مردم به کالای ایرانی اعتماد ندارند/ جای خالی کیفیت در تولیدات انبوه داخلی  

مردم به کالای ایرانی اعتماد ندارند/ جای خالی کیفیت در تولیدات انبوه داخلی  

19 فروردین 1397 0:49

مشکل اصلی تولیدات محلی ایران که امروز تولید آنها صنعتی شده این است که تولیدات انبوه جدید، آن اعتبار لازم را برای جامعه ی شهری که عمدتاً از مهاجران روستایی و عشیره ای هستند، ایجاد نکرده است. مهاجران روستایی، اغلب در نوستالژی تولیدات محلی خود هستند و سالهاست در پی جست و جو برای یافتن مصارف روزمره ای شبیه مصارف پیشین خود هستند.

 
محمد زینالی اُناری، پژوهشگر فرهنگ عامه: هر از گاهی حمایت از تولیدات داخلی محور اصلی بحث های سیاسی و اقتصادی کشور می شود؛ اما قبل از حمایت یک طرفه، باید به مسائل و مشکلات تولید در دنیای جدید  هم توجه کرد. دنیایی که تولید در آن  از طریق انبوه شدن و به وفور رسیدن، می تواند نیازهای معیشتی مردم را حل کند؛  مشکلاتی که موجب شده   در اغلب موارد، مسائلی چون عدم اعتبار، اعتماد و توجه عمومی به مصرف کالاهای ایرانی شکل گیرد. مسئله  اصلی تولید در ایران دیگر صرفاً تولید ماست و دوغ نیست. اغلب کالاهای ایرانی دچار مشکلات کیفیتی در مرحله   تولید انبوه هستند.
هر جامعه، با تولیدات و سرمایه های اولیه   خود به رفع نیازهای معیشتی مردمش می پردازد. در گذشته و در سالهای متمادی که جامعه ایلی ایران با اکثریت طوائف عشایری به تولیدات سنتی می پرداخت، محصولاتی مشخص و قابل شناسایی از روی ناخنک زدن و مزه کردن داشت؛ اما اینک این گذار، به تولید بسته بندی و اجناس مهر و موم شده، استاندارد و سنجش شده رسیده است. ورود به دنیای جدید تکنیکی، تولیدات ما را هم به تولیداتی انبوه تبدیل کرده است؛ چرا که امروز دیگر تولیدات سنتی و محدود نمی توانند محور اصلی تأمین معیشت جامعه به شمار آیند.
مشکل اصلی تولیدات محلی ایران که امروز صنعتی شده این است که تولیدات انبوه، آن اعتبار لازم را برای جامعه ی شهری که عمدتاً از مهاجران روستایی و عشیره ای هستند، ایجاد نکرده است. مهاجران روستایی، اغلب در نوستالژی تولیدات محلی خود هستند و سالها در پی بازارسازی و جست و جو برای مصارف روزمره ای شبیه مصارف پیشین خود بودند و هستند؛ اما از طرف دیگر به حق یا به ناحق، تولیدات انبوه مانند ماست، دوغ، ربّ گوجه فرنگی و کالباس و ... گاهی متهم به داشتن ناخالصی انبوه می شوند. تا جایی که ارزش پایین تولیدات صنعتی ایران در افواه عمومی به یک حقیقت غیر قابل کتمان تبدیل شده است. از سوی دیگر، تولیدات صنعتی داخلی، آنقدر که باید به وفور، ارزانی و در دسترس بودن نمی اندیشند.
از سوی دیگر می توانید  در بازاز تولیدات رقیبی به نام ماست و دوغ طبیعی و مواد غذایی سالم ضد سرطان برای تولیدات صنعتی مواد غذایی پیدا کنید. تولیداتی که به تدریج و با سعایت پزشکان و عطاران به مصرف روزمره پر هزینه ای هم تبدیل شده اند. در بسیاری از مسیرهای روستایی، گوشت های تازه  به مردم فروخته می شود، که تنها دلیل اعتماد به سلامت آن، مقایسه تازگی اش در مقابل مهرهای بهداشتی گوشت های کشتارگاه است. انگار مردم  اهمیتی برای مهرهای بهداشت و استاندارد قائل نیستند. چرا که طبیبان سنتی و سوپرعطارها هم مدام تولیدات غذایی  صنعتی را مورد تشکیک بهداشتی قرار می دهند.  چرا که با مصرف تولیدات غذایی صنعتی، به صورت پی درپی   بیماری های  مختلف افزایش می یابند و هیچ مرجعی هم به طور دقیق به بررسی تاثیرات کالاهای انبوه بر سلامت مردم نمی پردازد. 
  نتیجه اینکه اگرچه باید مهر استاندارد که روی اغلب تولیدات کالای مصرفی که عمدتاً تولید داخل است، از اعتبار تولیدات تحت معرفی خود دفاع کند؛ اما مردم اعتماد چندانی به این استانداردها ندارند؛ اگر شعار حمایت از تولیدات داخلی وجود دارد، باید نهادهای مرجعی که مسئولیت کنترل کیفیت آنها را دارند، از کیفیت آن دفاع کنند.
تولید کالا امروزه در صنعت سودآوری داشته و به شکل گیری سرمایه شرکتی و عمومی می انجامد؛ اما تولیدات سنتی به صورت بادیه به بادیه و سفارش های بین فردی نه مالیات می پردازند نه آزمایش می شوند. البته جذب اعتبار مردمی برای مواد غذایی تولید انبوه، صرفاً با جوایز مادی و تبلیغات پرهزینه ای که اینک مصطلح شده، میسر نیست. این امر نیازمند شفافیتی ناب در ارائه  گزارش های دولتی و به موازات آن، ایجاد فرصت برای گروه های خاص حامی مصرف کنندگان برای اخذ آزمایش های مقطعی از مواد غذایی است.
مهر استاندارد، نماد مشروعیت دولت در حمایت از صنایع جدید با کیفیت و نماد مشروعیت سازمان اداری تولید کالا در کشور است؛ اما عدم توجه به اعتبار بخشی آن موجب کاهش اعتبار کالاهای ایرانی شده است. در نتیجه، اهتمام مردم و دلبستگی آن ها به صنایع تولیدی داخل سست شده است.
 
  
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما