روزان | اخبار ایران و جهان > جامعه > اجتماعی > خودکشی پیش از مرگ اتفاق می­افتد/ مروری بر دلایل خودکشی در فرهنگ پدرسالار
سایز نوشته:
رنگ نوشته:

محمد زینالی اُناری- پژوهشگر فرهنگ عامه – خودکشی یک پدیده­  تلخ  اجتماعی است؛ اما متأسفانه اغلب ما آن را به عمل خود قربانی تقلیل داده و نسبت به اقدام او نظریه های روانشناختی، اخلاقی و سیاسی می دهیم! اما بررسی زندگی این افراد نشان می دهد که آنها مشکلاتی داشته اند که جامعه یا آن را ندیده است یا راهنمایی خاصی درباره­  آن نداشته است. چرا که ما به جای آن که با نمونه­  خودکشی مواجه باشیم، با نمونه­های خودکشی مواجه هستیم. قربانی تا جایی که توانسته نسبت به دیگران مسئول بوده و سعی کرده است میان آن ها زندگی کند؛ اما وقتی  اقدامات او برای زندگی اثربخش نبوده، حادثه ای مهیب و دیواری بزرگ برای زندگی داشته، یا اقدامات او برای زندگی از پیوستگی و استمرار افتاده است، اقدام به زدودن آن می­نماید.

خودکشی دختران منطقه ایلام

یکی از نوع­های خاص خودکشی، تجربه­  زنان و دخترانی است که مشکلات آن­ها در زندگی امروز موجب بروز این حادثه شده است. برای دیدن و شناختن ماهیت خودکشی باید چرخه­  این مشکلات را دید. نظیر این، در مورد دختران لک در منطقه ایلام و لرستان صادق است. تحقیقی به عمل آمده و مشاهده شده  یک دختر لک، در بین دوفرهنگ پدرسالار ایل خود و فرهنگ مدرن و نسبتا آزاد قرار گرفته است؛ اما اقتضائات زندگی جدیدی که او یاد گرفته   در جامعه­  بومی او قابل قبول نبوده و با اعمال فشار زیاد اجازه­  تجربه­ورزی برای زندگی شخصی به او نداده اند.

این مورد را باید بیشتر واکاوی کرد؛ چرا که بخشی از تجربه های خودکشی بیشتر به گروه های حاشیه­ای و زندگی­های آسیب پذیر اختصاص دارد.  زنان و دختران لک در بین دو فرهنگ پدرسالار و شهرنشینی قرار دارند و این دو فرهنگ تفاوت­هایی اساسی دارند. فرهنگ پدرسالار که بازمانده­ اجتماع قجری یا سیاست ارباب و رعیتی ایرانی است، الگویی از زندگی را ارائه می­دهد که انسان در آن، تابع و مطیع است و مجری یک سری آداب، قواعد و باورهای پیشینیان.

فرزند بازتولیدی در فرهنگ پدرسالار

خانواده­ پدرسالار ایلی، فرزند را به صورت بازتولیدی از خود و ارزش­های خود بزرگ می­کند و به همین منظور چنین انسانی با روش­های تأدیبی پرورش می­یابد؛ جمعیت فرودستان به طور آئینی شده­ای تأدیب می­شوند تا بزرگ شدن­شان از مسیر فرودستی خارج نشود. در روش تأدیبی، فرد، بازیگر آداب، قواعد و باورهای قدیمی است که بازنمایی از نظم ارباب و رعیتی­اند.   اگر فردی بازی متفاوتی داشت، با تنبیه، طرد و سرکوب، ادب می­شود و مجبور است آداب را رعایت کند و قواعد را عملی کند. بر همین اساس مکلف است که باورهای پیشینیان را به صورت دانشی که آداب خانوادگی و قواعد خودمعیشتی سامان یافته پیشین را توجیه می­کند، بر زبان بیاورد. به این نحو معنای زندگی آن­ها توالی تاریخی کردارهای انساب­شان است.

حق تمایز  برای انسان در فرهنگ مدرن

اما نظام تربیتی مدرنی که بعد از تحولات صدساله­  اخیر رایج شده، آداب، قواعد و دانشی متفاوت دارد. آنها به جای آداب خانواده و اَنساب و بازنمایی نظم رعیتی پیشین، آداب مدرسه و دوستی با هم­کلاسی را یاد گرفته­اند. قواعد کردار تمایز یافته و تخصص محوری را عملی می­کنند و دانش آنها به جای توجیه احساسات قدیمی با امثال و حکم، مبتنی بر ریاضی، استدلال، اثبات و نقد است. این مجموعه، معنای زندگی جدیدی است که تفاوت اساسی آن با نظم پیشین، فردیت تازه­ای است که انسان معاصر ایرانی می یابد و از حق تمایز و تنوع  برخوردار می شود.

هانا آرنت معتقد است که بعد از چهارده سالگی، نوجوانی تمام می شود و دوره  جدیدی از زندگی که با تصمیم­گیری همراه است، آغاز می گردد. از این دریچه، در جامعه­  پدرسالار که زندگی بر اساس تکرار و تقلید است، دوران نوجوانی هیچ گاه به پایان نمی­رسد. گفتمان این دوره که دوره­  تنش­ها و هیجان­های دوران رشد است، تا روز مرگ تداوم می­یابد و با همین هیجان و تعاطی، فرزندان را هم اسیر تکرار این گفتمان می­کند. زبان پدرسالاری ِ بازمانده از دوره­  ارباب رعیتی، گفتمان نوجوانی و فرهنگ نوجوانی، دانشی تعمیم­یافته از روایت­های ترس، خشم و تکانش­ ناشی از این گفتمان است.

نداشتن قدرت تصمیم گیری، محصول پدرسالاری

در این اثنا، فرزندان به چهارده سالگی می­رسند و با وجود یادگیری و گاه تکلیف مدرسه­ای در آداب انتخاب صندلی، دوست و رشته، هنوز در تردید و وسواس انتخاب هستند؛ چرا که روزانه در میان اطاعت و انتخاب در میان خانه و مدرسه جابه جا می شوند؛ قواعد را یاد می­گیرند و بین ریاضیات، تجربی و علوم انسانی و درس­های مختلف و علائقِ   دانش جابه جا می­شوند؛ اما مهارت­های خانگی برای آنها کارکرد محسوب می شوند. باورهای جدید و متقنی به فضای کوانتومی و شیمی مواد فرا می­گیرند؛ اما مکلف به فهم کلاسیک از فضا و مواد هستند! دختران لک، باید بعد از ازدواج هم مطیع و محدود باشند؛ حتی اگر درس خوانده باشند و مانند مادام بواری احساسات هیجانی از زندگی شهری را درونی کرده باشند.

دنیای ما دنیای دعوا  بین انتقال نسلی ارزش­های والدین با انتخاب   فرزندان است. دعوا بین باور به مهارت های معیشتیِ  شخصیت­های تکراری با  مهارت­های حرفه­ای با تیپولوژی­های متنوع؛ رویارویی تنوع، مد و بسته­بندی با کلیت بخشی، استاندارد­شدگی و طبیعت­گرایی روز به روز تشدید   می­شود. از این رو، معناهای زندگی دوگانه می­شوند و جابه جایی بین دو دنیا برای هر انسانی ساده نیست. جوانان مکلف­اند به میزان شدتی که مابین دو دنیا قرار دارند ،جابه جا شوند؛ اما وقتی طبیعت آزادانه­  فرد در مدرسه شکل گرفته و درون دنیای تکرار قرار بگیرد، اجرای­­  زندگی برای او عملاً ناممکن می­شود.

دنیای مضطرب بی معنا، آغاز خودکشی

دنیای معانی و مهارت­های زندگی او نفی می­شوند و تا روزی که بتواند در تضاد میان درون و بیرون مقاومت کند، می­تواند عَلَم زندگی را بر افروزد؛ اما وای به روزی که دنیای درونی خود را از دست بدهد و مدام برای آداب، قواعد و باورهایی که ندارد و نمی تواند، تنبیه، طرد و سرکوب شود. فرهنگ نوجوانی دوران پدرسالاری، توان  جوانی دوران جدید را خالی می­کند و به تدریج، اسطوره­هایی درباره­  ناتوانی و پوچی در قربانی شکل خواهد گرفت که راه زندگی را در برابر خود بسته ببیند.

به تدریج تجربه­هایی معنادار از بی­معنایی آغاز می­شود. تکرار قضاوت­ها و مذمت­ها، در ذهن قربانی به صورت اسطوره­های ناتوانی، سرزنش، انسداد و خستگی تعمیم می­یابد. دنیای بی­معنایی، دنیایی تحمل­ناپذیر است. قربانی رفته­رفته باور می­کند که نتوانسته است آن چه که دیگران از او انتظار دارند باشد و متعاقباً سرخورده و کناره­جو می­شود. حتی در میان دیگران هم از درون تنها است. فرهنگ پوچی و تباهی که به صورت سایه ای شیطانی در بیخ گوش جوانان لولیده است، هر آن آنها را نسبت به فرهنگ رایج زندگی بیمناک می­کند. به محض تحمل دوره­ای از سرکوب، بیکاری و فقدان­ها، ممکن است این دنیای تهی از معنا او را فرو ببلعد.

جامعه، جوانان را دچار بیماری روان می کند

روانشناسان این دنیای دوگانه بین معنا و تهی­شدن را که به صورت اضطراب و تشویش بر درون فرد حاکم می شود، بیماری روان می نامند و به درجات مختلف تقسیم می­کنند. آیا این دنیای بی­معنا و خوفناک با گفتن دردها به مشاوران تخلیه می­شود؟ اخلاقیونِ تابع سنت­ها، پرخاش­ها، نشانگان درماندگی و خستگی آنان را به بداخلاقی و گناه تشبیه می­کنند؛ آیا این وضعیت با توصیه، نصیحت و تنبیه مرتفع می­شود؟ سیاسیون و حقوقدانان این فقدان بزرگ را به فقر، عدم مشارکت و هر مفهوم مدنی دیگری نسبت می­دهند؛ آیا نیستی درونی، قابل تقلیل به هستی بیرونی است؟

مارکس به این می گوید «ازخود بیگانگی» و دورکیم می­گوید «آنومی»، کافکا «مسخ» و کامو «پوچی». فرانکل انسان را برای جستن «معنا» فرا می­خواند تا برای زندگی دوام بیاورد؛ اما وقتی معنایی که در مدرسه  و دانشگاه  به دست می­آید از بشری دریغ شود، چه خواهد شد؟ معنای زندگی در جریان تجربه ساخته شده و به طبع درونی انسان و عادات او تبدیل می­شود. حال وقتی که انسان برای همین معنا و عادات خود در خصوص آداب، قواعد و باورها فرصت عمل نیابد، دیگر جایی برای بروز خود نخواهد داشت. او باید خود را عوض کند، اما انسانی که بزرگ شده است، چگونه می­تواند دوباره کوچک شود؟

حال وقتی اسطوره­های ناتوانی، سرزنش، انسداد و خستگی تعمیم می­یابد، دیگر قربانی به صورت انبوهی تولید شده و بدنی مجسم از آن در میان ما زندگی می­کند. به این بدن­های مجسم، می­گویند افکار سرگردان خودکشی، که روزانه بین خیابان­ها و خانه­ها جابه جا می­شوند. آدم­هایی که نمی­توانند الگو شوند، تصمیم بگیرند و انتخاب کنند؛ زیر سیطره فرهنگ نوجوانی مجبور به ترک درون و اجرای زندگی تحمیلی­اند. تحمل زندگی تحمیلی، تبدیل شدن به تجسدهای فاقد معنا است. اما تجربه­ فقدان معنا که گاه به شور و شادی تزئینی آراسته است، دشنامی است که عالم بیرون به حس­های درون می­فرستند.

شجاعت تراژیک

تحمل جسدهای سرگردان، زندگی نیست؛ بلکه تحمل مرگی است که هر روز تکرار می­شود. اما آیا همگان توان زندگی توأم با فقدان معنا را دارند؟ آیا ایمان به خدا یا عشق به دوستان می­تواند زندگی توأم با تکرار پوچ و تلخ نمایش­های روزمره را تداوم بخشد؟ اینک اسطوره­های ناتوانی، سرزنش، انسداد و خستگی تعمیم یافته و قربانی بی­معنایی، هر آن ممکن است شجاعتی تراژیک برای خاتمه دادن به پذیرش مزورانه­ دشنام های عالم بیرون فراچنگ آورد. ما معمولاً این شجاعت تراژیک یا اقدام جانسوز را «خودکشی» می­نامیم. اما باید گفت احتمالاً مدتی پیش قتلی اتفاق افتاده باشد؛ آن­گاه که «دیگران» با تنبیه، طرد و سرکوب، معنا را در درون قربانی زدوده­اند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.