کدخبر :
1755
تاریخ مخابره :   
۱۳۹۲/۱۱/۹ - ۲۱:۲۴

دکتر سید صادق حقیقت در گفت وگو با روزان مطرح کرد:

نقد منصفانه نقد اخلاقی است

روزان - آروین شیرمردی

نقد در لغت به معنی بهین چیزی را برگزیدن و تشخیص سره از ناسره است . بسیاری نقد و انتقاد را موجب پویایی جامعه و موتور حرکت آن برمی شمارند. البته در سوی دیگر افرادی هم هستند که نقد را قضاوتی منفی می دانند. اما واقعیت امر این است که نقد هم ابعاد و سویه های مثبت  را بیان می کند و هم به جنبه های منفی متون می پردازد. نقد انواع مختلفی دارد که به طور نمونه می توان به نقد اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی اشاره کرد. در این مجال نقد سیاسی مد نظر ماست که نخستین بار از سوی کارل مارکس با تئوری "ازخود بیگانگی"مطرح شده است.در این میان سید صادق حقیقت، استاد دانشگاه و نظریه پرداز ایرانی در حوزه اندیشه سیاسی اسلام به تازگی کتابی را با عنوان نقد متون سیاسی به چاپ رسانده است .به همین بهانه به سراغ وی رفتیم تا در مورد انگیزه های پرداختن به این موضوع و همچنین ابعاد نقد اخلاقی و سیاسی باخبر شویم.او در این باره معتقد است که نیاز به نقد منصفانه در فضای فکری ایران  بسیار احساس می شود‌؛نقدی که به نکات مثبت و منفی در کنار هم بپردازد.مشروح گفت وگوی خبرنگار روزان با دکتر صادق حقیقت را در ذیل می‌خوانید؛

 

شما به تازگی کتاب نقد متون سیاسی را به چاپ رساندید. چه عواملی شما را متمایل کرد که به این سمت کشیده شوید،آیا ضعف نقد علمی در فضای فکری کشور در انتخاب این مسیر از سوی شما متاثر بود ؟

چند مساله در طول زمان باعث شد که من به این سمت گرایش پیدا کنم. اول اینکه در جامعه ما به طور کلی فضای نقد وجود ندارد. و کتاب هایی هم که در این زمینه خاص به چاپ رسیده اند شمار آنها بسیار  اندک است. دوم اینکه  کتاب هایی که من مطالعه می کنم و به چاپ می رسند مرا به این نتیجه رساندند که هم با بحران روش رو به رو هستیم و هم با آشفتگی مفاهیم .مسئله سوم در حوزه مباحث اسلامی سازی و علوم انسانی و نزدیک شدن این علوم با شرایط خاص ایران اسلامی است که نیاز به کنکاش بیشتری دارد که در این زمینه می شود نقد هایی را به متون خاصی وارد کرد.

نقد اخلاقی موضوعی است که سعی شده است در این کتاب به آن پرداخته شود. نقد اخلاقی چه ویژگی هایی دارد و فصل تمایز آن با دیگر نقدها در چیست؟

 نیاز به نقد منصفانه در فضای فکری ایران  بسیار احساس می شود.‌طبق اصل طلایی کانت خودمان را جای دیگری بگذاریم . و این کار روایی است. پس نقد منصفانه به این معناست که متون ما هم می تواند مشمول چنین نقدهایی بشود. اما نقد اخلاقی یکی از ویژگی هایش این است که صرفا به متن بپردازد نه به حواشی . به‌اینکه نویسنده چه عقایدی دارد و چه مسائل حاشیه ای وجود دارد نپردازد و صرفا به محتوا توجه کند.دوم اینکه نقد ابتدا به برجسته کردن نکات مثبت بپردازد. و صرفا توجه به نکات منفی نیست،بلکه بیان نکات مثبت و منفی در کنار هم است. سوم اینکه نقد باید به شکل عالمانه هم به مباحث صوری،هم روشی و هم محتوایی بپردازد.

شما در نقد متون سیاسی به این نکته پرداختید که علوم سیاسی در ایران با آشفتگی مفاهیم و‌ ضعف روشی رو به روست؛این مسائل را بیشتر توضیح دهید و آیا برای برون رفت از این معضلات راهکاری هم پیشنهاد داداید؟

 در خصوص آشفتگی مفاهیم باید بگویم که دانشجویان علوم سیاسی به خصوص در مقاطع بالا نمی توانند تفاوت چندانی بین چند مفهوم مثل سیاست ، فلسفه سیاسی، فلسفه سیاست و فلسفه علم سیاست قائل بشوند. و نمی دانند این مفاهیم چقدر هم پوشانی دارند. من درهیچ یک از متون علوم سیاسی ندیدم که علوم درجه اول و علوم درجه دوم را از هم تفکیک کنند. طبق تعریف علوم درجه اول که به پدیده ها توجه دارند در علم سیاست  همان قدرت است و در فلسفه سیاسی می تواند دولت مدرن باشد. اماعلم درجه دوم دانشی است که موضوع آن یک علم دیگر است.در ایران تفاوتی بین این علوم نگذاشته اند. به همین دلیل  نمی توانند بین ساده ترین مفاهیم علم سیاست تفاوت قائل باشند. در کتاب روش شناسی علوم سیاسی من مواردی را برشمردم که در کتب درسی علوم سیاسی و شبه درسی مفاهیم خلط شده اند؛مفاهیمی چون دولت ، حاکمیت و حکومت....

بحران روش مسئله دیگری است که‌ ما متون زیادی در خصوص روش شناسی علوم سیاسی نداریم . به همین سبب من شخصا به نگارش کتاب روش شناسی همت کردم. روش در کتب علوم سیاسی ما به کار گرفته نشده است؛بعضا هم که به کار گرفته شده است روش هایی است که با هم غیر قابل جمع اند؛مثلا روش های هرمونتیکی با روش های پسا مدرنی . و در بسیاری از پایان نامه های ارشد و دکترای ما روش به کار نرفته است و اگر هم به کار رفته صحیح نیست.

در درجه اول محتوا بود؛کتاب ها را که نگاه کنید در درجه اول مربوط به اندیشه سیاسی اسلام است . و چون کسانی که در این زمینه کار می کنند از دوستان نزدیک من هستند ، من با این کار می خواستم نشان دهم که مسئله علمی دوست دور و نزدیک بر نمی تابد و همه را در بر می گیرد. خوشبختانه برخوردها همه خوب بود و عکس العمل بدی ندیدم. به طور خاص من نقدی به کتاب دوست ارجمندم دکتر میر موسوی نوشتم که ایشان بسیار استقبال کردند . همچنین نقدی که به قدرت،دانش و مشروعیت فیرحی نوشتم که ایشان این مطلب را در سایت خود گذاشتند.(البته این نقد با همکاری احمد بستانی به نگارش در آمد)

تاکنون شده است به آثار پیشین خود مراجعه کنید و بخواهید آنها را به  نقد بکشانید و آن را در دسترس دیگران هم قرار بدهید؟

 شخصا هر لحظه در حال نقد خودم هستم.نمونه آن هم ویراست هایی است که بر روش شناسی علوم سیاسی می نویسم.من دیگر چاپ اول کتابم را قبول ندارم.درویراست اول کتاب نواقصی وجود داشت و نیاز به اصلاحات محتوایی داشت که در طول تدریس و جلسات نقد کتاب آن متن را اصلاح کردم . ویراست جدید بر کتبم نوشتم اما نقد ننوشتم .

نمایش نظرات
ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال