روزان | اخبار ایران و جهان > جامعه > اجتماعی > انتحار مدنی و اختلاسی احتمالی از جنس مسئولان/ چرا اداره کل کار از کارگران حمایت نکرد؟
سایز نوشته:
رنگ نوشته:

روزان ـ منصور محرابی فرد: هیچ چیزی بر مدار قاعده نیست، نه تعاریف بی نهایت مان از یک انسان که شخصیت الهی به او می دهیم، نه تخریب همان شخص و تشبیه به آنچه نه بدتر است.

همیشه تا بوده اینچنین بود! یکی را بر قله می بریم و ناگهان از آنجا با همان سرعت به فرود می رسانیم و دفترش بسته می شود. مثل بسیاری که اکنون شاید نیستند و شاید گوشه نشسته اند و یا به پیمانکاری روی آورده اند و یا در خارج از کشور روزگار می گذرانند! جالب آن که مقاومت برخی کسانی است که هیچ بهره ای هم ندارند، و دیگر؛ متصل کردن اخبار به ضد انقلاب، که  رنگ و بویی در این دنیای مجازی و دهکده جهانی اطلاعات ندارد.

به امید اینکه این تشت افتاده از بام، ناگهان به جای خود برگردد و نومیدانه انتظار انتقامی سخت، بر منتقدین فرود آید، این ترس ها و حذرهای جهان سومی همواره در ما پدیدار شده است و زیست می کند به دلایل بسیاری که گاها واقعیت است.

اگر انتظاری هست مودبانه و معقولانه با هر کسی برخوردی می کنیم، برای همیشه است نه برای ترس و یا زهره نداشتن، نه هفت آب کلام را شستن، که نه رنگ بماند و نه بود، که خود زیستن در سایه سار بی نور این روزگار، گل هایی بی رنگ و بو پرورش داده است.

افراط و تفرط که قبلا هم به آن پرداخته ام، در این مملکت بیداد می کند؛ و اکنون شق سوم هم هست؛ که دو دستی می زند شاید تشت به بام برگردد.

این قحط الرجال مفرط که در خوزستان ما هم بسیار زیاد است، از امتحان و نتیجه ی بومی سازی می ترسیم، بومی گرایی نکردیم در طول این چند ده سال همواره ترسی موهوم از بسیاری مسایل پیش پا افتاده بر جان ما افتاده است که نمی دانم محصول کدام فکر و تحلیل مریض احوال است. مدیران دست پا گم کرده و نادان و بی تحلیل را بر جایی نشاندن گناهی نابخشودنی است که دود آن به چشم همه ی مردم رفته است و چنانکه می بینیم و خواهیم دید.

مدیران ارشد استان به جای آنکه بیشتر به فکر و حال مردم باشند به رضایت مدیران خود فکر می کنند، به آماری که باید به صورتی ارائه شود تا جور در بیاید و مایه بدنامی و ضعف نباشد. مردم و عدالت جز واژه ای نحیف و مریض در پستوهای نه توی خمار  و مستی عده ای تازه به نوا رسیده که هر صبح صدقه می دهند شاید از فلاکت رها شوند، به تمسخر گرفته می شود، خروجی این دایره های زنگی، جز نقشه ای برای نشانه رفتن بر سینه مردم و دستان خالی کارگر نیست.

اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کجا بود زمانی که در جریان هفت تپه، این همه از پیمانکاری که بیش از یک میلیارد وام گرفته دفاع کرد، اما به دادن یک ذره سهم به کارگران بی نوا درمانده بود؟

آیا می دانید کارگران هفت تپه از بی پولی دست به خودکشی زدند؟ دست به انتحار زدند؟ چه خانواده هایی که بهم ریختند؟ چه جوانانی که بازداشت شدند؟ نه تنها هفت تپه در این مرز و بوم بسیاری پیمانکاران هستند که فرعونی بر سیطره خود حکمرانی می کنند و هیمن مدیران آنان را حمایت می کنند و نشانی از عدالت وجود ندارد، و مدیرانی که بجای حمایت از محروم ترین قشر که همه درامد آنان در دستاشان است، به مجیزه گویی و سفره ی رنگین پیمانکار پناه می برند.

وقتی از پیمانکاری دفاع می کنیم، باید فاتحه کارگرخوانده شود زیرا جریان دوستی چوپان و گرگ پیش می آید.

اگر همین یک مورد انجام می شد، و مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان خوزستان زیر بار این مسئله نمی رفت، شاید هرگز این نحله کج راه بیداد نمی گرفت. در واقع ضعف و کم کاری این مدیریت است که عاملی می شود تا پیمانکاران از زیر بار ظلم و فشار به کارگران بیرون بیایند. این اداره کل برای دفاع از حقوق کارگران است نه دفاع از حقوق سودجویان و درامد سرشار پیمانکار!.

وقتی از رسانه ها درخواست داریم، باید در این جو آرامش خود را حفظ کنیم، صرفا برای این است که در این آشفته بازار حقوق کسی پایمال نشود، تنها یک نفر مقصر این همه وقایع نبوده و نیست، در این پرونده باید دقت زیادی شود و برای یک بار هم که شده باید به حقوق مردم و کارگرانی که به فلاکت افتاده اند، نگاه شود.

حداقل درخواست ما علنی بودن جلسه است، همه عناصری که در این اتفاق سهیم بودند، بارها و بارها بسیاری در طول این چند سال در استان بازداشت شدند، رفتند، کارگران بیکار به حق خود نرسیدند، و باز هم این اتفاق تکرار شد، تکرار شد، تا به اینجا رسیده و مقصر واقعی عدم عدالت طلبی ما بود.

کسانی که تا آخرین لحظه ضد انقلاب را بانی همه اخبار می دانند، کسانی که کارگران را به رسمیت و انسانیت نمی شناسند، کسانی که برای اندکی ماندن در صندلی مدیریت خود و به پایان بردن دوران کاری خود، دست به هر اقدامی می زنند و تن به هر خفتی می دهند.

پس عامل ۴ دهه عقب افتادگی خوزستان یک نفر نیست، یک جریان دنباله دار از عده ای است که شعار خواستن می دادند اما نمی توانستند، زیرا جایگاه را به هر قیمتی طلب می کردند. باید به آسیب شاسی این جریان برسیم و بیش از همه چیز اینکه هیچ کسی قابل تقدس نیست، هر کسی که کار می کند در مقابلش حقوق و مزایا دارد، پس بر کسی منتی نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:
برچسب ها:
, , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.