگر، اسطوره‌شناس و مدرس گفت: باید سازها را نشان دهیم. اگر آنها را پنهان کنیم به ادبیات فارسی ضربه زده‌ایم. شعر معاصر ما خالی از واژگان موسیقی و نام سازها شده است زیرا جوانان ما ساز را در تلویزیون نمی‌بینند بنابراین تِمی برای خلق آن ندارند.

منصوره ثابت‌زاده در نخستین نشست پژوهشی یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی با عنوان سیر تحول و تطور ساختمان سازهای زهی زخمه‌ای در موسیقی اقوام، درباره ساختمان تغییر یافته سازها اظهار کرد: وقتی به سازها نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم به صورت طبیعی یا ساختگی تغییر پیدا کرده‌اند. بررسی این تغییرات مسئله مهمی در دنیاست. البته فراموش نکنیم که مسائل اجتماعی و سیاسی هم در این مسئله تاثیرگذار هستند.

او ادامه داد: زمانی وظیفه پژوهشگران ثبت داشته بود که این موضوع همچنان هم ادامه دارد در حالی که باید به بررسی موضوع هم پرداخت. من در تمام تعطیلات عید در منطقه خوی و نقده در حوزه سازهای سرنا و دهل اقدامات مربوط به ثبت را انجام می‌دادم.

این پژوهشگر با بیان اینکه در صدد هستم فرهنگ نامه حرکات ایرانی را بنویسم، اظهار کرد: تا کنون 460 رقص را ثبت کرده ام. روی ساز قوپوز نیز تحقیق کردم و متوجه شدم تغییراتی در شکل و صدا دهی این ساز به وجود آمده است.

ثابت‌زاده درباره این ساز افزود: بعد از کوچ نشینی، زندگی شهرنشینی روی ساز قوپوز تاثیرگذار بوده است و زمانی که این ساز به شهر می‌رسد، از اندازه اولیه خود بزرگتر می‌شود و به مرور در تکنیک‌های نوازندگی آن تاثیر می‌گذارد. حتی تعداد سیم‌های آن نیز تغییر می‌کند.

او اضافه کرد: عاشیق امراه تعداد پرده‌های قوپوز را از 14 به 17، عدالت نصیب آن را به 18 و عمران حیدری آن را به 21 پرده تغییر داده است. این موضوع نشان می‌دهد که سازنده و نوازنده‌ها نیز موجب تغییر ساز  و صدای آن شدند تا آن را با مخاطب معاصر همخوانی دهند.

این پژوهشگر با بیان اینکه «عاشیق عمران» در ایران نقش مهمی در تغییر ساز قوپوز داشته است، اعلام کرد: اوایل انقلاب از او خواستم که ساز قوپوز را به من آموزش دهد و او یک ساز زنانه برای شروع تمرین درست کرد . در جمهوری آذربایجان «عاشیق» زن هم داریم.

ثابت زاده در بخش دیگری از صحبت‌هایش بیان کرد: بحث سنت و تجدد یکسری پارامترها دارد. ما نمی‌توانیم سنت را به تجدد برگردانیم مثل شعر فارسی که هر شاعر بر اساس یک اُسلوب شعر می‌گوید و در طول زمان نیز بر اساس سبک خودشان شعر گفته اند. باید تغییرات در موسیقی قومی ما به شکل طبیعی پیش برود، اگر بر اساس شباهت‌های اشتباه،  یکسری تغییرات مصنوعی را تزریق کنیم فاجعه رخ می‌دهد و آن تغییر دارای خصوصیات آوانگارد نخواهد بود.

امروز حجم إضافی صدا در زندگی ما به وجود آمده

جهانگیر نصری اشرفی-پژوهشگر - سخنران دیگر این مراسم نیز با اشاره به روند تغییر و تحولات اجتماعی و تاثیر ان بر موسیقی گفت: مثل تغییرات دیگر شاهد تغییرات اساسی در موسیقی ایران نیز بوده‌ایم که این تغییرات بد هم نبوده بلکه بنا به الزامات شرایط اجتماعی رخ داده است.

او در توضیح تغییرات در ساختار سازها اظهار کرد: ساز یکی از عناصر سازنده موسیقی قومی است و مبنای موسیقی اقوام هم آواز است، ساز نیز به عنوان مکمل در کنار آواز قرار گرفته و همیشه حذف و اضافه‌هایی را در موسیقی اقوام داشته‌ایم .در طول 60-70 سال پیش با تغییراتی که در اقوام ما بوجود آمده تغییراتی در موسیقی آنها هم  رخ داد.

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش بیان کرد: وقتی سخن از خنیاگری می‌شود کلام، حرف اول را می‌زند و ساز در رده بعد قرار می‌گیرد، از 60 سال پیش تغییراتی در شکل سازها و پرده‌ها صورت گرفته است، اینها الزام تغییر زندگی پر شتاب اقوام است که کشور ما از اقوام متعددی تشکیل شده است،امروز تمرکز روی موسیقی نیست و موسیقی با فرایند لحظه‌ای همراه شده است. در واقع حجم إضافی صدا در زندگی ما به وجود آمده است. اصل بر این است که وقتی پرده‌ای بر ساز اضافه می شود صدای ساز تغییر کند و ممکن است مخاطب آن را نپسندد.

راز ماندگاری سنت تغییر است

فریبرز رستمی- پژوهشگر موسیقی نواحی سخنران دیگر این نشست تخصصی که صبح امروز 12 اردیبهشت ماه برگزار شد، گفت: بن‌مایه رپرتوار در موسیقی اقوام ایرانی آواز است اما بعضی سازها هستند که اجازه نمی دهند انسان آواز بخواند این سازها منشا کلامی دارند. در  سازهایی مثل نی و کرنای گیلان این ویژگی دیده می شود.

او با بیان اینکه این سازها در دوره شاه طهماسب صفوی و شاهان امیر کیایی گیلان کاربرد داشته اند، افزود: بعد از رواج شیعه 12 امامی و سرکوب جنگ‌ها کرنا نوازی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) اجرا می شده است. هنوز هم چاووشی خوانی همراه با کرنا نوازی در شمال ایران رایج است.

این پژوهشگر با اشاره به تغییر حجم سازها در طول زمان اظهار کرد: بخش عمده کوچک بودن ساز به تکنیک ساز سازی و نیاز زمانه برمی‌گردد. ساز تا 140 سال پیش به شکل امروزی نبوده و  برای سیم سازها از مس یا دل و روده و نخ ابریشم استفاده می‌کردند.

رستمی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: راز  ماندگاری سنت تغییر است و اگر تغییر نباشد به یک مقوله موزه‌ای تبدیل می‌شود؛این امر جزو سرشت سنت موسیقی است و باید از این تغییر استقبال کرد.

او با تاکید به ضرورت داشتن تاریخ تحلیلی  موسیقی بیان کرد: بعد از مشروطه فکر کردیم اگر غربی شویم خیلی خوب است، شیفتگی ما به غرب باعث شد که گذشته خودمان را نبینیم و تاریخ تحلیلی موسیقی نداشته باشیم، امروز داشتن تاریخ تحلیلی موسیقی برای ما یک ضرورت است و اگر این مهم را داشته باشیم شیفته شهر نمی‌شویم.

به گزارش ایسنا، در این نشست تخصصی، امید صابری -سازنده و نوازنده اهل قوچان-  با دو نمونه دو تار یک قطعه را نواخت تا تفاوت صدا در سازهای خراسان را که دچار تغییر شده اند، نشان دهد.

همچنین بخشی والی نژاد -نوازنده و خواننده اهل خراسان -نیز درباره تفاوت کاسه‌های دوتار توضیح داد و گفت: تاری که صدای بم دارد برای اجرای حماسی مناسب تَر است.  

صفر رمضانی -سازنده و نوازنده اهل گیلان-احیاگر کمانچه‌های پنج سیم که پدیده منحصر به فردی در سازهای زهی ایران است نیز قطعه‌ای از روایت‌های قدیمی را اجرا کرد.این قطعه مربوط به همسر مرحوم حیدرخان یکی از انقلابیون گیلان بود که با میرزا کوچک خان هم دوره بوده است. بعد از کشته شدن حیدرخان همسر او به اسیری گرفته می‌شود تا در خانه مشیرالممالک کار کند. او نیز این شعر را برای خوابیدن فرزندش می‌خوانده است.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما