کدخبر :
44323
تاریخ مخابره :   
۱۳۹۵/۸/۲۴ - ۰۹:۵۶

فهم جهان شعري احمدرضا احمدي

سودابه مهيجي

احمدرضا احمدي شاعر نام آشنا و پركاري است كه از بنيان‌گذاران سبكي منحصربه‌فرد در شعر سپيد محسوب مي‌شود. سبكي كه بعدها توسط صاحب نظران، موج نو نام گرفت. اگرچه شايد از پيروان سليم اين مكتب تا به امروز تنها خود احمدرضا برجاي مانده اما اين از تشخص شعر موج نو هيچ نكاسته است و اين راه كم رهرو جاي خود را به‌درستي در شعر پارسي بازنموده است.

درباره شعر احمدرضا احمدي به سختي مي‌توان ابراز نظر كرد و تحليل‌های رايج را بزبان آورد. شعر او خود تنها گواه و تنها راهگشاي شعر اوست! شعري كه گاه به نثر شباهت بسيار پيدا مي‌كند اما در عين حال طريفه‌اي در خفاي واژگان و عبارات او هست كه نمي‌توان آن را نثر دانست شايد به تعبير حافظ يك «آنِ» وصف‌ناشدني...

براي فهم جهان شعري احمدرضا هيچ راهي جز پناه بردن و توسل به خود اشعارش وجود نخواهد داشت. بايد آنقدر در اين سطور و واژه‌ها غور نمود كه سرانجام دري به دنياي ژرف و غريب ذهن شاعر گشوده شود و درك سخنان او حاصل آيد.

هر چند احمدرضا احمدي خود از پذيرفتن القاب و اسامي براي آثارش سر باز مي‌زند اما براي صاحب‌نظران و اهالي آموخته شعر آشكار است كه آثار وي را مي‌توان داراي خصايص مكتب سوررئاليسم دانست. سوررئاليسم موجود در شعر احمدرضا، خواننده را به سرگشتگي وامي‌دارد و او را در اغلب موارد در ميان اوهام رها مي‌كند اما در عين حال لذت حاصل از لحن عبارات كه حس رها شدگي و سبك شدن در يك جهان تجربه نشده و خواستني را به خواننده مي‌دهد نيز حاصل همين سوررئاليسم است.

شايد بتوان گفت گونه‌اي اشراق در شعر وي هست. اگر چه اين اشراق از نوع منحصربه‌فرد خويش است و شايد علت اين مسئله بازمي‌گردد به اينكه احمدرضا جهان را در لحظه‌ها روايت مي‌كند. لحظه‌هاي منقطع... لحظه‌هايي كه ناگاه مثل يك بارقه پيش روي او مي‌درخشند و سپس خاموش مي‌شوند بي‌آنكه دنباله ادامه داري از ماجراهاي ممتد باشند. هر لحظه خود به تنهايي با تصويري و احساسي مي‌آيد و مي‌رود. و اين درست به «احوالات» عرفاني مي‌ماند. آنچه كه عرفا آن را «حال» مي‌نامند و در پرتو آن به شهود مي‌رسند.

جوهره اصلي شعر احمدرضا احمدي نوعي «شهود» است. سكون شاعر در لحظه و نگريستن تام و تمام او به جهان درخلال لحظه و سپس روايت آنچه مي‌بيند.

اما آنچه اين شاعر مي‌بيند ومي گويد شايد با آنچه معهود و معمول است تفاوت دارد. نمي توان اين تفاوت را زاييده تخيل او دانست. افق ديد او از تخيل برتر و بالاتر مي‌ايستد. روايت او از جهان براساس نوع جهان بيني خاص وي است، و نه بر اساس تخيل.

اگر او مي‌گويد «اسب مرا درو كردند» واقعه‌اي را بيان مي‌كند كه در نگاه او حقيقتا درو كردن اسب است. آنجا كه مي‌گويد «كبوتر سفيد از بام خانه بخار مي‌شود» بي‌هيچ اغراق و تخيلي اين سخن را بر زبان مي‌آورد. او حقيقتا پرواز كبوتر را تبخير مي‌بيند و اينگونه شهود مي‌كند. دليل اين ادعا نيز كاملا آشكار است اينكه در تمام اشعار وي يك تم اصلي و سبك گفتار همواره در جريان است، نوعي وحدت وجود كه در ساحت «زبان» تجلي يافته است.

راوي تمام آثار او همواره يك شخص واحد است و از يك زاويه ديد واحد به هستي مي‌نگرد. در نگاه اول حتي ممكن است اشعار او شبيه به هم و تكراري به نظر برسند حال آنكه با نگرشي ژرفتر مشاهده مي‌كنيم كه تجليات گوناگون جهان در اين اشعار ثبت شده. اگر اين شاعر از تخيل خود بهره مي‌جست و صرفا تشبيهات و استعارات ذهني را وارد شعرش مي‌كرد نمي‌توانست جلوه‌هاي متعددي از مسائل پيش پا افتاده و «منجمد» و «ثابت» حيات را با زيبايي نامكرر بيان كند. چنانچه ساكن‌ترين عناصر زندگي مثل نام روزهاي هفته، فصول، رنگها، گياهان و ميوه‌ها در شعر احمدرضا احمدي تشخص حقيقي و عيني و پويا دارد. او لحظه لحظه چگونگي اين عناصر را توصيف مي‌كند، توصيفي تكرار نشدني. تمام اشيا و موجودات در شعر او زنده و پوينده‌اند. همه چيز دم به دم و نوشونده است، همان‌گونه كه به قول مولانا «هر نفس نو مي‌شود دنيا». هر چيزي در هر لحظه براي خود وصفي دارد كه با لحظات قبل و حتي با آنچه در ذهن ما سابقه دارد، شبيه نيست.

از خصايص سوررئاليسم اين است كه بيانات گوينده بدون دخالت ذهن و قضاوت‌هاي ذهني و خط‌كشي‌ها و بايد‌ها و نبايد‌هاي ذهن او رخ مي‌دهد.*

منطبق با اين توضيح مي‌شود نتيجه گرفت شاعر سوررئالي مثل احمدرضا جهان را وراي ذهن خود و بي دخالت آن شرح مي‌دهد. لذا او راوي شهود يگانه خويش از جهان است بي آنكه در اين روايت متوسل به شگردهاي شاعرانه معمول كه زاييده تخيل هستند شود؛ چراكه در اين شهود همه چيز آنچنان ديگرگون و محير و بديع ظهور مي‌كند كه براي زيباتر شدنش نيازي به بهره جستن از تخيل نيست. جهان وراي ذهن، كه چه بسا بي شباهت به عالم وحدت عارفانه نباشد، سراسر بي نياز از آرايش است.

*سوررئاليسم وسيله‌اي است براي آزاد‌سازي مطلق ذهن. (دادا و سوررئاليسم، نوشته سي.و.اي. بيگزبي، ص52- نشر مركز)

کلید ‫واژه‌های مطلب:
|
|
|
نمایش نظرات
ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال