روزان | اخبار ایران و جهان > جامعه > فرهنگی > تلنگری به جبروت مردسالاری/ نگاهی به رمان “من زنم” نوشته شیرین آذنگ
سایز نوشته:
رنگ نوشته:

اسماعیل عباسی – منتقد

“من زنم”،از همان شروع رمان باریتمی پرکشش و باید گفت خلاقانه،مخاطب را به عمق سایه روشن های جذاب زندگی یک زن می کشاند .نویسنده با محور قراردادن یکی از دغدغه های رایج در زندگ زوج ها ،به شیوه ای بایسته و به دوراز نگاه های کلیشه ای ،قدرت زنانه و هوش هیجانی زنان رادر تقابل با شگرد های فریبنده مردان زیاده طلب ، به نمایش می گذارد .همان که از نگاه بسیاری از مردان پنهان مانده است . از جاذبه های بی بدیل این رمان ،نورتاباندن بر تاریکخانه زندگی واقعی قشری از زحمتکشان جامعه ماست .خدمتکاران و باربرانی که حالا با واسطه گری بنگاه ها ،در خانه تکانی و جابه جائی و اثاث کشی از منزلی به منزل دیگر ،به ازای مزد، همراهی مان می کنند و در همین عرصه ها بارسنگین بیماری و رنج های گوناگون را بردوش می کشند .نویسنده به خوبی رنج ها ،شادی ها و عشق و دلبستگی این قشر را در کوران زیست واقعی آنها می نمایاند. راوی یا همان شخصیت اول قصه ،زنی تنهاست که زخم خورده از خیانت یک مرد ،فراتر از شکستن و در خود گم شدن ،برمدیریت دشوار یک بنگاه تکیه می زند و زندگی زنان و مردانی را که در شبکه ای آنلاین همواره آماده اند خانه ای را بروبند یا مستاجری را با داشته هایش به خانه جدید برسانند و گاهی هم سیرتا پیاز یک میهمانی مجلل را سامان دهند و شب زنده دارانه دست به سینه آماده خدمت باشند،از دور و نزدیک رصد می کند .در لابلای فراخوانی کارگران که با رفتار شناسی عمیق و هوشمندانه زن همراه است،او باواگویه ها و نقبی که به خاطرات دور و نزدیکش می زند ،مخاطب را با چند و چون آن زخم عمیق و خیانت مرد آشنا می کند .زن از یکسو زیربار سنگین این خاطرات بارها افسرده و عصبی و انتقامجو می شود واز سوی دیگر با حسی ترین و ظریف ترین شکل ممکن با کارگران خدماتی به ویژه زنان حسرت به دل و آرزومند،همذات پنداری می کند و خرده رنجها ،خشم ها و عشق های آنهارا همچون فیلمی جذاب برای خواننده رمان به نمایش می گذارد.ابداعات و استفاده از علائم قرارداری توسط نویسنده برای لاپوشانی دیالوگ های بی ادبانه و ناگفتنی ها با نشانه هائی که خود هوشمندانه به خدمت گرفته، از ویژگی های منحصر به فرد این رمان است .
راوی ضمن آگاهی بر رنجهای زنانه خویش ،سایه به سایه کارفرمای بنگاه را که در زنبارگی شهره است ،رصد می کندو در یک بزنگاه حساس با بریدن از جایگاه مدیریت اش و همه امتیازاتی که در راهند ،بیرق مردسالاری کارفرما را به زیر می کشد و تن به آینده نامعلومی می سپارد .
من زنم در قالب یک رمان خواندنی ،خرد ه داستان هائی هم در قالب اپیزود های مستقل را با خوددارد .در آن میان تابلو فرش به تنهائی یک قصه بسیار جذاب و پر کشش است و داستان خاک علیرغم ساختار قابل تحسین اش با محتوائی اغراق امیز چندان با رمان همخوانی ندارد .گفتنی است رمان من زنم با ریتمی دلچسب و بیانی یک دست وروان مخاطب را تا فصل پایانی قصه با خود همراه می کند اما سپردن اتفاقات بخش واپسین به ایما و رمز و احیانا حدس و گمان مخاطب ،قدری از جذابیت ریتم و زبان رمان می کاهد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.