کدخبر :
44421
تاریخ مخابره :   
۱۳۹۵/۸/۲۶ - ۰۹:۳۹

تقابل موج جهاني شدن با ناسيوناليسم جديد

حسين احمدي

پيروزي ترامپ اتفاق تكان‌دهنده‌اي بود كه بسياري آن را باور نمي‌كنند ولي اتفاقي است كه افتاده است. اما آيا بايد از اين حادثه تعجب كنيم. آيا اين رخداد حاصل يك احساس يك روزه است يا عوامل ساختاري عميقي دركارند كه موجب اين نتيجه شده است. آيا اين عوامل ساختاري مختص جامعه آمريكا است و يا آنكه ديگر كشورهاي جهان را هم دربر مي‌گيرد؟

سالها پيش نظريه‌پردازان جهان صحبت از يك دهكده جهاني مي‌كردند. نظريه­اي كه مرزها را از بين مي‌برد و به شدت مقابل احساس ملي‌گرايانه و ايدئولوژيك قد علم مي‌كرد. پس از سالها از طرح اين موضوع و احياي آن در سال 2008 همگام با رشد شبكه‌هاي اجتماعي موجب ايجاد اتاق شيشه­اي شد كه ارتباطات مردم دنيا را به شدت نزديك مي‌كرد. مسير به گونه­اي بود كه بسياري بر اين باور بودند كه موج جهاني شدن همه چيز و همه كس را در خواهد نوريد و جهاني تازه­اي خلق خواهد كرد. تا آنكه انتخابات برگزيت اولين شوك را به اين اميد وارد نمود و درعين ناباوري نشان داد كه هنوز نيروي ناسيوناليستي زنده است و به ياري ديگر نيروهاي مخالف در مقابل موج جهاني شدن مي­ايستد و آن را شكست مي‌دهد. اين نيرو و يا بهتر بگوييم موج ناسيوناليستي تركيبي جديد و آنچنان قدرتمند درحال آغاز بود كه برخي تحليلگران صحبت از فراگيري آن مي‌كردند؛ تا­ جايي كه طرح گزينه ترامپ در انتخابات آمريكا و كاميابي او در كارزار انتخابات مقدماتي را حاصل اين موج مي‌دانستند. اما كمتر كسي باور مي‌كرد كه اين موج همانند بريتانيا در آمريكا هم پيروز شود و ترامپ را بر صندلي قدرت بنشاند. احتمالي كه امروز پس از آمريكا و بريتانيا براي پيروزي جريان­هاي نئومحافظه­كار آلمان و فرانسه هم به شدت قوي شده است و منتظر سرايت آن به ديگر كشورها بود. نكته جالب ديگر اين است كه بسياري اين تحليل را داشتند كه توسعه شبكه‌هاي اجتماعي به روند جهاني شدن شتاب خواهد بخشيد و تا حدودي هم اين‌گونه شد ولي چيزي كه به اين مقدار غيرقابل باور بود اين است كه اين شبكه‌ها، خود موجب بستري شوند تا موجي عليه جهاني شدن ايجاد گردد. فقط كافي است به نقش شبكه‌هاي اجتماعي در پيروزي ترامپ توجه كنيد.

حال اگر بخواهيم كمي به توصيف اين موج جديد براي شناخت بهتر آن بپردازيم. بايد به حرف­هاي راي‌دهندگان گوش دهيم و از حس دروني آنها باخبر شويم. جالب است كه وقتي اين تحقيق را انجام مي‌دهيم يك احساس به شدت در آنها وجود دارد. اين احساس كه سياستمداران ما به مشكلات ما توجه نمي‌كنند و آنقدر درگير مسائل سياسي و بالخصوص بين‌المللي هستند كه از جامعه خود جا مانده­اند. چرا آنقدر سياستمداران از مشكلات ما دوراند و انگار درجهاني متفاوت با ارزش‌هاي ديگر زندگي مي‌كنند. كدام سياستمدار برمي‌خيزد كه بدون درگيري در مسائل سياسي كشورهاي ديگر به مشكلات ما بپردازد. اينها عقده‌هايی است كه اثر خود را در انتخابات نشان خواهند داد.

صحبت از جهاني‌شدن و توسعه تفكر نئوليبرالیسم در ايراني كه ليبرال بودن براي برخي گروه‌ها فحش است، بسيار سخت‌تر از جوامع غربي است. البته ايران امتياز ويژه‌اي دارد كه طرح آن هدف اصلي اين يادداشت بود. ليبرال‌ها در ايران نسبت به بسياري از كشورهاي صنعتي در موقعيت ضعف هستند تا در قدرت. در صورت اتخاذ استراتژي­هاي هوشمندانه با استفاده از اين موج و هدايت صحيح آن مي‌توان به تقويت جريان‌هاي رفرميست و ليبرال پرداخت و آنها را در موضع قدرت قرار دهد. براي مثال آقاي روحاني در تبليغات انتخاباتي پيش رو بايد از شعارهاي ملي‌گرايانه بهره ببرد تا از فوايد اين موج در جهت پيروزي استفاده كند.

نمایش نظرات
ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال