کدخبر :
43519
تاریخ مخابره :   
۱۳۹۵/۸/۹ - ۱۰:۱۰

ابوالقاسم رئوفيان در گفتگو با «روزان»: «روحاني» معادلات اصولگرايان را برهم زد/اقبال عمومي حزب «موتلفه» به حداقل رسيده است

روزان نیوز-روحانی با عزل فاني توانست اعتماد جامعه فرهنگيان را جلب كند.

زهره دياني : خبر اعلام كانديداتوري اسدالله بادامچيان، يحيي آل‌اسحاق و مصطفي ميرسليم از سوي حزب موتلفه اگرچه در روزهاي اخير واكنش بسياري از اصولگرايان را به دنبال داشته است اما روز گذشته از سوي روابط عمومي اين حزب تكذيب شد. اما در حالي كه بيانيه حزب موتلفه كانديداتوري اين سه چهره را گمانه‌زني و فاقد اعتبار خواند، حميدرضا ترقي عضو شوراي مركزي حزب موتلفه به رسانه اصولگراي فارس گفت كه «هشت نامزد حزب موتلفه مشخص شده و اسامي اعلام شده نيز درست است اما بايد نهايي شود.» اسامي‌ای كه بي‌ترديد از پيشگامي حزب موتلفه براي ورود به انتخابات 96 نسبت به ديگر احزاب اصولگرا خبر مي‌دهد. حزبي كه به عنوان يكي از تشكل‌هاي سنتي اصولگرايي قرابت زيادي با جبهه پايداري و جمعيت ايثارگران داشته و به خاطر مواضع‌اش در انتخابات ادوار گذشته موفقيت چنداني نداشته است. تنزل پايگاه اجتماعي اين حزب حتي مورد تاييد اصولگرايان نيز هست. ابوالقاسم رئوفيان،دبير كل حزب ايران زمين در اين باره معتقد است در وضعيت كنوني اقبال عمومي اين حزب حتي در حد متوسط به بالا هم وجود ندارد. ادامه گفتگوي «روزان» با اين فعال سياسي اصولگرا را در ادامه بخوانيد:
* افرادي براي كانديداتوري حزب موتلفه معرفي شده‌اند نظر شما درباره جايگاه اين افراد چيست؟
بالاخره از نشانه‌هاي حيات سياسي يك حزب طرح اين‌گونه مباحث است. بررسي آن به عنوان يك موضوع درون تشكيلاتي است تا در نهايت به يك جمع‌بندي برسند. اين مسئله نشان مي‌دهد حزب موتلفه به انتخابات رياست جمهوري نگاه جدي دارد كه به عقيده بنده كار پسنديده‌اي است. البته اگرچه حزب موتلفه در بيانیه‌اي اين موضوع را تكذيب كرده است اما مي‌توان گفت اين موضوع مسئله درون تشكيلاتي بوده است و دبير كل اين حزب هم قبلا گفته بود كه در اين خصوص تصميم‌گيري خواهند كرد لذا ممكن است در بحث‌هاي درون تشكيلاتي خود به همين جمع‌بندي رسيده باشند اما اين موضوع به اين معنا نيست كه حزب موتلفه بخواهد يكي از اين سه نفر را به افكارعمومي و جامعه پيشنهاد بدهند. آنها معتقدند در جبهه بزرگ اصولگرايي حركت مي‌كنند و در آن چارچوب كانديداي خود را به شوراي عالي هماهنگي اصولگرايان پيشنهاد خواهند داد كه در كل بنده اين حركت و اين نوع تصميم‌گيري‌ها را مثبت ارزيابي مي‌كنم.
* كانديداي موتلفه اين اقبال را خواهد داشت كه نظر اصولگرايان و مردم را جذب كند؟
حزب موتلفه گزينه نهايي خودش را به مردم پيشنهاد نمي‌دهد. اين گزينه به شوراي عالي هماهنگي اصولگرايي پيشنهاد داده مي‌شود.
* سئوالم را اين‌طور مطرح مي‌كنم اگر در نهايت اصولگرايان برسر كانديداتوري حزب موتلفه اجماع كنند اين حزب پايگاه اجتماعي مطلوبي دارد كه كانديداي اين حزب بتواند رقيب جدي در انتخابات 96 مقابل كانديداي اصلاح‌طلبان باشد؟
اين را بايد به اتفاقاتي كه در آينده شاهدش خواهيم بود گره بزنيم. به هرحال آقاي آل اسحاق وزير بازرگاني دولت سازندگي بود. بادامچيان هم يك چهره شناخته شده نيست اما سابقه وزارت داشته است. اينها چهره‌هاي ناآشنايي نيستند. اما اقتضائات چهارساله1396تا1400را بايد ديد تا سپس بنابر مسائل سياست خارجي،اقتصادي و سياست داخلي و در كنار ديگر نامزدها درباره آن تصميم‌گيري كرد. به طور حتم كانديداهايي ديگري هم به شوراي عالي اصولگرايان پيشنهاد مي‌شوند لذا كسي كه ارتباط بيشتري با شاخص‌هايي داشته باشد كه براي رئيس دولت دوازدهم تعيين مي‌شود معرفي خواهد شد بنابراين از الان نمي‌شود سئوال شما را پاسخ داد.
* از اين جهت اين سئوال را پرسيدم كه در انتخابات چند دوره قبل خصوصا انتخابات مجلس كانديداهاي حزب موتلفه اقبال مردمي نداشته‌اند باتوجه به چنين سابقه‌اي، اين حزب در انتخابات آينده مي‌تواند براي جريان اصولگرا تعيين‌كننده باشد؟
مجلس را نمي‌توانيم با رياست جمهوري مقايسه كنيم. رياست جمهوري يك پروژه ملي است در سطح كشور. مردم نسبت به گزينه‌هاي پيشنهادي اظهار نظر مي‌كنند و راي مي‌دهند و مشخص مي‌شود كسي كه آرای اكثريت مطلق را كسب كند مي‌شود رئيس‌جمهور. وگرنه در مرحله دوم آن فرد هر مقدار راي بياورد رئيس‌جمهور منتخب مردم مي‌شود. در مجلس شوراي اسلامي هر حوزه انتخابيه‌اي به نمايندگان مورد نظر خودش راي مي‌دهد اين دو انتخابات باهم فرق دارد.
* اما اين نگاه هست كه سنتي‌هاي اصولگرا مثل حزب موتلفه محبوبيت مردمي كمتري دارند؟ شما دليل جايگاه ضعيف اين‌گونه تشكل‌هاي اصولگرايي را در چه مي‌دانيد؟
به هرحال اگر ما مقاطع مختلف را در نظر بگيريم تفاوت‌هايي را مشاهده خواهيم كرد اينكه در بعضي از مقاطع اقبال بيشتري بوده و در برخي از مقاطع اقبال عمومي به حداقل ممكن خودش رسيده است. در وضعيت كنوني موتلفه در چنين حالتي قرار دارد. يعني اقبال عمومي اين حزب حتي در حد متوسط به بالا هم وجود ندارد. دليل اين مسئله بازمي‌گردد به افكار عمومي. به اين معنا كه افكارعمومي باتوجه به نوع مواضعي كه اعلام مي‌شود و نگاه و رويكرد جامعه ما نسبت به مسائل مختلف و نوع تعامل حزب موتلفه با ديگر احزاب و اتخاذ مواضعي كه نسبت به دولت‌ها دارد، اينها در كنار هم مي‌تواند برآيندي را در نظر افكارعمومي قرار دهد كه رويكرد مردم نسبت به اين حزب رويكرد قابل اتكايي نباشد.
* در كل، اقبال عمومي نسبت به جريان اصولگرايي را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
بسته به نوع تصميم اصولگرايي در اين مدت باقیمانده دارد. نوع عملكرد آقاي روحاني وحتي نوع تصميم‌گيري اصلاح‌طلبان هم حائز اهميت است. اصولگرايان بايد تصميمشان باتوجه به شناختي باشد كه از جبهه مقابل دارند. عملكردي كه روحاني در دولت يازدهم خصوصا در مدت زمان باقيمانده داشته است. تصميم روحاني مبني بر عزل وزرا و ترميم كابينه معرفي سه وزير جديد اقدامي بود كه به نظر مي‌رسد مقداري از آنچه را كه روحاني از دست داده بود، به دست آورد. يعني با عزل فاني توانست اعتماد جامعه فرهنگيان كشور خصوصا معلمان را جلب كند. اين عزل باتوجه به اختلاسي كه در صندوق ذخيره فرهنگيان اتفاق بوده گام رو به جلو بود كه روحاني برداشت؛ لذا تصميماتي كه ايشان در آينده خواهد گرفت مسئله برخورد با حقوق‌هاي نجومي و مسائلي كه مي‌تواند رضايت خاطر مردم را تامين كند ممكن است معادلات اصولگرايان را برهم بزند اقدامي كه اخيرا با تغيير وزرا انجام گرفته و اقداماتي ديگري كه ممكن است در آينده شود معادلات سياسي را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.
* فاصله گرفتن از سنتي‌هاي اين جريان و جوانگرايي چقدر در موفقيت اصولگرايان تاثيرگذار است؟
جوانگرايي مقوله‌اي است كه مي‌تواند بسيار تاثيرگذار باشد. استفاده از تجارب پيران سياست و كساني كه در اين حوزه تجاربي را كسب كردند و نيروي جوان كه مي‌توان كاري عملي را از اين ناحيه متصور بود مي‌تواند زمينه تعالي و پيشرفت كشور را فراهم كند استفاده از نيروي جوان و پتانسيل اين قشر نبايد مورد غفلت قرار بگيرد.

نمایش نظرات
ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال